رگوار از شما تعجب مي كنم كه يكي را بر ديگري ترجيح مي دهيد آن هم بزرگتر را بر كوچكتر! پيامبر فرمود: دوستم جبرئيل، حسين را تشويق و تحريك مي كند و من حسن را تشجيع مي نمايم[22]».
اين دو حادثه كوتاه ولي پر اهميت مي رساندكه حضرت زهرا با توضيحاتي كه از پدر مي شنود متقاعد مي گردد كه تبعيضي در كار نيست. به هر حال اهتمام فاطمه (س) به رعايت عدالت بين فرزندان و عدم تبعيض بيين آنها قابل تامل و دقت است.

ت: توجه به حضور و غياب فرزندان
بر كسي پوشيده نيست كه بي توجهي در نظارت بر فرزندان، به خصوص در رفت و آمدها، چه نتايج زيان باري به دنبال دارد. با توجه به خطرات و تهديداتي كه هر لحظه سعادت يك جوان را در معرض نابودي قرار مي دهد، لازم است كه رفتار آنها در مواقع ورود و خروج، مورد دقت و بررسي قرار گيرد. گفتني است كه اعتياد، فساد، انحرافات فكري و بسياري از خطرات ديگر از همين بي توجهي آغاز مي شود. حضرت فاطمه (س) با فداكاري ومحبت خاصي كه نسبت به فرزندانش نشان مي داد مراقب تمام حركات و سكنات آنها بود و به دقت رفت و برگشت هاي آنها را زير نظر داشت. نقل شده است كه روزي پيامبر عازم خانه دخترش فاطمه شد چون به خانه رسيد ديد فاطمه با حالتي مضطرب و ناراحت پشت در ايستاده است آن حضرت فرمود: «چرا اين جا ايستاده اي؟ فاطمه با آهنگي مضطرب عرض كرد: فرزندانم صبح بيرون رفته اند و تا كنون از آنها هيچ خبري ندارم. پيامبر به دنبال آنها روانه شد چون به نزديك غار جبل رسيد آنها را ديد كه خواب رفته اند و ماري كنار سرشان حلقه زده است پيامبرسنگي برداشت و به طرف مار پرتاب كرد. در اين هنگام مار به اذن خدا به سخن آمده و گفت: السلام عليك يا رسول الله، به خدا قسم من نزد سر آنهانخوابيدم مگر به جهت محافظت از آنها. پيامبر برايش دعاي خير كرد و امام حسن را روي كتف راست و امام حسين را روي كتف چپ گذاشت و به طرف منزل روان شد كه جبرئيل نازل شد و امام حسين را تا منزل فاطمه (س) حمل كرد[23]».
ث: پيشگيري از ايجاد عقده حقارت در فرزندان
عقده حقارت يك حالت رواني است كه به وسيله پدر و مادر در كودكان ايجاد مي شود و عواقب سوء و خطرناكي خواهد داشت. ترجيح دادن بعضي از فرزندان بر بعضي ديگر يكي از موجبات عقده حقارت است. لذا اولياء بزرگوار اسلام هرگز مرتكب چنين خلافي نمي شدند و فرزندان خود را به يك چشم نگاه مي كردند و رفتارشان با تمام آنها يكسان بود. بهترين شاهد داستاني است كه درباره حضرت فاطمه آمده است:
در روايات مرسل آمده است: «روزي امام حسن و امام حسين چيزي جداگانه بر روي صفحه اي نوشتند، آنگاه حسن به حسين مي گفت: خط من بهتر از خط تو است و حسين به حسن مي گفت خط من بهتر است؛ به ناچار نزد حضرت فاطمه رفتند و در خواست داوري كردند، حضرت كه دوست نداشت يكي از آنها را برنجاند فرمود: برويد از پدرتان داوري بخواهيد، رفتند و خطهايشان را نشان دادند و داوري خواستند حضرت علي هم كه دوست نداشت يكي از آنها رنجيده خاطر شود فرمود: برويد از جدتان بپرسيد! رسول خدا هم فرمود من بين شما داوري نمي كنم تا آن كه اسرافيل قضاوت نمايد اسرافيل هم گفت از خدا مي خواهم. وقتي كه از خدا خواست، خداوند داوري بين آنها را به مادرشان فاطمه واگذار كرد حضرت فاطمه فرمود: خدايا اينك داوري مي كنم، آن حضرت گردن بندي داشت، فرمود اي فرزندان من توجه كنيد من دانه هاي اين گردن بند را نثار (پخش) مي كنم هر كس بيشترين دانه ها را جمع كند خط او بهتر است، گردن بند را در آورد و دانه هاي آن را نثار كرد در چنين وقتي جبرئيل كنار قائمه عرش ايستاده بود مامور شد به زمين بيايد و دانه آخر را نصف كند تا هيچ كدام رنجيده خاطر نشوند، جبرئيل امر خدا را اطاعت كرد و از حضرت حسن و حسين احترام به عمل آورد[24]».

ج: هم بازي شدن با كودك
امروزه روانشناسان معتقدند: يكي از راههاي شخصيت دادن به كودك هم بازي شدن با اوست. خوب گوش دادن و... را فرا مي گيرد در بازي يادگيري به دور از شرائط سخت انجام مي گيرد.
يكي از راههاي پرورش شخصيت كودكان شركت بزرگسالان در بازيهاي آنان است. وقتي بزرگسالان خود را تنزل مي دهند و در بازي كودكان شركت مي كنند، طفل به هيجان مي آيد. كودك احساس مي كند كه كارهاي او آنقدر ارزنده است كه والدينش با او همكاري مي كنند.
عليرغم اين كه ظهور اسلام در محيطي است كه خصائص ارزنده انساني در آن كمتر ديده مي شود، اما برنامه ها و شيوه هاي ارائه شده از طرف اولياي دين هميشه با انسانها از هر فرهنگ و تمدني سازگار است. اين فعاليت و تكاپو به قدري براي سلامتي ورشد مناسب كودك ضروري است كه حتي براي تشويق آنها به تحرك و بازي، بزرگترها نيز بايد به بازي و جست و خيز تن دهند. بازي در دوران كودكي به منزله واكنش كودك در برابر عوامل محيطي و بروز استعداد هاي نهفته اوست كه تأثيرات آن در كنار تقويت جسم و افزايش بنيه كودك قابل توجه است. همچنين بازي در پرورش نيروي ابداع وابتكار كودك بي نهايت مؤثر است بنا بر اين غفلت از بازي به هيچ وجه به صلاح كودك و والدين او نيست. هم بازي شدن رسول گرامي اسلام با فرزندان فاطمه (س) بيانگر اين نكته مهم است كه بازي و تحرك كودك يكي از لوازم تربيت محسوب مي شود لذا حضرت رسول (ص) مي فرمايد: «من كان عنده صبي فليتصابّ له؛ كسي كه در خانه كودكي دارد بايد با بازي كودكانه فرزندش را شاد نمايد[25]».
چون كه با كودك سر و كارت فتاد
هم زبان كودكي بايدگشاد
از جمله مواردي كه كه در شيوه تربيتي حضرت زهرا جايگاه خاصي داشت تحرك و بازي با كودكان بود. حضرت علي و فاطمه در خانه به بازي بچه ها توجه كافي مبذول مي داشتند و همين امر موجب نشاط و شادابي روز افزون آنها مي شد. در مقابل خانه هايي كه براي كودك محيط مناسب و دلنشين براي بازي و تحرك نيست، در روحيه و شخصيت اعضاي خردسال آن خانه اثر نامطلوبي دارد نبايد فراموش كرد كه تحرك و بازي اقتضاي سن و طبيعت كودك است وپدر و مادر وي وظيفه دارند شرائط و لوازم اين امر را فراهم سازند.
حضرت فاطمه در دوران كودكي فرزندانش با آنها، هم بازي مي شد و به اين نكته نيز توجه داشت كه در بازي نوع الفاظ و حركات مادر سرمشق كودك قرار مي گيرد بنا بر اين بايد از كلمات و جملات مناسبي استفاده كرد. علاوه بر اين بايد در قالب بازي و شوخي، شخصيت كودك را تقويت نمود، او را به داشتن مفاخر و ارزشهاي اكتسابي تحريك و تهييج كرد؛ اينها همه مرهون در پيش گرفتن شيوه هاي صحيح در اين رابطه است.
نقل شده كه: حضرت با فرزندش امام حسن بازي مي كرد و او را بالا مي انداخت و مي فرمود:
اشبه اباك يا حسن / و اخلع عن الحق الوسن
و اعبد الها ذا منن / و لا توال ذاالاحن
فرزندم حسن ! مانند پدرت باش ريسمان ظلم را از بن بركن.
خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم و ستم دوستي مكن.
همچنين نقل شده است كه: وقتي فرزندش حسين را بازي مي داد اين گونه مي فرمود:
انت شبيها بابي / لست شبيها بعلي
تو به پدر من (پيامبر) شبيهي و به پدرت علي شباهت نداري.
طبق همين ن