تلاش، لطمه ديده و آزرده و تاول زده بود، كار مي كرد و «دستاس» مي كشيد و گندم مي كوبيد و نان مي پخت، تا سفره بي رنگ و رونق خانه، قوت لايموتي داشته باشد. با سن و سال اندك خود، كارهاي طاقت فرساي خانه پرجمعيت و عائله مندشان را شخصاً انجام مي داد، و انتظام امور خانه را به تنهايي برعهده داشت... شب ها را، با تني خسته و جسمي درهم كوفته، به جاي آرام و استراحت، تا نيمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بيدار مي نشست و به دعا و نيايش و راز و نياز با آفريدگار يكتاي خود مي گذرانيد... در معركه جنگ و مهلكه نبرد حق و باطل، به ياري مجروحان و زخم خوردگان مي شتافت و با دست هاي مهربانش، مرهم بر جراحاتشان مي گذاشت... و در عالم سياست و جهان بيني سياسي اسلام، قهرماني نستوه، مجاهدي راستين، و رزمنده اي خستگي ناپذير و به تمام معني انقلابي بود...
او در راه دفاع از حق خود و خاندانش، كه در حقيقت حق جامعه مسلمين و طبقه محرومان بود و با پايمال شدن آن، حق جامعه و حقيقت انقلاب اسلامي پايمال مي شد، يك دم از پاي نمي نشست. چون كوهي استوار، در برابر ناملايمات مي ايستاد و مي جنگيد. به مسجد مي رفت و با ايراد خطابه هاي آتشين و سخنراني هاي روشنگر، حق خود و خاندانش را آشكار مي ساخت و حكومت وقت را رسوا و استيضاح مي كرد.
همين اعمال و كنش ها و واكنش هاي آگاهانه و روشنگرانه او، به روشني نشان مي دهد كه دختر پيامبر و همسر جانشين پيامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و كدبانوي كاشانه نبود، بلكه او بانوي كار و پيكار، زني قهرمان و رزمنده اي شايسته در عرصه هاي گوناگون زندگي بود: قهرمان صحنه كار، صحنه سياست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربيت، صحنه جهاد و پيكار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضايل و فضيلت ها، كارآيي ها و كارداني ها، دانايي ها و توانايي ها، و شايستگي ها و بايستگي ها بود...
در زندگي فردي و اجتماعي فاطمه زهرا(ع)، ديده تيزبين واقع نگران، به نكات برجسته اي برخورد مي كند، كه هر يك مي تواند حلال مسائل و گره گشاي بسياري از مشكلات خانوادگي دختران و بانوان جامعه اسلامي ما باشد.
منبع: روزنامه همشهری
/س چشم اندازی به سیره سیاسی حضرت فاطمه (س)

نويسنده: اسماعيل نساجى زواره

بررسی سیره معصومین (ع) در راستای حفظ ارزش‏های اصیل اسلامی از مواردی است که علاوه بر هدایت و نجات انسان‏ها، نقش قابل تأمّلی را در حفظ آرمان‏های جامعه مسلمین ایفا می‏کند.
از این رو آن بزرگواران در طول حیات خویش حضور در صحنه را مسؤولیتی مهم از جانب خدای سبحان می‏دانستند.
با غروب غمبار خورشید فروزان رسالت در 28 صفر سال دهم هجری، سیاهی غصب حق و غبار غربت اندیشه‏های خردورزان را آزار می‏داد به گونه‏ای که کم‏تر کسی یارای حضور در صحنه اعتقادی و دفاع در عرصه سیاسی را در خود می‏دید، امّا در این میان بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) برتر از هزاران مرد قدرتمند، بیرق باورهای تابناک آسمانی و علم پیکار با سران ظلم و غصب و غارت را بر دوش گذاشت تا هدایت نبوی و سعادت علوی را پاس بدارد و به گوش آیندگان برساند. زهرای اطهر(س) در برابر جریاناتی که بعد از رحلت رسول مکرّم اسلام به وجود آمد، ساکت ننشست و دست به مبارزه سیاسی زد و با سخنرانی‏های افشاگرانه به بیان ماهیّت غاصبان خلافت و مصیبت‏های وارده توسط آن‏ها پرداخت.
گرچه دوران حیات ریحانه محمدی پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص) بسیار کوتاه بود، امّا خط مشی سیاسی آن حضرت در طول حیات نشان می‏دهد که موضع‏گیری اش معقول‏ترین و پسندیده‏ترین روش ممکن بود و هرگونه حرکت و موضع‏گیری دیگری غیر از آن ممکن بود ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اسلام وارد سازد.
در این نوشتار به خطوط برجسته حرکت و موضع‏گیری سیاسی صدّیقه کبری(س) به عنوان شاخصه‏های آموزنده اشاره می‏شود. امید است که مورد توجه و عنایت پویندگان راه رسالت و ولایت قرار گیرد.

دفاع از حریم رسالت
در اوایل بعثت، حفظ جان پیامبر(ص) و دفاع و حمایت از آن حضرت از مهم‏ترین وظایف کسانی بود که علی رغم مشکلات و تنگناهای موجود در جامعه نوپای اسلام، به حقّانیت پیامبر(ص) و آیین او ایمان آورده بودند. تعداد انگشت شماری نیز با استفاده از موقعیت اجتماعی، سیاسی و دیگر توانایی‏های خود، بیش‏تر به این امر می‏پرداختند که از جمله آن‏ها حضرت زهرا(س) بود.
رسول خدا(ص) از هنگامی که به رسالت مبعوث شدند، تا زمانی که به مدینه هجرت کردند در مکه مورد آزار و اذیت فراوان قرار گرفتند.
بزرگان قریش و حتی عموهای پیامبر اکرم (ص) علاوه بر تشویق و تحریک مردم و کودکان جهت آزار و اذیت به پیامبر(ص)، خود نیز به طور مستقیم از هیچ تلاشی در این زمینه دریغ نداشتند.
گاهی بر سر آن حضرت خاک می‏ریختند و زمانی سنگ بارانش می‏کردند. در این دوران مردانی مانند حمزه سیدالشهدا به دفاع از پیامبر(ص) برمی خاستند، امّا تاریخ اسلام نام بانویی بزرگوار راـ که در آن وقت 5تا8 سال بیش‏تر نداشت ـ در کنار مدافعان پیامبر(ص) ضبط و ثبت کرده است.
او علاوه بر این که بعد از رحلت مادر بزرگوارش حضرت خدیجه(س) پرستاری پدر را بر عهده داشت، بیرون از منزل نیز همیشه مراقب پدر بود.
نقل می‏شود که مشرکان قریش در حجر اسماعیل گرد آمده بودند و می‏گفتند: چون محمد(ص) عبور کند، هر یک از ما به او ضربه‏ای خواهیم زد و چون فاطمه(س) این را شنید، پیش مادر رفت و سپس این مطلب را به اطلاع پیامبر(ص) رساند.(1)
آن بانوی بزرگوار در مواردی علاوه بر اطلاع و پیش‏گیری از اقدام آنان، خود مستقیماً به صحنه می‏رفت و به حمایت و دفاع از پیامبر عزیز می‏پرداخت.
«عبداللّه بن مسعود» می‏گوید: با رسول خدا(ص) در کنار کعبه بودیم، حضرت در سایه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهی از قریش از جمله ابوجهل در گوشه‏ای از مکّه چند شتر نحر کرده بودند، شکنبه آن‏ها را آوردند و بر پشت پیامبر گذاشتند، فاطمه(س) آمد و آن‏ها را از پشت پدرش برداشت.(2)

دفاع از حریم ولایت
زهرای مرضیّه (س) در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود می‏دانست. گاهی شب‏ها همراه علی(ع) به در خانه مهاجرین و انصار می‏رفت و حمایت از ولایت و وصیّت رسول خدا(ص) را در یادها زنده می‏کرد و آنان را به دفاع از حق همسرش در مسأله خلافت و حق خودش فرا می‏خواند؛اگر چه چیزی جز کلام سرد و بی مهری نمی‏شنید!
فاطمه(س) عنایت ویژه‏ای به مسأله دفاع از امامت و ولایت امام علی(ع) داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعی در قالب‏های مختلف روی آن اهتمام و جدیّت می‏ورزید.
در قضیّه « فدک» آن چیزی که جوهر اصلی کارها و پی‏گیری‏های دخت گرامی پیامبر بود، همان دفاع از حق ولایت حضرت امیر مؤمنان علی(ع) بود.
صدّیقه طاهره(س) حرکت و هدایت انسان‏ها را بدون امام، سکون و ساکت می‏دانست و زمامداری زیان آلود و باطل نااهلان را باعث دور ماندن مردم از مسیر «صراط مستقیم» می‏دانست. بدین جهت دفاع از مقام امامت را س