ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زيرا هر گونه رجس و پليدي و ناپاكي از وجود مقدسش دور است.

چرا زكيه ؟
زكاة هم به معناي رشد و نمو و هم به معناي طهارت است، بنابراين زكيه هم يعني از فاطمه نسل پرباري پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اينكه او وجودي است پاك و طاهر .

چرا راضيه ؟
زندگي كوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نيز با تلاش و سختي همراه بود. او زندگي بسيار مشكلي را پشت سر گذاشت ولي هرگز لب به شكايت باز نكرد، بلكه همواره خداي بزرگ را شكر مي‌كرد و راضي بود د.
روايت شده روزي رسول خداحضرت فاطمه را ديد كه لباس خشني بر تن داشت و با دست‌هاي مباركش آسياب مي‌كرد در حاليكه طفل كوچك خود را هم شير مي‌داد. رسول خدا گريان شد و فرمود: اي دختركم، تلخي اين دنيا را بچش، براي رسيدن به شيريني آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شكايت باز نكرد، بلكه عرض كرد: اي رسول خدا، من خدا را براي نعمتهايش سپاسگزارم.
و نيز روزي اميرالمؤمنين از رسول خدا خواست اگر ممكن باشد براي فاطمه مستخدمه ‌‌اي بگيرد، اما رسول خدا تسبيح فاطمه را به آنها تعليم فرمود. حضرت زهرا پس از شنيدن اين دستور پيغمبر اكرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضيم.

چرا مرضيه ؟
تمام كارهاي حضرت فاطمه مورد رضايت خدا و رسول بود. رسول خدا هيچ گاه بر فاطمه غضب نكرد، به او خرده نگرفت و برعكس، گاهي مي‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
اين چنين است كه رسول خدا رضاي فاطمه را رضاي خدا مي‌دانست و مي‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب مي كند و از رضايت او راضي مي‌شود.

چرا محدثه ؟
امام صادق (ع) در اين مورد فرمود: زيرا ملائكه از آسمان فرود مي‌آمدند و با او سخن مي‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستين همواره از حرمت و منزلت ويژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راويان در حفظ و حراست از گنجينه هاى معارف و ارزشهاى دينى و ذخاير گرانمايه مكتب تشيع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودايع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

چرا زهرا ؟
امام صادق فرمود: زيرا نور آن بانوي مكرمه در يك روز سه بار براي اميرالمؤمنين مي‌درخشيد، و چون در محراب عبادت مي‌ايستاد نور درخشنده او براي اهل آسمان مي‌ درخشيد همانگونه كه نور ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشد.

برخي نامهاي ديگر حضرت فاطمه (س)
حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شريف)، سيده (بانوي محترم)، عذراء (پرده نشين)، حوراء (فرشته، حوريه)، مريم كبري (مريم برتر)، نوريه (تابناك، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (ياري‌شده) است.

كنيه هاي حضرت
ام الحسن، ام الحسين، ام المحسن، ام الائمه، ام ابيها.
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت مي كرد و مادرانه عشق مي ورزيد كه " ام ابيها" (مادر پدرش) لقب گرفت. بازخواني مصحف فاطمه (س) در پاسخ به شبهات مطرح

نويسنده : سيد مجتبي مجاهديان

واقعيت آن است، سئوالي كه هر از چند گاه بر ذهن و زبان برخي از برادران ما در ديگر فِرق اسلامي جاري مي‌شود، مسئله "مصحف فاطمه" و يا به تعبير ايشان " قرآن شيعه" است؛ اينكه حقيقت مصحف مذكور چيست و اكنون در كجاست؟ آيا براستي "شيعه مي‌گويد: چند كتاب آسماني غير از قرآن مجيد و پس از آن، بر ائمّه آنان نازل شده است... مثلاً مصحف فاطمه (س) 1"؟!! مشخصاً كدام يك از ائمّة و يا علماي اماميه ادعاي وجود و يا رؤيت اين قرآن را دارد ؟! آيا منتقدي از منتقدان، آن را ديده است؟! چرا با چنين حجم انبوه ردّيه‌ها و نقد بر كتاب مذكور، نسخه اي از آن يافت نمي شود؟! اصولاً ادعاي نقّادان از چه اتقان و استحكام علمي برخوردار است؟
"مسئله آمدن جبرئيل براي كسي، يك مسئله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براي هر كسي مي‌آيد و امكان دارد بيايد؛ اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي‌خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است... حتّي درباره ائمّة هم من نديده ام كه وارد شده باشد، اينطور كه جبرئيل به آنها نازل شده باشد، فقط اين است كه براي حضرت زهرا سلام الله عليهاست كه من ديده ام كه جبرئيل بطورمكرّر در اين هفتاد و پنج روز وارد شده و مسائل آتيه اي كه بر ذريه او مي‌گذشته است، اين مسائل را مي‌گفته است [و]حضرت امير هم ثبت مي‌كرده است... و اين از فضائلي است كه از مختصّات حضرت صديقه سلام الله عليهاست2 ".
گفتار فوق كلام مرجع و سخنگوي رسمي مكتب اهل بيت در عصر غيبت حضرت امام خميني (ره) است. ايشان بر اساس روايات معتبر، تنها از مقام و منزلت معنوي فاطمه زهرا (س) سخن به ميان آورده و نزول فرشته وحي بر بانوي نمونه اسلام را بيان فرمود، اما هرگز كوچكترين اشاره اي در طرح ادّعاي نبوّت حضرت فاطمه (س) و نزول قرآني ديگر براي شيعه ننموده است.
علي رغم اهتمام بليغ بزرگان تشيع در اعلام صريح موضع رسمي خود و پاسخ به شبهات پيرامون اين مصحف شريف، بسي مايه تأسف است كه باز و به هر بهانه اي، تهمت‌هاي پيشين تاريخي در لباس جديد شبهه عرضه شده و دامن گير اماميه مي‌گردد؛ چنانكه از سال 1414ق رساله دكتري ناصربن عبدالله قفّاري به نام "اصول مذهب الشيعه الاماميه الاثني عشريه عرض و نقد" در 3جلد به عنوان بهترين تحقيق علمي و آكادميك !! عربستان سعودي، مكرر در سطحي گسترده، تكثير و توزيع شد3. كتابي كه نه تنها در جهت تخطئه اعتقادات مستدل‌ترين فرقه ديني بلكه در راستاي تضعيف ايده مقدّس تقريب مذاهب اسلامي، آنهم در جوار كانون بايسته اتّحاد مسلمين ـ حرمين شريفين ـ سربرآورد! البته قابل اغماض نيست كه بدنه جهان اسلام در تب شديد نا هنجاريهاي دولتهاي خودكامه، مي‌سوزد. نويسنده مذكور پيش از اين در كتاب "فكره التقريب بين اهل السنه و الشيعه" ايده تقريب مذاهب اسلامي با اماميه را به دليل كفر شيعه!! "نا ممكن"4 دانسته بود. دكتر قفّاري در جاي جاي "اصول مذهب شيعه " با تمسّك به اخبار ضعاف، شاذ، مرسل و غير معتبر در نزد شيعه، برداشت‌هايي خلاف واقع نموده و با ارائه قرائتي نو از تهمت‌هاي كهنه بر اماميه، با ضرس قاطع مي‌نويسد: "شيعه مي‌گويد چند كتاب آسماني غير از قرآن مجيد و پس از آن، بر ائمه آنان نازل شده است و در واقع ادعاي نبوّت بر امامان خود است... مثلاً مصحف فاطمه... آنان مي‌گويند حجم اين كتاب سه برابر قرآن است و محتواي آن كتاب، علم غيب بر فاطمه را اثبات مي‌كند، چيزي كه حتّي پيامبر نداشته است "5.
با تمام رقّت و سبكي ادعاي فوق كه مشتي نمونه از خرمن آن مثنوي نُه من كاغذ است، شايد بتوان اذعان نمود اين نوشته مهمترين كتابي است كه در طول تاريخ، عليه مكتب اهل بيت (ع) نوشته شد6؛ پس "تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل". جالب آن است كه قفّاري در اين كتاب، حديث مستند "مصحف فاطمه " را دليل بر كفر شيعه!! شمرده و شدّت كفر ايشان را از يهود و بلكه از كفّار بيشتر دانسته است7 !! بي‌خبر از آنكه قرآن به پيامبر رحمت (ص) سفارش مي‌كند حتّي با اهل كتاب بر سر سخن يكساني كه مي