 تو را بر خود و فرزندانم مقدم مي داشتم، علي فرمود: اي فاطمه چرا به من خبر ندادي تا غذايي براي شما تهيه نمايم فاطمه عرض كرد: اي ابوالحسن من از خدايم شرم مي كنم كه تو را به چيزي كه قدرت بر آن را نداري تكليف كنم.
اين حديث درسي است به همه كساني كه به خاطر تشريفات و تجملات بي ارزش دنيوي و نيز چشم و هم چشميهاي بي مورد زندگي را به كام خود، همسر و ديگران تلخ نموده، تقاضاهاي غير مسئولانه آنها باعث فروپاشي بنيان خانه و خانواده شده؛ نتيجه اين روند مفاسداقتصادي، تباهي همسر و در نهايت فرزندان طلاق خواهد بود كه بعضا تبديل به بزهكاراني ماهر خواهند شد كه جامعه اي را به تباهي انحراف و بدبختي خواهند كشيد.

ث: علاقه و محبت به همسر
زندگي اين دو معصوم سرشار از احترام، علاقه و محبت نسبت به يكديگر بوده است؛ حتي مشكلات فراوان اجتماعي و شخصي در طول حيات آن بانوي معظم ـ كه هر زندگي را دچار مشكل مي كندـ نيز بر اين علاقه تاُثيرنگذاشته است.
براي فهم اين محبت توجه به گفتگوي اين دو بزرگوار مارا به در ياي اين عشق زيبا آشنا مي كند: هيچ گاه فاطمه علي را علي صدا نكرد و هيچگاه سخن سبكي در مورد او بر زبان نياورد همسر را به گونه اي مورد خطاب قرار مي داد كه گوياي تذكر شخصيت والاي اوست.
گفتگوي و رفتار اين شمع و پروانه هستي به هنگام احتضار فاطمه اگر چه جانسوز است ولي ياد آور الگوئي هم براي زنان وهم مردان است: «بر من گران است مفارقت از تو» « اين مصيبتي است كه تسلي بخش ندارد» «امام پس از گريه بسيار به همراه همسر سر او را به دامن گرفت و بر سينه فشرد و فرمود هرچه وصيت فرمائي عمل خواهم كرد[18]...».
و علي آنگاه كه خبر شهادت زهرا را مي شنود در حال حركت به زمين مي افتد و هر چه مي كوشد تا برخيزد نمي تواندو در نقل ديگري آمده « فغشّي عليه حتي رشّ الماء عليه ثم افاق؛ وقتي خبر شهادت فاطمه را شنيد بيهوش شد به صورت او آب پاشيد ند تا به هوش آمد[19]».

4. فاطمه (س) و تربيت فرزندان
خانه فاطمه خانه اي است نمونه؛ چرا كه همه اعضاي آن معصومند هم علي و فاطمه و هم حسن و حسين. تاريخ چنين خانواده اي را به ياد ندارد. همچنين خانه فاطمه كانون مهر و صفا وصميميت است و فاطمه مدير خانواده و مربي فرزندان است؛ اگر چه آنجا كه بايد اجتماع و مسئوليت هايش را خوب مي شناسد و به خوبي از عهده بر مي آيد، اما گرفتار افراط و فراموشي اولويتها نمي شود و مادر بودن را ارج مي نهد.
فاطمه (س) فرزنداني را تربيت كرده است كه هر يك بر تارك تاريخ درخشيدند و خواهند درخشيد. به فرموده امام راحل (ره): « زني كه در حجره اي كوچك و خانه اي محقر انسانهايي تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوي افلاك و از عالم ملك تا ملكوت درخشيد. صلوات و سلام خداوند تعالي بر اين حجره محقري كه جلوه گاه نور عظمت الهي و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است[20].»
بنابراين فاطمه (س) در بعد تربيت فرزند هم نمونه است چرا كه اوپرورش دهنده انسانهايي چون حسن و حسين است كه امامان معصومند حضرت به ابعاد مختلف تربيت فرزندان خود توجه ويژه اي داشت. ما به جهت رعايت اختصار تنها به ذكر چند محور تربيتي مهم در سيره آن بزرگوار اشاره مي كنيم:

الف: سوق دادن فرزندان به سوي پرستش خدا و انجام تكاليف الهي
يكي از محور هاي اساسي كه حضرت در تربيت فرزندان به آن توجه داشت، تشويق فرزندان به انجام تكاليف الهي و عبادي بود. آن حضرت شوق بندگي و خضوع در برابر معبود را از همان كودكي در جان فرزندان خود تقويت نموده ونه با سخن كه با خطوط چهره عشق به ركوع و سجود را به فرزندان آموخت؛ آنگاه كه در محراب عبادت از فرط عشق به خدا صورتش بشّاش و نوراني مي شد، و اينگونه است كه فرزندان او تكليف را انجام نمي دهند كه با آن عشق بازي مي كنند و از آن بالاترين لذتها را مي برند. حضرت به اين ايده تاُكيد داردكه بايد از كودكي محبت الهي را در دل فرزند كاشت تا عبادت برايش مشقت آفرين نباشد. بر اين اساس فاطمه فرزندان خود را حتي به شب زنده داري عادت مي داد. البته در حد توان و استعداد فرزندان. حضرت براي استفاده فرزندان از شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان ايشان را در روز مي خوابانيد تا كاملا استراحت كنند وغذاي كمتري به آنها ميداد تا بدين گونه زمينه و موقعيت بهتر و مطلوبتري از نظر جسمي و روحي براي شب زنده داري داشته باشند و به آنها گوشزد مي كرد: « محروم است كسي كه از بركات شب قدر محروم بماند». گويا فاطمه مي خواهد در نوجواني فرزندان را با محبوب راستين آشنا كند تا در جواني جذب جلوه هاي دروغين نشوند.
اين روش تربيتي فاطمه (س) به عنوان يك سنت بسيار پسنديده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم (ع) نيز به چشم مي خورد. از جمله امام صادق (ع) مي فرمايد: « زماني كه كودك به سن شش سالگي رسيد، او را به نماز خواندن و چنانچه تحمل گرفتن روزه راداشت او را به انجام آن وادار نماييد».

ب: رفتار عادلانه بافرزندان
رفتار هماهنگ و عادلانه و بذل محبت و توجه عادلانه به فرزندان، اصل سازنده اي است كه تا اعماق وجود كودك اثر مي گذارد. در برخي از روايات معصومين (ع) سفارش شده است كه پدر و مادر از تبعيض و عدم رعايت انصاف، پرهيز كنند بلكه عدالت و به يك چشم نگريستن را سر لوحه رفتار خانوادگي خود قرار دهند. پدر و مادر نبايد در مواقعي مانند خريد، هديه دادن و پاسخ سلام، روح كودك رابامراعات نكردن انصاف، آزار دهند ناگفته نماند ممكن است آنها به يكي از فرزندان خود علاقه ويژه و به خصوصي داشته باشند و اين تا حدودي طبيعي است و شايد خارج از اراده آنها؛ اما نكته مهم و اساسي اين است كه نبايد اين علاقه ويژه دررفتار و عملكرد پدر و مادر تاثير بگذارد به گونه اي كه سايرين متوجه اين علاقه و ارتباط ويژه شوند. نمونه هايي در زندگي خانوادگي حضرت زهرا (س) ديده شده است كه نشانگر توجه و دقت نسبت به اين موضوع مي باشد.
روزي امام حسن (ع) نزد پيامبر آمد و اظهار تشنگي كرد و از پيامبر تقاضاي آب نمود، رسول خدا بي درنگ بر خاسته ظرفي برداشت و از گوسفندي كه در منزل بود مقداري شير دوشيد و به امام حسن داد در اين هنگام امام حسين (ع) خواست تا ظرف شير را از برادرش بگيرد اما پيامبر به حمايت از امام حسن، مانع از گرفتن ظرف از او شد. فاطمه زهرا كه شاهد اين ماجرا بود به پيامبر عرض كرد: «گويا براي شما حسن عزيزتر از حسين است. پيامبر فرمود: نه هر دو برايم عزيزند و محبوب، اما چون اول حسن تقاضاي آب كرد او را مقدم داشتم[21]».
نمونه ديگر: «روزي رسول گرامي اسلام امام حسن و امام حسين را بر دوش گرفته و آنان را مورد لطف و نوازش خود قرار داد در همان حال آنها را به خانه آورد و چون بچه ها گرسنه بودند، مادرشان زهرا، براي آنها نان و خرما آورد پس از اين كه نان و خرما را خوردند پيامبر به آنها فرمود: با هم كشتي بگيريد امام حسن و امام حسين به در خواست پيامبر كشتي گرفتند. حضرت زهرا مي فرمايد: ديدم پدرم با جملاتي حسن را تشويق كرده، در صدد تقويت اوست بدين خاطر به پدرم گفتم: اي پدر بز