 اين نوشتار و براساس روش استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري« قدس سره» كه تبيين منصفانه اشكال و سپس پاسخگويي استدلالي و منطقي بوده است، به تبيين و تحليل مطلب فوق پرداخته شده است.
اسطوره به معناي شخصيت افسانه اي است كه بواسطه عوامل و نيروهاي فوق بشري، ويژگي هايي را پيدا كرده اند كه مورد تقديس و احترام بشر بوده اند. اساطير و شخصيتهاي افسانه اي يا ساخته ذهن بشر بوده است و يا بواسطه ارتباط خاص با خداوند، به جايگاه افسانه اي خود دست پيدا كرده اند.
برخي، براي پيامبر اعظم و اهل بيت(ع) شخصيت هاي اسطوره اي قائل هستند و بر اين اساس معتقدند خداوند در اثر عنايات خاص خود، به آنها قدرت عصمت داده است و از اول آنان را پاك و كامل قرار داده و نيز آنان را به علم لدني و غيب، عالم به ما كان و مايكون و ماهو كائن مزين كرده است و لذا آنان اصولاً گرد گناه نمي رفتند.
« انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»
بنابراين چون شخصيت آنان با نيروهاي مافوق بشري شكل گرفته است، اسطوره اند و اگر بپذيريم كه آنها الگو هستند، صرفاً براي مردم آن روز بوده و آنها براي عصر مدرنيته نمي توانند اسوه باشند و لذا آنها دست نيافتني هستند.
قرآن كريم و نگرش اسطوره اي و نگرش اسوه اي
خداوند در آيه 21 سوره احزاب مي فرمايد:
« لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوالله و اليوم الاخرو ذكرالله كثيراً. هر آينه در شخصيت و رفتار و فضايل رسول خدا(ص) براي شما انسان ها الگويي نيكو وجود دارد، براي كساني كه اميد به خداوند و (تحصيل) روز آخرت را دارند و فراوان به ياد خدا هستند.»
در آيه 4 سوره ممتحنه، خداوند ابراهيم و اصحاب او را نيز الگو معرفي نموده است.
« قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه . همانا براي شما الگوي خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند وجود داشت».
از اين آيه شريفه كه با يك سياق واحد با آيه قبل بيان شده است، استفاده مي كنيم كه انبياء الهي و اصحاب خاص آنها كه صلاحيت الگو بودن را دارند، نيز اسوه هستند. بنابراين اهل بيت پيامبر اكرم (ص) كه در قرآن كريم محبتشان اتخاذ راه بسوي خدا معرفي شده، بطريق اولي اسوه هستند.
نكته شايان توجه در اين آيات شريفه اين است كه رسول خدا و اهل بيت(ع) او اسوه قرار گرفته اند براي هر انساني كه طالب خدا و آخرت و ياد خدا باشد واختصاص به مسلمانان هم ندارد، يعني آنها اسوه انساني هستند و نكته مهم تر آنكه مفهوم آيه بيان مي كند كه بدون اسوه قرار دادن آنها نمي توان به خدا و آخرت نيكو و ياد خدا رسيد.

مباني عقلي نگرش اسوه اي در قرآن كريم

1) نياز انسان به اسوه هاي جاودانه و اسوه هاي اين دنيايي
براي تبيين مباني عقلي نگرش اسوه اي به شخصيت پيامبران و اولياي الهي در قرآن كريم، پاسخ به اين سوال ضروري است كه اصولاً مقوله «الگوگرايي» در زندگي كه از عناصر مهم رشد و تعالي انسان مي باشد بر چه محورهايي استوار است و به تعبير ديگر، انسان در چه حوزه هايي نيازمند الگو مي باشد!
محور اساسي در پاسخ به اين سوال اين است كه، انسان دوگونه هدف در حركت هاي فردي و اجتماعي دارد.
يكي هدف و فلسفه زندگي است، يعني همان هدفي كه خداوند انسان را بخاطر آن خلق كرده است و ابر وباد و مه و خورشيد و فلك بخاطر آن دركارند.
نوع ديگر، هدف هاي مادي در زندگي است، مانند هدف از مديريت، هدف از تحقيق و تفحص، هدف از كار كردن، هدف از دوستي با ديگران، هدف از ازدواج و...
هدف و فلسفه زندگي كه زمان بخاطر آن دراختيار انسان قرار داده شده است، خداگونه شدن و اتصاف به صفات جمال، بصيرت، استقلال، آزادي، زيبايي، اقتدار، محبوبيت، مقام و ... است و به تمامي اسباب و علل از قبيل، پول، تكنولوژي، منابع ثروت، خوردن، لذت و ... بعنوان اسباب و وسايل براي آن ارزش هاي معنوي نظر دارد. بعنوان مثال پول به اعتبار ايجاد بي نيازي، استقلال، عزت، موقعيت و قدرت براي انسان ارزشمند است و ثروت هر چقدر هم كلان باشد اگر اين ارزش ها را به همراه نداشته باشد، بي ارزش تلقي مي گردد.
در يك كوير گرم و سوزان ميلياردها پول و طلا براي شما بي ارزش است، زيرا اين پول در آنجا نه براي شما قدرت مي آورد نه عزت و نه بي نيازي، و حاضريد تمامي ثروت دنيا را با يك ليوان آب كه به شما قدرت حيات مي دهد مبادله كنيد.
علم، تكنولوژي، جامعه مدني، دموكراسي و همه مظاهر مدرنيسم، هنگامي داراي اعتبار و ارزشند كه هدف و فلسفه خلقت را تحقق بخشند بر اين اساس هنگامي كه مرگ فرا برسد و انسان وارد عالم ديگري شود نه با خود تكنولوژي بهمراه مي برد و نه علم و نه هيچ چيزي از مظاهر مادي بلكه تنها چيزي كه همراه انسان خواهد بود، عبارت است از: فضايل و محسنات اخلاقي و روحي و يا رذايل و زشتي هاي اخلاقي و روحي.
بنابراين سعادت ابدي انسان در گرو آنست كه هدف و فلسفه خلقت خود را با كليه اهداف مادي زندگي تنظيم نمايد. در اين صورت است كه انسان موفق مي شود دنيا و آخرت را در بعد فردي و اجتماعي توامان تحصيل نمايد.
فلسفه اصلي نزول وحي و ارسال دين، بيان و تبيين راه ها و روش هاي تنظيم اين دو نوع هدف(هدف زندگي وهدف هاي مادي) بوده است.
متاسفانه نظام هاي غربي و به تبع آنها دگرانديشان، انسان را دچار غفلت از هدف و فلسفه خلقت و ياد خدا و ارزش هاي معنوي نموده اند و بر اين اساس رعايت حقوق بشر تا آنجا داراي ارزش است كه بتواند منافع مادي آنها را تامين نمايد و وقتي پاي منافع مادي به ميان آيد، حقوق بشر و همه ارزش هاي معنوي را در پاي آن ذبح مي كنند.
امروز وجود ظلم و ستم و تبعيض نژادي، پديده شومي بنام صهيونيسم، امپرياليسم، آپارتايد، فساد، همجنس بازي، تجاوز به حقوق بشر، سست شدن بنيان خانواده و ارزش هاي خانوادگي، بي ايماني، استفاده خودخواهانه و منفعت جويانه از طبيعت، سرمايه سالاري به اسم دمكراسي و مردم سالاري، اسارت انسان دربند شهوات بنام آزادي هاي اجتماعي، فقر و گرسنگي ملت ها خصوصاً ملت هاي آفريقا و ده ها معضلات در زندگي بشر، نمودها و آثار فراموش نمودن هدف خلقت انسان و محوريت يافتن ارزش هاي مادي بجاي ارزش هاي معنوي است.
ترديدي نيست كه انسان، موجودي الگوگرا است و از نقطه نظر روانشناختي تربيتي، اين ويژگي در بشر نقش مهمي در رشد و تعالي او دارد اما انسان هم در ارزش هاي معنوي و فضايل اخلاقي نيازمند به الگوست و هم در تحصيل اهداف مادي.
بنابراين موضوع الگوگرايي درزندگي انسان هم ارزشهاي معنوي و فضائل اخلاقي و روحي است كه تجلي هدف و فلسفه خلقت انسان مي باشد و هم ارزشهاي مادي و منافع دنيوي است كه اهداف مادي بر مبناي آنها شكل مي گيرد. قهرا در ارزشهاي معنوي و فضائل اخلاقي و روحي، كساني الگو قرارمي گيرند كه مظهر تمام و كمال اين ارزشها و فضائل باشند و آنها اسوه هاي جاودانه اي هستند كه در همه زمانها مظهر اين ارزش ها مي باشند. در ارزشهاي مادي نيز كساني الگو قرار مي گيرند كه متناسب با زمان و مقتضيات زمان به اهداف دنيايي دست يافته اند. 