ان آنهاست، همنوا شده و بايستند8؛ چراكه قوام جامعه اسلامي بسته به وحدت است و تنازع جز گام نهادن در پرتگاه شكست و آغاز هزيمت نيست: "وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ"9.
بي‌گمان، گرچه اختلاف گروه‌ها در اختصاص خلافت پيامبر، محلّ نزاع فرق اسلامي گرديد، امّا اجماع همه گروه‌هاي مسلمين بر مرجعيت علمي و تفسيري آل البيت (ع) و اقرار به قرابت ايشان با حضرت ختمي مرتبت (ص)، مي‌تواند محور وحدت مسلمين قرار گيرد. به گواهي تاريخ، جهت گيري مكتب علمي و معنوي اهل بيت همواره در راستاي تحقق آرمان مقدّس وحدت و در خدمت حفظ مصالح مسلمين بوده است، چنانكه سخنان خليفه دوّم و ائمّه فرق اسلامي شاهد اين مدّعاست.
سفارش قرآن به گفتگو با اهل كتاب و حتّي مشركين، ديگر جايي براي تنازعات موجود ميان گروههاي مسلمان باقي نمي گذارد. رهبران فرق اسلامي مي‌بايست به منظور تحقق همه جانبه وحدت مطلوب، وظايف خود را به احسن وجه عمل نموده و به راهكارهاي ذيل اهتمام ويژه نشان دهند: تقويت بنيان‌هاي علمي و عملي مشترك، احترام به اصول و عقايد يكديگر، تقويت روح برادري و همدلي، مديريت بر مجموعه‌هاي خود به منظور تنش زدايي و جلوگيري از موج آفريني، شفافيت در مواضع، حصر اختلافات فرقه اي در گفتگوهاي علمي (توصيه علّامه سيد شرف‌الدين)، بستن نگاه تكفيري فِرق اسلامي بر يكديگر (توصيه شيخ محمود شلتوت مفتي اهل سنت و آيت الله العظمي بروجردي مرجع شيعه)، حذف مقياس‌هاي غير قرآني تفاضل (مقياسهايي غير از تقوي، مجاهده،... )، پرهيز از مسائل فتنه انگيز (حذف مستفزّات)، پاسخ علمي به شبهات؛ البتّه شبهاتي كه با حسن نيت مطرح مي‌شوند نه با نيتِ سوء؛ چراكه شبه افكنان غرضمند نه در پي پاسخند و نه هرگز به انتظار جواب مي‌نشينند:
چون غرض آمد هنر پوشيده شد
صد حجاب از دل به روي ديده شد
بر اين باور و در راستاي تحقق آرمان مقدّس وحدت اسلامي، به جستاري مجل پيرامون "مصحف فاطمه" مي‌پردازيم، باشد كه به تنوير افكار و رفع ابهامات برادران ما در ديگر فرق اسلامي بيانجامد؛ البتّه براين نكته تأكيد مي‌ورزيم كه جدل در محتوا و متن آن مصحف شريف شايد هيچگونه ثمره علمي و محصول عملي در پي نداشته باشد؛ چرا كه بنا به اعتقاد شيعه‌ـ‌ چنانكه خواهد آمد ـ اين مصحف از دسترس عموم خارج و نزد صاحبش، بقية الله الاعظم (عج) مي باشد.

مصحف فاطمه، ميراث اهل بيت
بنا بر روايات متعددي كه در جوامع حديثي مكتب اهل بيت عليهم السلام ثبت است، مواريثي خاصّ از علم و سلاح معصومين (ع)، دراختيار جانشينان معصومشان قرار مي‌گيرد؛ مواريثي كه "بخشي از شئونات امامت به شمار"10مي روند. از اهمّ اين مواريث مي‌توان "كتاب علي يا جفر جامعه، مصحف فاطمه سلام الله عليها و صحيفه ديات"11 را نام برد. در روايتي از صادق آل محمّد (ص) آمده است: " وعندنا مصحف فاطمه12؛ مصحف فاطمه نزد ماست". صاحب الذريعه، شيخ آقا بزرگ تهراني، در جمع بندي خود از اين مصحف شريف، مي‌نگارد: "مصحف فاطمه (س) از ودايع و امانت‌هاي امامت نزد مولي و امام ما صاحب الزمان (عج) است، همان طور كه در چندين حديث از طرق ائمه اين امر روايت شده است"13.
تكاتك اين تراث گرانبها از نشانه‌هاي شناخت امام معصوم (ع) محسوب مي‌شوند و بديهي است كه هر زمان نزد آن بزگواران محفوظ باشند. عيون اخبار الرضا به نقل از حضرت ثامن الائمه و ضامن الائمه (ع) مي‌آورد: "للامام علامات: ان يكون اعلم الناس و احكم الناس... و يكون عنده صحيفه فيها اسماء شيعه... و يكون عنده مصحف فاطمه "14.
در اخباري مستند وارد است كه حضرت زهراء (س) گاه مراجعاتي به مصحف خود داشته و تحفه‌هايي از آن را تقديم دوستان مي‌كرده است. اين مصحف شريف چونان سندي معتبر و مرجعي ارزشمند از جايگاهي رفيع نزد ائمّه برخوردار بوده و ايشان (ع) هنگام لزوم به آن مراجعه مي‌كردند15؛ چنانكه امام صادق (ع) به وليد بن صبيح فرمود: "اي وليد! من در مصحف فاطمه نگريستم و براي بني فلان از حكومت بهره اي به اندازه غبار كفش نيافتم"16.
البته ناگفته نماند كه در برخي روايات، بجاي "مصحف " از " كتاب" فاطمه ياد شده است17 هرچند كه برخي از اعلام شيعه چون سيد محسن امين، صاحب اعيان الشيعه، قائل به وجود دو مصحف براي ام الائمّه (س) است: يكي شامل سخنان رسول الله (ص) و ديگري حاوي پيام‌هاي جبرئيل به بي‌بي دو عالم (س) پس از ارتحال پدر. البته بعضي ديگر را عقيده به اين است كه دو مصحف بر فاطمه (س) نازل شد؛ يكي به صورت مكتوب از آسمان و ديگري پس از نزول بر حضرت (س)، توسط علي (ع) به كتابت در آمد18.

محتواي مصحف فاطمه
امام صادق (ع) در اين باره مي‌فرمايد: "زهراء (س) پس از رسول خدا (ص)، هفتاد و پنج روز بيشتر زنده نبود و به سبب فقدان رسول الله (ص) بسيار محزون بود؛ از اين رو جبرئيل به نزد ايشان مي‌آمد و علاوه بر تسلّي، حضرت (س) را از جايگاه رسول (ص) و اخبار آينده آگاه مي‌كرد و از آنچه به ذريه ايشان خواهد رسيد، خبر مي‌داد و علي (ع) هم همه آنها را مي‌نوشت كه آن را مصحف فاطمه ناميدند". 19
گر چه متن و محتواي مصحف مذكور از دسترس ما خارج و در نزد صاحبش بقيةالله الاعظم (عج) مي‌باشد، امّا از جمع و بررسي اخبار وارده، مي‌توان كليات محتواي آن را به قرار ذيل دريافت؛ هرچند كه صراحت اخبار در نفي برخي از مطالب محتمل، بهترين پاسخ به شبهات موجود است:
محتواي اثبات شده: الف) بيان مقام و منزلت عظيم پيامبر (ص) ب) اخبار حوادث و پيشامدهاي آتي، بويژه آينده ذريه حضرت زهراء (س) ج) ذكر اسماء انبياء و اولياء د) وصيت نامه حضرت فاطمه (س) 20 و) آموزه‌هاي اخلاقي ه) علوم قرآني21
محتواي نفي شده: اخبار مستند وارده، تصريح دارند كه اين كتاب در بردارنده دو چيز نيست: الف) قرآن ب) احكام؛ يعني اگر چه از جانب خداست و توسط فرشته وحي نزول يافته؛ اما نه قرآن است و نه وحي تشريعي؛ آنگونه كه امام صادق (ع) قسم ياد مي‌كند: "والله ما فيه[المصحف] من قرآنكم حرف واحد و ليس فيه من حلال و حرام"22. البته برادران منصف ما در ديگر فرق اسلامي بر اين نكته اذعان دارند؛ چنانكه ابوزهره متفكّر جهان تسنّن تأكيد مي‌ورزد كه مصحف فاطمه چيزي از قرآن در خود ندارد. 23

آيا مصحف فاطمه قرآن شيعه است؟!
آنگونه كه مشاهده شد، جنجال ساختگي اي كه بنام "قرآن شيعه" بر پا كرده اند، از كمترين پايه علمي و استدلال منطقي برخوردار نيست. بسيار جاي شگفتي است، با چنين سير پيشرفت علوم ارتباطات و فناوري اطلاعات كه نقطه كور و ناشناخته و منطقه ممنوعه اي در جهان باقي نمانده، كسي نمي تواند از اين قرآن سراغي بيابد!! مسلّم است كه سفر به جغرافياي زيستي شيعه و تفحّص در پنهان‌ترين زواياي زندگي ايشان، براي محقق جوياي حقيقت، ناممكن نيست!
اگر مقصود جستجو گران ِ "قرآن شيعه" همان "مصحف فاطمه" باشد كه اين مسأله غريب‌تر مي‌نمايد!! چرا كه هيچ يك از ابناء شيعه، چنين ادّعاي گزافي نكرده است.
علاوه بر ائمّه اماميه، جميع علماي شيعه به اتفاق اعلام نموده اند: "اين كتاب به 