مشير‌هاي كشيده و حمله‌ها و تهاجمات پي در پي، به هم ريخته شدن امور اجتماعي مسلمانان، و استبداد و حكومت ديكتاتوري ستمگران شما را فرا خواهد گرفت. آنان جمع شما را با شمشير‌هاي خود درو مي‌سازند. پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد. دريغا كه ديده حقيقت‌بين نداريد و ما هم نمي‌توانيم شما را به كاري كه كراهت داريد، ملزم كنيم[13].

5. افشاگري
يكي از محورهاي انجام نهي از منكر، مبارزه علني با منكرات است. اگر موعظه، ارشاد، هشدار، قهر و سكوت نتيجه ندهد، مسلمان متعهد موظف است كه در اجتماع به طور علني فرياد برآورد و بر ضد زشتي‌ها، بي‌عدالتي‌ها و منكرات قيام كند. شيخ طوسي مي‌گويد: نهي از منكر، يك امر الهي و واجب كفايي است و برحسب مراتب و زمينه‌ها، احكام مختلفي دارد. وقتي كه تبليغ، دعوت، موعظه مؤثر واقع نشد، بايد راه‌هاي قوي‌تري را براي پيشگيري آن انتخاب كرد. افشاگري، تهديد، تخويف (ترساندن) و حتي برخورد فيزيكي نيز لازم است، تا اينكه منكرات از جامعه حذف شود. البته برخورد مستقيم بايد با اجازه حاكم و والي صورت گيرد.[14]
حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منكر، هر گاه كه احساس مي‌كرد گفتگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري مي‌پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وي را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي كه از گفتگوي رو در رو نتيجه‌اي نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداخت و در اجتماع بزرگ مردم مدينه فرمود:
اي مسلمانان! شما را به خدا قسم مي‌دهم، آيا از رسول خدا(ص) شنيده‌ايد كه فرمود: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را آزار دهد ، مرا آزرده كرده است . خشنودي فاطمه خشنودي من است و خشم او خشم من است. هر كس فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كس او را راضي كند، مرا راضي كرده است.
گفتند: آري، اين سخنان را از پيامبر(ص) شنيده‌ايم . در اين حال، حضرت زهرا(س) خطاب به عمر وابوبكر گفت: من، خدا و فرشتگان را گواه مي‌گيرم كه شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و به خشم آورديد و آزارم داديد و هرگز در راه رضايت من گام برنداشتيد. اگر رسول خدا(ص) را ملاقات كنم، از شما دو نفر نزد حضرتش شكايت خواهم كرد.[15]
آن حضرت همچنين وقتي كه سكوت و بي‌اعتنايي مردم را در مقابل تضييع حقوق علي و اهل بيت پيامبر: مشاهده كرد و از موعظه و ارشاد هم اثري نديد، به افشاگري و سرزنش آنان پرداخت و براي جلوگيري از عمل منكر آنان بر آشفت و با دلي مضطرب و صدايي رسا فرياد برآورد:
ويلكم ما اسرع ماخنتم الله و رسوله فينا اهل بيت وقد اوصاكم رسول الله باتّباعنا و مودّتنا والتمسّك بنا[16]؛ اي مردم! واي بر شما چه زود به خدا و پيامبرش درباره ما اهل بيت خيانت كرديد؛ در حالي كه رسول خدا شما را به پيروي از ما، و دوستي و تمسك به ما را توصيه كرده بود.
آن حضرت در سخن ديگري اعمال ناپسند كساني را كه فدك را غصب كرده بودند، نكوهش كرد و ‌فرمود:
فدك هديه‌اي الهي بود كه آن را به پيامبرش بخشيد و رسول گرامي اسلام آن را براي تأمين زندگي فرزندانم به من سپرد. واگذاري فدك به من و فرزندانم، با حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت جبرئيل امين صورت گرفت. پس اگر كساني آن را با ستم، غصب و وسيله امرار معاش فرزندانم را قطع كردند، با ياد روز قيامت بر اين مصيبت صبر مي‌كنم و به زودي غاصبان فدك، عذاب الهي را در دوزخ خواهند ديد.[17]

پي نوشت :

[1]. توبه/71.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 19، ص306.
[3]. الكافي، ج 5، ص 55.
[4]. نمل / 16.
[5]. محمّد / 12.
[6]. كشف الغمّه، ج 1، ص477.
[7]. بحارالانوار، ج 43، ص159.
[8]. نوادر راوندي، ص 13، ذخائر العقبي، ص53.
[9]. تهذيب الاحكام، ج 1، ص 469؛ كشف الغمّه، ج1، ص 503؛ بحارالانوار، ج 43، ص 189.
[10]. اللمعه البيضاء، ص 825.
[11]. الهجوم علي بيت فاطمه(س)، ص 139.
[12]. روضه الواعظين، ج 1، ص 150؛ بحارالانوار، ج43 ، ص191.
[13]. احتجاج طبرسي، ج 1، ص 108؛ بحارالانوار، ج 42، ص 159؛ فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص92.
[14]. تفسير التبيان، ج2، ص549.
[15]. الفرقان، ج22،ص60 ؛ الامامه والسياسه، ج 1، ص20؛ ماساه الزهراء ، ج1، ص240.
[16]. الاسرار الفاطميه، ص121؛ بحارالانوار، ج28،ص299.
[17]. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س) ، ص209.نام کتاب : چهل داستان و چهل حديث از حضرت فاطمه زهرا عليها السلام
مؤ لّف : عبداللّه صالحى مازندرانیولايت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

نويسنده:علامه محمد حسين اميني(رحمت الله علیه)
با هدف شناخت حضرت صديقة كبرا(سلام الله علیها) و آشنایی با پرتويي از ولايت آن حضرت، مطلب پيش‌رو را تقديم خوانندگان گرامي مي‌كنيم. باشد كه ما را بدان مقصود نائل گرداند.
كيفيّت خلقت يكسان چهارده معصوم(علیهم السلام) ايجاب مي‌كند كه در تمام شئون ولايت نيز در رديف يكديگر باشند؛ لذا اثرات بغض و يا محبّت، ‏اطاعت و يا عصيان نسبت به هر معصومي برابر و يكسان با آثار وِداد و يا عِناد، سرپيچي و يا پيروي نسبت ‏به هر يك از معصومين ديگر مي‌باشد. اخبار وارده در اين موضوع بسيار زياد و فوق العاده است و شيعه و ‏سنّي همگي به اين روايات معتقد بوده و به صحّت آنها اعتراف دارند. در اينجا چند روايت از اين دسته از ‏اخبار براي نمونه نقل مي‌شود:‏
«رسول خدا دست حسنين را گرفتند و فرمودند: هر كس مرا و اين دو فرزند مرا، و پدر و مادر اين دو را ‏دوست بدارد، روز قيامت با من هم درجه خواهد بود».1
در اينجا سؤالي پيش مي‌آيد كه هم درجه بودن با پيامبر چه معني مي‌تواند داشته باشد؟ ابن‌حجر ‏هيثمي‌در صواعق، بعد از نقل اين روايت، پاسخ نيكويي داده است. او مي‌گويد: « در اينجا مبادا چنين ‏به نظر آيد كه مقصود هم‌مقام بودن با رسول خداست، بلكه مراد اين است كه چون هر مسلمانِ با ايمان به ‏علي و اولاد علي محبّت داشته باشد، خداي تعالي او را به جوار رحمتش نزديك مي‌فرمايد، و در مركز ‏لطف و احسانش قرار مي‌دهد، و پرده‌ها برداشته مي‌شود، در اين مقامِ رفعِ حجاب، و بي پرده در محضر ‏حق تبارك و تعالي قرار گرفتن، با پيامبر هم صف و همراه است».2
ابن حجر آنگاه به سخن چنين ادامه مي‌دهد: «چنان‌كه خداي تعالي مي‌فرمايد: مسلمانان مؤمن، با ‏انبيا، صدّيقين، شهدا و صالحين ـ كه خدا نعمت‌هاي خويش را به آنان عطا فرمودنده است ـ همگام و ‏همراهند، و چه رفيقان نيكويي».3 و كاملاً روشن است كه در اين آيه يكسان بودن مقامات مطرح نيست؛ ‏بلكه مراد، برابر بودن همة اهل ايمان است در معرض فيض، و در جلوه گاه رحمت، و بي پرده در محضر لطف ‏و مرحمت خدا قرار گرفتن. وگرنه هر يك از انبيا، صدّيقين، شهدا، علما، صالحين، ابرار، اخيار و مخلصين را ‏مقامي‌خاصّ و جداگانه، و درجه و مرتبه اي مخصوص به خود مي‌باشد. پنج تن آل عبا را نيز مرتبه و مقامي‌‏است بي نظير و مخصوص به خودشان كه هر پنج تن به طور يكسان در آن مشتركند، و هرگز كسي را به آن ‏مقام والا راه نيست».‏
حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‌فرمايد: «هر كس فاطمه را بيازارد مرا آزرده است، چنان‌كه خداي