 و همسر مظلومش ندارد؟ علي و فاطمه اي كه در امور دين به هيچ عنوان اهل مسامحه نيستند و به طور قطع از وصيت به تدفين پنهاني و ناشناخته ماندن قبور مطهرشان -كه تا ان زمان شايد مرسوم نبوده است- هدفي سياسي را دنبال مي كرده اندآيا اين عمل جز افشاي‌ ستم‌ غاصبان‌، نوعي اعلام نارضايتي از مردمان زمان و اعتراض به تنهايي حضرت علي (ع) مفهومي ديگر دارد. آيا پنهان ماندن قبر پاره تن رسول خدا آن هم در شرايطي كه كمتر از سه ماه از رحلت پيامبر اكرم مي گذرد نوعي پيام رساني به تمامي اعصار براي بيان واقعيتي كه اززمان درگذشت پيامبر تا پيوستن دختر گرانمايه اش به ايشان، رخ داده است نيست؟واقعا چه اتفاقي افتاد كه گل ياس پيامبر كه همه مردم احترام پيامبر به اورا به كرات ديده بودند به اين نتيجه مي رسد كه وصيت‌ كند‌ پيكرش‌ را شبانه‌ غسل‌ دهند و به‌ خاك‌ سپارند، آيا از اين تدبير قصدي غير از اين داشته اند كه ظالماني‌ كه‌ او را آزرده‌ بودند، در مراسم‌ دفن‌ او حضور نيابند و از اين‌ حضور، بهره‌ برداري‌ سياسي‌ براي‌ تطهير خود و توجيه‌ كارهايشان‌ نكنند.

منابع:

-1www.irib. ir/tv/madar86/koniyeh. htm
-2www.hamshahrionline.ir/News/?id=57064
3-فاطمه زهرا (س) تولد و لقبهاي او،
tiknews.org/display/?ID=62244&page=- 84k
4- رسول توده زارع، زندگينامه حضرت زهراء،
http://www.whc.ir/index. php?action=article&cat=91&id=3192&artlang=fa
5- مقدم‌نيا شاهرودي محمدحسن، زيبايي‏هاي معنوي در سيره فاطمي، http://www.ido.ir/a.aspx?a=1387031205
منبع: باشگاه اندیشه - به نقل از www.articles.irفاطمه (س) در نقش ام ابيها

نويسنده: عباس بذركار

اي گل آفرينش!
كجا ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكر تو آريم و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد؛ كدام آيينه است كه درخشش نور تو را بر تاباند.
اي شكوفه رسالت!
ما را همين افتخار بس كه گل دامنت، خميني بت شكن، ملت مجاهد را فرزندان معنوي تو خواند و روز ميلادت را والاترين روز براي انتخاب روز زن دانست.
اي فاطمه ! اي نام تو جامع كمالاتت كه گوياي عصمت آتش افروز توست. اي آنكه دامنت رسالت سردار عصمت را پرورد، اي آنكه مهر رخت خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است؛ چرا كه جهان بانوان را تو سروري. اي آنكه شهد شهادت سوزانت را از چشمه صداقت و اخلاص چشيده اي، اي آنكه بر گرده گيتي دو ريحانه مصطفي (ص) را مادري، پس نقش آفرين كربلاي 61 توئي، اي آنكه بر باب فردوس برين نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم خدائي، تو جلوه گاه رضاي حقي.
فاطمه، اي گل آفرينش، تو واژه خوشبختي را معنا بخشيدي، توتوحيد را خانه داري كردي، دستي كه چرخ هدايت را مي گرداند، همو آسياب كوچك خانه خويش را براي پخت گرده ناني مي چرخاند؛ شاهدش دست پينه بسته و تاول زده است و همو كه در كنار خندق به اطعام پدر مي پردازد و همو كه لباس مجاهد مردي چون علي مرتضي (ع) را مي شويد و همو كه در دفاع از ولايت و فدك به خطابه مي نشيند، همو غنچه دامن خويش را به سينه مي چسباند تا از گريه باز ايستد و مهر مادر بچشد.
راستي اي مجلاي صبر و رضا، مگر آن روز كه مدال قهرماني به بازويت گرفتي، به علي نگفتي كه چه گذشت، مگر به او نگفته بودي كه استخوان پهلو، ضرب كين ديده است؟ هان اي خلايقي كه در قيامت در مسير عبور فاطمه (س) سر به زير و چشم بر هم مي نهيد آيا مي نگريد كه بر بازوي فرزند « و ما رميت اذ رميت و لكنّ الله رمي[1]» نابكاري به امر خصم دون چه فرود مي آورد؟ آيا مي شنويد ناله جانسوز دخت «و ما ينطق عن الهوي ان هو الّا وحي يوحي[2]»را كه چسان ميان در و ديوار كمك مي طلبد؟ اي فاطمه تو حياتت، شهادتت، قبرت، همه و همه افشاگر خط سامريست.

اسامي حضرت فاطمه (س)

فاطمه
يكي از اسامي حضرت، «فاطمه» است. « فاطمه»از «فطم» به معناي « بريده شدن و جداشدن» مي باشد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: « همانا من دخترم را ( فاطمه) نام گذاردم، براي اين كه خداوند عزو جل او و دوستدارانش را از آتش جهنم بريده و دور نگاه داشته است [3]».
در حديث ديگري آمده است كه فاطمه ناميده شد زيرا او و شيعيانش از آتش جهنم بريده شده اند.
از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه فرمود: «... فطمت من الشر و يقال انماسميت فاطمه لا نها فطمت عن الطمث؛ فاطمه بدان علت نامگذاري شد كه از شر و بدي بريده شده است، و گفته شده بدان علت است كه از اخلاق و افعال ناپسند و ذ ميمه به دور است[4]».
در اين زمينه احاديث متعدد ديگري كه علتهاي ديگري را ذكر نموده اند، نيز وجود دارد كه به جهت رعايت اختصار متذكر آنها نمي شويم.

زهراء
از ديگر اسامي آن حضرت، « زهراء» است. « زهراء»از « زهر» به معناي « درخشيدن»است.
ابان ابن تغلب مي گويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: يابن رسول الله! چرا حضرت فاطمه، زهرا، ناميده شده اند ؟ حضرت فرمود: به خاطر اين كه روزي سه بار براي اميرالمؤمنين (ع) نور افشاني مي كرد، وقت نماز صبح، در حالي كه مردم در خواب بودند، جمالش نور افشاني كرده و سفيدي نورش به خانه هاي مردم در مدينه مي تابيد و ديوارها سپيد مي گشت، آنهاتعجب كرده، خدمت پيامبر مي آمدند و از آنچه ديده بودند مي پرسيدند، حضرت ايشان را روانه منزل فاطمه (س) مي كرد آنها به منزل فاطمه آمده و مي ديدند كه حضرت در محراب عبادتش نشسته و نماز مي گزارد و نور جمالش از محراب ساطع است، آنگاه مي دانستند آن نوري كه ديده بودند از نور فاطمهُ زهرا بوده است و...».
در حديث ديگري وارد شده است ابن عماره از پدرش نقل مي كند كه گفت: « از امام صادق (ع) پرسيدم: چرا حضرت فاطمه (س)، زهراء، ناميده شد ؟ فرمود: براي اين كه وقتي فاطمه زهرا در محراب عبادت به نماز مي ايستاد، نورش براي اهل آسمان مي درخشيد همان طور كه نور ستارگان براي اهل زمين مي درخشد[5]».
درباره وجه تسميه اسامي ديگر حضرت فاطمه (س)، احاديث متعددي وارد شده است كه به جهت رعايت اختصار متذكر نمي شويم[6].

منزلت حضرت (س)
فضائل فاطمه (س) اقيانوس بزرگي است كه دُررگران سنگ و نابود نشدني درآنند وغواصان نه توان آن دارندكه در آن غور كنند و نه آن بحر جواهر را به سودا در آورند.
و امّا:
آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد
در منزلت فاطمه (س) همين بس كه او محور خشم و خشنودي خداوند است؛ لذا رسول حق مي فرمايد: « انّ الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها؛ خداوند با غضب و خشم فاطمه غضب مي كند و با خشنودي او خشنود مي شود[7]».
در اين راستا سخن بسيار است و ما به بضاعت مزجاه تنها به گوشه اي از آن اشاره مي كنيم.

بررسي الگوهاي رفتاري فاطمه (س) در نقش ام ابيها
چشمهاي هر انسان در طول زندگي به دنبال كسي است كه از او بياموزد و يا رفتار خودرا با او مقايسه كند تا خود را اصلاح و يا توجيهي براي اعمال خود بيابد.
در اين نظرگاه معمولا افراد ويژه مطمع نظرند؛ بزرگان، نخبگان در ابعاد مختلف و خانواده ها و افراد وابسته به ايشان.
پس شخصيتي چون فاطمه زهرا، به عنوان دختر بزرگ رهبر مسلمانان در طول تاريخ و شخصيتي كه از سوي پدر به عنوان ام ابيها معرفي شده است جايگاه ويژه اي دارد.
در ب