دند و حق را از علي(ع) كه به مسائل دين و سياست آگاه بود، گرفتند. سپس آن حضرت آياتي از سوره‌هاي اعراف، زمر، رعد، كهف و ... را قرائت فرمود.
طبق اين شيوه فاطمي، آمران به معروف و ناهيان از منكر بايد تا حدودي با آيات قرآن آشنا باشند تا در صورت لزوم از كلام الهي هم بهره گيرند. علاو ه بر آن، ناهيان از منكر موظف‌اند، آگاهي‌هاي لازم را در زمينه عواقب دردناك و خانمان برانداز منكرات به دست آورند و به مخاطبان خود عرضه كنند.

2. استدلال‌هاي عقلاني
آن حضرت براي نهي از منكر و جلوگيري از كارهاي خلاف، به دلايل عقلي نيز تمسك مي‌كرد؛ همچنان كه در مناظره با ابوبكر، علاوه بر قرآن، به دلايل عقلي نيز استناده مي‌كرد.
روزي آن حضرت به نزد ابوبكر رفت و او را از عمل زشت غصب فدك بر حذر داشت. او در پاسخ خليفه كه او را شايسته ارث نمي‌دانست، فرمود: اي ابوبكر! هر گاه تو بميري چه كسي از تو ارث مي‌برد؟ او گفت: زن و فرزندانم. حضرت زهرا(س) فرمود: پس چه شده كه من نمي‌توانم از پدرم ارث ببرم؟[6]
هجوم به افكار و انديشه‌هاي غلط مرتكبين منكرات و زير سؤال بردن آنان، شيوه‌اي منطقي و عقلاني است و اگر هم نتوانند از كار منكر بازدارد، حداقل آنان را به تفكر وامي‌دارد و در مورد كار خلافشان مردّد مي‌سازد. آن حضرت در مقام نكوهش مسلمانانِ بي‌تفاوت در ماجراي غصب خلافت، افكار آنان را به چالش مي‌كشيد و با سئوالات منطقي مواجه مي‌ساخت و مي‌فرمود: ليث شعري الي ايّ سناد استندوا؟ و علي ايّ عماد اعتمدوا؟ و بأيّ عروه تمسكوا؟ و علي ايّه ذرّيّه اقدموا و احتنكوا؛ اي كاش مي‌دانستنم به چه پناهگاهي تكيه زده‌اند؟ و به كدام ستون استوار اعتماد كرده‌اند؟ و به كدامين ريسمان تمسك جسته‌اند؟ و بر كدام فرزند و خانداني پيشي گرفته و غلبه كرده‌اند؟[7]
حضرت فاطمه درمورد مسائلي كه ممكن بود در جامعه آن را منكر كوچكي محسوب كنند، حساسيت نشان مي‌داد. روزي آن حضرت به اسماء بنت عميس فرمود:
انّي قد استقبحت ما يصنع بالنساء انّه يطرح علي المرأه الثوب فيصفها لمن رأي[8]؛ من بسيار زشت مي‌دانم كه جنازه زنان را بر روي تابوت گذارند و بر روي آن پارچه‌اي افكنند كه حجم بدن او را براي مردان نامحرم نمايان مي‌سازد.
اسماء بنت عميس عرضه داشت: اي دختر رسول خدا! در سرزمين، حبشه براي حمل جنازه‌ها تابوتي درست مي‌كنند كه بدن ميت را كاملاً مي‌پوشاند. آن گاه اسماء چوب‌هاي تر و شاخه‌هاي نازك درخت، شبيه آن تابوت را براي حضرت فاطمه ساخت و آن را به او نشان داد. حضرت زهرا(س) با خشنودي و خوشحالي فرمود: چه طرح زيبايي كه كاملاً بدن زن در آن از ديد مردان پوشيده مي‌ماند. اي اسماء! براي من تابوتي با همين طرح درست كن و بعد از وفات مرا با آن بپوشان. خداوند تو را از آتش دوزخ نگهدارد![9]

3. قهر و سكوت
يكي از مراحل نهي از منكر قهر و سكوت است. انسان مسلمان وقتي نتواند با موعظه و گفتگو گنهكاران را از راه انحرافي بازدارد، با قهر و سكوت خود، به مبارزه مي‌پردازد. اين شيوه حتي در مسائل تربيتي نيز مؤثر است. حضرت زهرا(س) در عرصه نهي از منكر از اين روش بازدارنده نيز بهره مي‌گرفت. او بعد از رحلت پدر بزرگوارش، با انواع ناملايمات و گرفتاري‌ها روبه‌رو شد. او شاهد هجوم ناجوانمردان به خانه‌اش بود. اهانت به علي(ع)، سياست‌هاي غير اسلامي اهل سقيفه، بي‌تفاوت بودن مردم و ده‌ها مورد ديگر، از جمله كارهاي ناپسند و زشت عده‌اي هواپرست و خودخواه بعد از وفات پيامبر بود. فاطمه زهرا(س) براي مقابله با اين اعمال ناروا، به مبارزه منفي روي آورد و ناراحتي خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و خطاب به خليفه اول فرمود:
و الله لا اكلمك ابداً و الله لادعونّ الله عليك في كلّ صلوه [10]؛ به خدا قسم هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا سوگند در نمازهايم تو را نفرين خواهم كرد.
زماني كه آن حضرت در آستانه شهادت قرار گرفت و خليفه اوّل و دوّم براي دلجويي، به عيادت حضرت فاطمه(س) آمدند و در مورد اعمال غير اسلامي و جابرانه خود عذر خواهي كردند. آن حضرت نهايت اعتراض خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و به آنان فرمود:
والله لا اَكلمِكِما من رأسي حتي القي ربي فاشكونكّما اليه بما صنعتما به و بي و ارتكبتما مني[11]؛ به خدا سوگند بعد از اين با شما دو نفر حتي يك كلمه نيز سخن نخواهم گفت، تا اينكه خداوند را ملاقات كنم و از شما دو نفر در نزد خداوند شكايت خواهم كرد كه چگونه با خدا و دين او و با من رفتار كرديد و چه اعمال زشتي را مرتكب شديد.
وصيت نامه حضرت فاطمه يكي ديگر از نشانه‌هاي مبارزه منفي و استفاده از شيوه قهر و سكوت در مقابل رفتارهاي منكر و خلاف شرع است. آن حضرت به اميرمؤمنان علي وصيت كرد كه :
اوصيك ان لا يشهد احد جنازتي من هولاء الّذين ظلموني و اخذوا حقّي فانّهم عدوّي و عدوّ رسول الله و لاتترك ان يصلّي عليّ احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّي في‌الليل اذا هدأت العيون و نامت الابصار[12]؛ به تو وصيت مي‌كنم كه در تشييع جنازه من هيچ يك از كساني كه به من ستم روا داشتند و حقم را غصب كردند، شركت نكنند؛ زيرا آنان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند و هرگز اجازه نده كه فردي از آنان و پيروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم‌ها آرام گرفته و ديده‌ها به خواب فرو رفته است.

4.توبيخ و تهديد و هشدار
براي جلوگيري از فساد و بي‌بند و باري و كارهاي زشت و ناپسند، بايد به اهل خلاف هشدار داد و از عواقب وخيم و فرجام كار زشتشان بر حذر داشت؛ حتي بايد آنان را با تهديد و نفرين به سوي حق متمايل ساخت. از شيوه نهي از منكر، در سيره حضرت زهرا(س) نيز مشاهده مي‌شود. حضرت فاطمه(س) به مردمي كه از معيار حق يعني علي(ع) فاصله گرفتند و به اهل باطل گراييدند، هشدار مي‌دهد و خطاب به زنان مهاجر و انصار مي‌فرمايد:
به خدا سوگند اگر (مردان شما) پاي در ميان مي‌نهادند و علي(ع) را بر كاري كه پيامبر(ص) به عهده او نهاد، قرار مي‌دادند، او ايشان را به راه راست مي‌برد و حق هر يك را به او مي‌سپرد؛ چنان كه كسي زياني نبيند و هر كس ميوه آنچه را كه كِشته است، بچيند... . علي (ع) همواره در پنهان و آشكار نصيحت كننده و خيرخواه مردم بود و اگر به خلافت مي‌رسيد، از اموال بيت المال براي خود ذخيره نمي‌كرد و از ثروت دنيا جز به اندازه نياز بر‌نمي‌داشت؛ به اندازه آب اندكي كه عظش را فرونشاند و طعام مختصري كه گرسنگي را رفع كند. اگر مردم حق را به امام واقعي مي‌سپردند، درهاي رحمت از آسمان و زمين به روي آنان گشوده مي‌شد.
اما دروغ گفتند و به زودي به كيفر دروغشان عذاب خواهند شد... . شگفتا! چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلي را انتخاب كردند! و چه زشت است سرانجام ستمكاران كه جايگاه بدي برگزيدند! ... . اما به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد. بايد فرجام زشت فساد را در جامعه اسلامي انتظار كشيد. مسلمانان آينده خواهند فهميد كه سرانجام و نتايج اعمال به مسلمانان صدر اسلام، چه بوده است. مطمئن باشيد ش