 هدایت» به صراط مستقیم تا توحید.
قرآن کریم و سنّت (زبان و زندگی) پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهاالسلام گزارشگر آموزه‏های دیانت حق و فراخوان به بینشی عمیق و فراگیر و کارآمد در ابعاد هدایت اسلامی هستند و هدایت دینی، که خود شامل «تربیت انسانی» است، از سازندگی و راهبری فرد و شکوفایی قابلیت‏ها و استعدادهای انسانی به منظور سازندگی و به ثمر رساندن بهینه قابلیت‏ها و امکانات جامعه آغاز می‏شود.
فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛ نشانه انسانیت و جامعه آرمانی
فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان هادی است و پرسش ما از آن آستانه بزرگ، ترقّی، تعالی، هدایت و فلاح برای فرد و جامعه است. پرسش، منظر ما در شناخت سنّت بانوی بزرگ است.
فاطمه علیهاالسلام الگوی تربیت و حضور اصلاحی در جامعه، الگوی جاودان انسان آرمانی، زن راهنما و نشانگر انسان و جامعه ایده‏آل است. از امام زمان علیه‏السلام نقل شده است:
«و فی ابنةِ رسولِ اللّهِ لی اسوةٌ حسنةٌ.»(2)
او الگوی حسن، الگوی صادق و سعادت‏آفرین حرکت و سلوک، و حیات و کمال پایدار فرد و جامعه است.
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:
«... فاقتدوا بالزهرةِ (... والزهرةُ فاطمةُ).»(3)
و امام باقر علیه‏السلام خطاب به زنی که الگو و معیارِ روش سزاوار زندگی است، می‏فرماید:
«اگر طالب فضیلتی، راه زهرا علیهاالسلام را پیش گیر.»(4)
حضور این الگو را، به ویژه در رویارویی با جاهلیت همواره تاریخ بشریت، به طور مقایسه‏ای بهتر می‏توان شناخت. آن‏گاه شناختی کلی از زهرای مرضیه علیهاالسلام و به آموزگاری او، زینب کبری علیهاالسلام و فاطمیان و زینبیان سده‏های پس از وی، برای دانستنی‏های بعدی ضرورت می‏یابد. و این‏گونه می‏توان تصویر روشن‏تری از نقش دین و سنّت فاطمه زهرا علیهاالسلام در زندگی بشر داشت.
فاطمه علیهاالسلام در عرصه سه جریان و سه شناخت
بانو از آن اولین هنگام که جان آدمی آگاهی‏ها را درمی‏یابد و پرورش می‏گیرد، تحت تعلیم و پرورش آموزه‏های وحی، خانواده و بخصوص پدر قرار گرفت و بدین‏گونه آموخت و بالید. وجود صدیقه طاهره علیهاالسلام فراگیر سه جریان وجودی است و شناخت او در گرو شناخت این سه جریان عظیم تربیتی و وجودی او:
اول. جریان وجودی خود به عنوان صاحب ولایت کبرا و اسرار باطنی
نفس قدسی زهرای مرضیه علیهاالسلام از سرداق عالم ربوبی برای هدایت آدمیان به این جهان آمده است. جریان عظیم وجودی، اساس هستی‏شناختیِ پایدار و حقّانیت و فراتر بودن وی از زمان و مکانِ سنّت است و مبنای نظری ـ کلامی نظام تربیتی ـ اجتماعیِ قابل استنباط از سنّت او را توضیح می‏دهد، و همین خاستگاه هستی‏شناختی است که کلام او را، زندگی او را، مرگ او را، تنهایی‏ها و خروش‏ها، اشک‏ها و فریادها و سلوک و سیره او را الگویی می‏دارد جاودان و جاری در همه عرصه‏های زندگی جامعه و تاریخ بشری.
فاطمه زهرا انسان هادی است.(5) در اسلام، انسان هادی پس از نفس الوهیِ پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، همان کسانی هستند که در حدیث نبوی و مسلّم «ثقلین»، عِدل و لنگه قرآن کریم قرار گرفته‏اند. انسان هادی ـ ناگزیر ـ معصوم است. «عصمت» به معنای پاکیزگی از خطا و گناه است. «علمِ صحیح» و «اختیار خلاّق» (برآمده از جوهره عبودیت) ملازم با عصمت‏اند و عصمت ملازم با علم صحیح و اختیار خلاّق. آیات «تطهیر» و «مباهله» عصمت زهرا علیهاالسلام را توضیح می‏دهند.
دوم. جریان وجودی خود به عنوان تربیت‏یافته آموزه‏های پیامبر
وجود فاطمه علیهاالسلام در وجهه انسانی، عرصه جریان‏های عظیم شناختی، روحی و رفتاری است:
ـ جریان عظیم شناختی در برخورد با انسان، زندگی، هستی، خداوند، جامعه، تاریخ، رسالت، مسئولیت، تکلیف، دنیا و آخرت؛
ـ جریان عظیم وجود او به عنوان بنده‏ای خاشع و عارفی عاشق در اوج عرصه‏های حماسه و تدبیر؛
ـ جریان عظیم وجود او به عنوان انسانی مسئول در ارتباط با عمیق‏ترین دغدغه‏های بالندگی انسانی؛
ـ جریان عظیم وجود او به عنوان پاسدارترین انسان از ارزش‏های انبیایی؛
ـ جریان عظیم وجود او به عنوان فداکارترین یاور و مام پیامبر خاتم؛
ـ و بسیاری جریان‏های عظیم دیگر.
سوم. جریان وجودی خود به عنوان انسان راهبر
فاطمه یک زن است و خود یک هادی، یک شاهد و یک امام، یک اسوه برای هر زنی که می‏خواهد چگونه بودن و چگونه شدن خویش را خود برگزیده باشد. او در بینش و اندیشه و احساس و باور و انگیزه و سلوک و سیره و رفتار و زندگی‏اش، آموزگار چگونه بودن و چگونه شدن زن در هر دو عرصه فردی و اجتماعی است. در وجود فاطمه علیهاالسلام جریان عظیم انسان هادی دینی است:
ـ جریان عظیم وجودی او به عنوان دردمندترین همراه با خلق و همنشین باورها و رنج‏های زن در تاریخ؛
ـ جریان عظیم وجودی او برای پیشنهاد زن الگو؛
ـ جریان عظیم وجودی او به عنوان مصلح‏ترین حکیم و حکیم‏ترین حماسه و حماسی‏ترین عاشق و عاشق‏ترین تبیین‏گر حق و افشاگر باطل؛
ـ و دیگر جریان‏های عظیم شناختنی و ناشناختنی.
انگیزه توسّل به بانو
شناخت قابلیت آدمی برای تعالی و گسترش توانایی‏های خویش، در گرو شناخت سالم‏ترین شخصیت‏ها و بهترین نمونه‏های بشری است. تحلیل و بررسی انواع جماعت‏های انسانی با شیوه‏های گوناگونی از قبیل تحلیل سیره، مصاحبه، تداعی آزاد و زندگی‏نامه‏های خود نوشت و آراء و اندیشه‏ها و سخنان آنان، نشان می‏دهد که همه انسان‏ها با نیازهایی شبه غریزی(6) به دنیا می‏آیند. این نیازهای مشترک، انگیزه رشد و کمال و تحقق خود قرار می‏گیرند و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست، فرامی‏خوانند. بدین‏سان، استعداد بالقوّه برای کمال و سلامت روان از بدو تولّد، وجود دارد، اما اینکه استعداد بالقوّه آدمی تحقق یا فعلیت می‏یابد یا نه، به نیروهای فردی و اجتماعی‏ای بستگی دارد که «تحقق خود» را می‏پرورد یا بازمی‏دارد.
چرا ما نیازمند توسّل به بانوییم؟ باید تحلیل کرد که آدمی در سرّ سویدایِ وجودش، چه خواهش و نیازهایی دارد که وی را برمی‏انگیزند تا برای تأمین آن‏ها، دست در ولای فاطمه علیهاالسلام زند؟
بر کنار از نیازهای اصلی جسمانی مشترک ما با حیوانات، به عنوان مؤثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهای روانی درمیانند. انگیزه‏های انسان ـ خواه سالم و خواه ناسالم ـ نیازهای روانی اویند و تفاوت میان آدمیان از ارضای نیازهای مزبور ناشی می‏شود.
سنّت بانو طریقه‏ای زایا و بارور برای تأمین این نیازهاست:
«اِنّا تَوجّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ و قدّمناکِ بینَ یَدی حاجاتِنا.»(7)
خودآگاه شدن نیازهای اصیل انسانی همراه با شناخت درست بانو، آدمی را برمی‏انگیزد تا برای جهت‏دهی به نیازها و جنبه‏های گوناگون زندگی، یعنی پاسخ‏های فکری، عاطفی و حسی به مردم و موضوع‏ها و رویدادها ـ خواه در جهان و خواه در خود ـ به او روی کند؛ نیازهایی مانند:
ـ نیاز به صیا