رسي الگوي رفتاري آن حضرت در نقش ام ابيها، ابتدا بايد به اين سوال پاسخ داد كه مقصود از ام ابيها چيست؟ آنچه قطعي است اين عبارت حاكي از محبت بي نهايت پيامبر نسبت به فاطمه زهرا (س) است.
حال بايد دانست كه منشا اين محبت چيست ؟ آيا صرفا علاقه معمولي پدر به فرزند است، يا مسأله مهمتر است؟
به دو دليل اين محبت ابعادي گسترده تر و عميقتر از يك دوست داشتن عادي است:
اول: آن كه پيامبرشخصيتي است تكامل يافته؛ براي دوست داشتن يا نداشتن صاحب معيار مشخص است چرا كه پيروان خود را توصيه مي كند: « ان اكرمكم عند الله اتقيكم[8]» و اعجاز جاودانه او قرآن مي فرمايد: « اشدّاء علي الكفاررحماء بينهم[9]»پس نمي تواند فاطمه را آن همه عزيز بدارد و حال آن كه از داشتن شرائط عزت محروم باشد؛ خصوصا كه پيامبر رهبري جامعه اي را به عهده دارد كه نو پا است و مي تواند از اين مسأله دچار صدمات شديدي شود.
دوم: شواهد و منابع نقل شده ـ همچون نقل حسين ابن روح كه بعدا خواهد آمدـ دليل بر اين است كه: اين محبت از سنخ گزافه نيست.
اگر زهرا با كنيه ام ابيها خطاب مي شود، نشان دهنده عظمت و نقش آن حضرت در بقاء و توسعه رسالت پدر بزرگوارش مي باشد. بنابراين آنچه كه زهرا را زهرا، ام ابيها و پاره وجود مصطفي (ص) مي سازد، ويژگيهاي منحصر به فرد اوست كه او را از زنان عالم ممتاز كرده، با اين وصف رفتار فاطمه (س) مي تواند براي تمام زنان در اقشار مختلف جامعه يك الگوي سازنده باشد.

1. فاطمه نمونه زن متدين
بذل هروي از حسين ابن روح پرسيد كه: «رسول خدا چند دختر داشت ؟ جواب داد چهار دختر پرسيد: كدام يك برتر بودند؟ جواب داد: فاطمه، پرسيد چرا فاطمه برتر شد با اين كه از نظر سن از همه كوچكتر بود و كمترين مصاحبت را با پيامبر داشت؟ پاسخ داد: براي دو خصلت كه خدا بوي عطا كرده بود: يكي اين كه وارث (صفات اخلاقي) رسول خدا بود و ديگر اين كه نسل پيامبر از حضرت فاطمه است و اين فضيلت براي اخلاص وي است.

2. فاطمه مقاوم در مقابل سختيها
دوران كودكي فاطمه زهرا (س) همزمان با آغاز يكي از باشكوه ترين دوره هاي تاريخ اديان، و بشريت است؛ دوراني كه رسالت پدر بزررگواش آغاز گشته و مي رفت تا جهان را فرو پوشاند، زمان و مكان را در نوردد و تا صبح قيامت پرتو افشاني كند؛ درست به همين دليل سنين كودكي آن ميوه دل پيامبر، با دردها و رنجها و مرارتهاي بسيار توأم است.
فاطمه از همان آغاز طفوليت همزمان با رشد و شكوفائي آيين عالمگير اسلام، ناظر آن همه تلاش و كوشش پدر فداكارش و شاهد همراهي و ايثارگري مادر رنجديده و وفادارش بود.
آن طفل خردسال با چشم خود مي ديد و با احساس لطيف در مي يافت كه پدر و مادر چگونه با اتكال به عنايات الهي در برابر آن همه مشكلات عظيم ومصائب شكننده ايستادگي مي كنند و با چه روحيه و انرژي و قلب سر شار از شوق و اميد ونشاطي، در حل معضلات و گرفتاريهاي مسلمانان زجر ديده، گام بر مي دارند و در هر گام به موفقيت نزديكتر مي شوند؛ از سوي ديگر ام ابيهاي خردسال رفتار خيانت بار و سبعانه كفار را، در مقابله با اين انديشه و موج قوي انساني مشاهده مي كرد و رنجهاي حاصل از آن را در كنار پدر و مادر لمس مي نمود. اين وقايع و شيوه روياروئي پدر، از فاطمه (س) كوهي استوارمي سازد؛ گويا اين مشقات، نمائي است از مسمار در و تازيانه اي كه براو فرودخواهد آمد.

3. فاطمه سنگ صبور پدر
رنجها همچنان ادامه دارد اما آنان كه در كنار پيامبر اين بار مشقات را، به دوش مي كشيدند، يعني خديجه و ابوطالب، در سخت ترين شرائط بار سفر بستند و فاطمه ماند و پدر و دنيايي رنج؛ در اين زمان است كه او بار مسئوليتي جديد را بردوش مي گيرد. او بايد مرهم گذار زخمهاي پدر و شنونده نجواي سوزناك رهبر اين سيل عظيم باشد؛ در واقع فاطمه بايد ثابت كند كه دختر چه بزرگ مردي است. فاطمه آن دختر خردسال، نازك دل و مهربان، پدر را در آغوش مي كشيد و در حالي كه اشك در چشم و بغض در گلو داشت، با دستهاي كوچك و ظريفش آن آلودگيها را از سر و روي پدر شستشو مي داد و سر و صورت پدر را پاك مي كرد[10].
لحظاتي بعد از اتمام جنگ احد كه خبر شهادت پيامبر به مدينه رسيد براي فاطمه چه لحظه هاي حزن انگيز و دردناكي بود در آن لحظات دشوار، فاطمه (س) همراه ديگر بانوان و دوشيزگان مسلمان از خانه بيرون آمده بود تا درباره صحت و سقم اين خبر دردناك پرس و جو كند، وقتي به احد رسيد و پدر ارجمندش را با پيشاني شكافته و صورت و محاسن و دهان خون آلود مشاهده كرد، با دستهاي مهربان خويش سر و صورت پدر را پاك كرد و آنگاه دست به دعا برداشت و به درگاه الهي ناليد؛ سپس ظرف آبي آماده كرد، خونهاي پيشاني و صورت پدر را شست و شو داد و پدر را براي بازگشت به خانه ياري نمود[11].

4. فاطمه و محبت به پدر
پيامبر بعد از رحلت خديجه كبري (س) اگر چه ازدواج نمود، اما عشق و محبت فاطمه به پدر هيچگاه او را از ياد پدر غافل نكرد. در همه شرايط پيامبردر صدد ياد اوست.
علي (ع) مي فرمايد: «كنا مع النبي في حفر الخندق اذ جاءته فاطمه بكسره من خبزٍ فرفعتها اليه فقال ما هذه يا فاطمه قالت من قرص ٍ اختبزته لابنيّ جئتك منه بهذه الكسره فقال يا بنيّه اما انها لاول طعام دخل فم ابيك منذ ثلاث؛ ما به همراه پيامبر در جريان حفر خندق بوديم كه فاطمه با تكه ناني نزد پيامبر آمدو آن را به خدمت ايشان برد، پيامبر فرمود: « اين چيست اي فاطمه؟ عرض كرد از قرص ناني است كه براي دو فرزندم پختم، اين تكه را براي شما آوردم پيامبر فرمود: اي دختر عزيزم اين اولين غذايي است كه پدرت بعد از سه روز لب مي زند[12]». همين علاقه است كه زهرا را حتي قبل از رحلت پيامبر درهنگام بيماري ايشان به گريه مي اندازد.
عبدالله ابن عباس مي گويد: « هنگامي كه رحلت رسول خدا نزديك شد، پيامبر آن قدر گريه كرد كه اشكهايش محاسن او را تر كرد به آن حضرت عرض شد: اي رسول خدا چه چيز تو را مي گرياند ؟ فرمود: براي فرزندانم و آنچه كه اشرار امت من بعد از من به آنها روا مي دارند گريه مي كنم گويا دخترم فاطمه را مي بينم كه بعد از من مورد ستم واقع شده است و او صدا مي زند: اي پدر جان، ولي احدي از امت من او را كمك نمي كند. حضرت فاطمه اين را شنيد و شروع به گريه كرد رسول خدا فرمود: اي دخترم گريه نكن، عرض كرد: من به خاطر رفتاري كه با من بعد از تو مي شود گريه نمي كنم بلكه به خاطر فراق تو گريه مي كنم حضرت به او فرمود: مژده باد تو را اي دختر محمد كه به زودي به من ملحق خواهي شد چرا كه تو اولين كسي از اهل بيتم هستي كه به من ملحق مي شوي[13]».
علاقه فاطمه به پدر به حدي است كه حتي بعد از رحلت پدر با شنيدن نام پدر بي هوش مي شودكه در اين زمينه جريان اذان گفتن بلال مشهور است و نياز به توضيح نيست.

بررسي الگوهاي رفتاري فاطمه در نقش دختر

1. فاطمه و مسئوليت هاي اجتماعي
فاطمه نه ناز پرورده ونه پرده نشين است، اگرچه حجاب و عفاف او زبانزد خاص و عام است ولي آنگاه كه نداي ياري و همكاري از اجتماع شنيده شود در راه پيشبرد اهداف اسلام نشستن روا نمي دارد. او مع