م(ص) را پايه‏ريزي كردند و در مقام انكار رسالتش برآمدند رسول خدا براي مقابله رويارويي با آنان و اثبات ادعاي نبوت خود طرح مباهله را پيشنهاد كرد تا هر كدام ناحق و دروغگو هستند رسوا شوند و در نهايت نابود گردند يكي از افرادي كه رسول خدا به جمع مباهله دعوت كرد حضرت فاطمه بود و اين مسئله نزد شيعه و سني به حد تواتر رسيده است و اين خبر از طريق جابربن عبدالله انصاري رسيده است. «فَمَن حاجّك من بعدِ ما جاءَك مِن العلم فقل تعالوا ندعُ ابناءَنا و ابنائكم و نساءَنا و نساءَكم و اَنْفُسَنا و اَنْفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِلْ فَنَجْعل لعنة اللّه‏ علي الكاذبين هر كس با توبه مجادله برخيزد پس از آنكه دانش (وحي) به تو برسد بگو بياييد ما و شما با فرزندان (حسن و حسين) و زنان «حضرت فاطمه» و خودمان با هم به مباهله برخيزيم تا دروغگويان را به لعنت خدا گرفتار سازيم».

عصمت فاطمه (سلام الله علیها )
از جمله آياتي كه به صراحت درباره فرزندان پيامبر و جانشينان پيامبر و حضرت فاطمه به طور صريح و روشن دلالت بر عصمت و پاكي و پيراستگي از گناه آنان مي‏كند اين آيه است كه معروف به آيه‏ي تطهير است و در خانه امّ‏سلمه نازل شده است هنگام نزول آيه فاطمه حسن و حسين نزد پيامبر(ص) حضور داشتند پيامبر عباي خويش بر آنان افكند و بدين ترتيب آنان را از بقيه اهل خانه جدا كرد و دست خود را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود خدايا اينان فرزندان و اهل‏بيت من هستند پس بر محمّد و آل او درود فرست. «اِنّما يريدُاللّه‏ لِيُذهب عنكم الرجس اهل البيت و يُطَهِّرَكم تطهيرا؛ خداوند چنين مي‏خواهد كه رجس و پليدي را از شما خاندان نبوّت ببرد و شما را پاك و منزّه گرداند».
و نيز در احاديث به مسئله فوق اشاره شده از جمله اين حديث است كه امام صادق فرمود: «الفاطمة فُطِمَت من الشّر» فاطمه از هرگونه بدي به دور است. به‏طور كلي از معناي فاطمه نيز بخوبي استفاده مي‏شود كه وي با هيچ‏گونه پليدي همراه نيست و از هر پليدي و گناهي به دور است.

ايثار فاطمه (سلام الله علیها )
«و يُطعمون الطعام علي حُبّهِ مسكينا و يتيما و اسيرا انما نُطعِمكم لوجه اللّه‏ لا نُريدُ منكم جَزاءَ ولا شكورا بر دوستي خدا به فقير و طفل يتيم و اسير طعام مي‏دهند «گويند» ما فقط براي خشنودي خدا به شما طعام مي‏دهيم و از شما پاداشي نمي‏طلبيم».
ابن عباس مي‏گويد حسن و حسين(عليهم السلام) مريض شده بودند پيامبر به همراه گروهي از آنان عيادت نمود و به امام علي(ع) فرمود چه خوب است براي شفاي فرزندانت نذري كني آنگاه امام علي و فاطمه(س) و كنيز آنها فضه نذر كردند كه در صورت بهبودي آنان سه روز روزه بگيرند پس از بهبودي امام حسن و امام حسين حضرت فاطمه روزه گرفتند و براي افطار نان جويي كه آماده كرده بودند سر سفره آوردند در اين هنگام مسكيني آمد طلب غذا كرد كه آن حضرت غذا را به او بخشيد روز دوّم و سوّم نيز يتيم و اسيري در وقت افطار آمدند و غذاي خود را به آنان دادند و با آب افطار كردند تا روز چهارم امام علي(ع) و دو فرزندش محضر رسول خدا رسيدند در حالي‏كه از ضعف به خود مي‏لرزيدند پيامبر همراه آنان به خانه فاطمه(س) آمد وقتي فاطمه را با آن حال در شدت ضعف و در حال نماز ديد افسرده خاطر شد در اين هنگام جبرئيل فرود آمد در حاليكه هديه بهشتي براي اهلبيت آن حضرت(ص) آورده بود به پيامبر فرمود اين هديه را بگير خداي تعالي به داشتن چنين اهل بيتي به تو تهنيت گفته پس سوره هل اتي را بر پيامبر نازل كرد. مرحوم فيلسوف گرانقدر آية‏اللّه‏العظمي كمپاني چه زيبا سروده است
وحي و نبوتش نسب جود وفتوتش/حسب قصه‏اي از مروّتش سوره هل اتي كند

نمونه ديگري از ايثار فاطمه (سلام الله علیها )
جابربن عبداللّه‏ انصاري مي‏گويد: روزي رسول خدا(ص) نماز عصر را با ما خواند و پس از فراغ از نماز در محراب نشست و مردم اطراف او گرد آمدند به ناگاه پيرمردي از مهاجران عرب نزد رسول خدا آمد در حالي لباس‏هاي كهنه و مندرس پوشيده بود و در نهايت ضعف و پيري نمي‏توانست خود را نگاه دارد رسول خدا متوجه او شد. و از احوال او پرسيد پيرمرد گفت اي پيامبر خدا من گرسنه‏ام، غذايم دهيد، برهنه‏ام مرا بپوشانيد و نادارم بي‏نيازم كنيد حضرت فرمود الآن چيزي ندارم ولي مي‏توانم شما را راهنماي خوبي باشم چون راهنماي به خوبي مانند انجام دهنده آن است به منزل كسي برو كه خدا و رسول را دوست مي‏دارد و خدا و رسول هم او را دوست مي‏دارند و رضاي خدا را بر جان خود مقدّم مي‏دارد. به سوي خانه فاطمه برو حضرت به بلال فرمود برخيز و اين مرد را به منزل فاطمه ببر پيرمرد و بلال به راه افتادند و چون به در خانه فاطمه رسيدند با صداي بلند سلام كردند پس فاطمه فرمود سلام بر تو كيستي؟ گفت: پير مردي از عرب، آمده‏ام به سوي پدرت اي دختر محمّد من برهنه و گرسنه‏ام با من از مال خود كمك كن تا خدا تو را رحمت كند اين در حالي بود كه فاطمه و علي و رسول خدا(ص) سه روز بود كه غذا نخورده بودند و پيامبر اين را مي‏دانست فاطمه پوست قوچي را كه دباغي شده بود و حسن و حسين بر روي آن مي‏خوابيدند به پيرمرد داد و فرمود اين را بگير (اي كوبنده در) اميد مي‏رود كه خداوند بهتر از اين به تو عطا كند مرد عرب گفت اي دختر محمّد من از فقر و گرسنگي به تو شكايت مي‏كنم و شما پوست قوچ به من مي‏دهيد؟ چون فاطمه اين سخن را شنيد گردنبندي كه فاطمه دخترِ عمويش حمزه به او هديه داده بود از گردن خود باز كرد و به اعرابي داد و فرمود اين را بگير و بفروش! اميد است خداوند بهتر از اين به تو عوض دهد. مرد عرب گردنبند را گرفت و به نزد رسول خدا آمد و هنوز حضرت با اصحاب خود نشسته بودند مرد گفت اي رسول خدا فاطمه اين گردنبند را به من داد و گفت بفروش اميد مي‏رود كه خداوند براي تو چاره بسازد رسول خدا بگريست و گفت چگونه خداوند براي تو چاره نمي‏سازد و حال آنكه فاطمه دختر محمّد به تو داده كه بهترين دختران فرزندان آدم است! در اين هنگام عمار بن ياسر برخاست و گفت اي رسول خدا آيا اجازه مي‏دهي كه من اين گردنبند را خريداري كنم؟ حضرت فرمود. خريداري كن اي عمّار اگر جن و انس در اين گردنبند شريك شوند خداوند آنها را به آتش جهنم عذاب نكند. عمار گفت گردنبند را چند مي‏فروشي اي عرب؟ گفت آن قدر كه از نان و گوشت سير شوم و يك بُرد يماني تهيه كنم كه با آن خود را بپوشانم و در آن نماز بخوانم و يك دينار كه مرا به خانواده‏ام برساند عمّار آنچه آن مرد عرب گفت به او داد علاوه شتر خود را هم داد سپس اعرابي نزد پيامبر برگشت حضرت به او فرمود آيا سير و پوشيده شدي؟ مرد عرب گفت آري بي‏نياز شدم پدر و مادرم فداي تو باد حضرت فرمود: پس فاطمه را به دعاي خود نسبت به آنچه در حق تو كرد پاداش ده، اعرابي، گفت خداوندا، تويي پروردگار ما، و تويي روزي دهنده ما در همه حال! خداوندا، به فاطمه عطا كن آنچه نديده چشمي و گوشي نشنيده باشد.
و رسول خدا به دعاي او آمين گفت و روبه اصحاب خود كرد و فرمود خداوند ب