ّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 179 ـ 180.
3.شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 114ـ115.
4.محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 23، ص 51.
5.درباره «انسان هادی» نک: محمّد رضا حکیمی، کلام جاودانه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370، ص 48ـ59.
6. Instinctoid-needs (نیازهای غریزی نما، شبه غریزی(
7.شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای توسل.
8.سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ص 128، به نقل از: احمد بن ابی طاهر مروزی، بلاغات النّساء، چ بیروت، ص 23ـ24.
9.همان، ص 127.
10.همان.
11.همان، ص 127 ـ 128.
12.همان، ص 130 ـ 133.
13.همان، ص 133.
14.محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 13.
15.سید جعفر شهیدی، پیشین، ص 150 ـ 151.
16.البته مراد از این تعبیر، معنای رایج اصطلاحِ حقوق طبیعی نیست.
17.همان، ص 127.

منبع: فصلنامه بانوان شیعه، شماره 4
زیبایی‏های معنوی در سیره فاطمی علیهاالسلام

نويسنده:سید علیرضا جعفری
با حذف «زیبایی‏های معنوی»، «زیبایی» خشک و بی‏روح می‏گردد، به عبارت دیگر: بحث از ارزشهای معنوی از موضوع زیبایی جدا نیست، گرچه برخی کوشیده‏اند خاستگاه زیبایی را در امور محسوس (sensible) و دنیوی، و ارزشهای معنوی را در امور اخروی محصور نمایند.
از آگوستین قدّیس چنین نقل شده است که: «وقتی خداوند را دوست می‏دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه گلها و گیاهان خوشبو، ... دوست داشتنِ آن چیزها نیست، با این همه وقتی خدایم را دوست دارم گویی همه این مظاهر را نیز دوست داشته‏ام.»
آری، در تعالیم توحیدی نه تنها زیبایی محسوس نکوهش نگشته، بل به شباهت‏های این تجلی‏های مادی با طبع زیباپرور معنوی استناد شده است. اما آنچه مهم است این که: هنر اسلامی از همان آغاز تمایل داشت که از قواعد فیزیکی محسوسات فاصله بگیرد و فراتر گام نهد، نقوش اسلیمی اگر چه با گل و گیاه تزیین شده اما هرگز منعکس کننده واقعیت طبیعی نبوده بل از آنها انتزاع گشته‏اند.
خلاصه آنکه: خاستگاه زیبایی را نباید در امور مادی محصور دانست بل اصل آن را باید در امور معنوی جستجو کرد هر چند زمینه درک این نوع زیبایی‏ها به پالایش درون نیازمند است، به قول عطار:
با جمالش چونکه نتوان عشق باخت
از کمال لطف خود آئینه ساخت
هست آن آئینه، دل، در دل‏نگر
تا ببینی رویش ای صاحب نظر
علامه محمدتقی جعفری(رحمت الله علیه) می‏نویسد: «در امر زیبایی، اعم از محسوس یا معقول، «لذت» عنصر بسیار مهم درون ذاتی است و هر انسان منصفی می‏پذیرد که اگر از دریافت زیبایی‏های محسوس برای انسان لذتی محسوس ایجاد شود، به همان اندازه و چه بسا بیشتر دریافت زیبایی‏های معقول، لذت معقول به همراه دارد. گاهی حیرت انسان در برابر زیبایی روح یک انسان رشد یافته تا آنجا بالا می‏رود که محال است در زیبایی‏های محسوس به آن حد برسد. همان گونه که چشم یک انسان لایق از تماشای آسمان لاجوردین سیر نخواهد شد، زیبایی وجدان یک انسان پاک و مصفا شما را بیش از آن مبهوت و مستغرق در زیبایی خود خواهد کرد.»(1)
اکنون در این این مقال برآنیم تا برخی از ویژگیهای حضرت زهرا علیهاالسلام را به عنوان تجلی زیبایی‏های معنوی برشماریم، با استناد به منابع معتبر، بصورتی گذراو فهرست وار:
کمال انسانی:
زهرای اطهر علیهاالسلام انسانی چند بُعدی بود و در تمام جنبه‏های انسانی در اوج کمال، هنگام عبادت آنچنان در معنویت غرق می‏شد که با گذشت ساعتها، گذر زمان را حس نمی‏کرد چرا که «زمان» از مختصات ماده و مادیات است و او در عالم دیگری سیر می‏کرد، اما در گاه حمایت از رهبری و ولایت، تو گویی جز سیاست کار دیگری ندارد و تا پای جان می‏ایستاد و جوانمردانه افشاگری می‏کرد. وی پیرامون موضوعات مختلف جملاتی زیبا و ژرف از خویش به یادگار نهاده، عرفان، خانواده (کار در منزل، همراهی با همسر، ساده زیستی)، حقوق (حق زن، همسایه، کارگر، مهمان و ...)، جامعه، اقتصاد، سیاست (دفاع از سیاستهای نبوی و علوی، طرح قضیه فدک و اعتراض شدید به غصب آن از طرف حکومت، برخورد قهرآمیز با غاصبان خلافت امیرمؤمنان علیه‏السلام ، نکوهش مخالفان امیرالمؤمنین علیه‏السلام و نقل احادیثی همچون حدیث غدیر، منزلت و ...)، اخلاق و فقه و... بخشی از محورهایی است که مورد توجه حضرت قرار داشته است.
عشق به عبادت:
حسن بصری می‏گوید: «در این امت، عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نیامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه می‏داد که پاهایش ورم می‏کرد.»(2)
درخشش چنین عبادتی آسمانیان را مبهوت می‏کرد، امام صادق علیه‏السلام بعدها در مورد مادر چنین فرمود: «وقتی در محراب عبادت نماز می‏ایستاد برای آسمانیان می‏درخشید همانگونه که نور ستاره‏ها برای زمینیان. (و به همین علت وی «زهرا» لقب گرفت)»(3)
شب عروسی نیز، زهرا نگران آخرت است، علی علیه‏السلام می‏پرسد: چرا چنین مضطرب و نگرانی؟
ـ دستم تهی است، نگران ورود به آخرتم. ترا سوگند که امشب به عبادت خدا بپردازیم.
در روایتی دیگر می‏خوانیم: «خداوند به فرشتگان مباهات کرده، می‏فرماید: بنگرید، فاطمه‏ام چگونه در پیشگاه من ایستاده، ارکان بدنش از خوف به لرزه در آمده و با تمام وجود دلداده‏ام گشته است، گواه باشید که من رهروانش را از آتش دوزخ ایمن ساختم.»(4)
انس با قرآن:
حضرت فاطمه علیهاالسلام و اصولاً عترت پاک پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بر اساس حدیث متواتر «ثقلین»، پیوندی عمیق، استوار و جاودانه با قرآن دارند، سرشت زهرا دوران کودکی و حتی پیش از آن، با تعالیم وحی عجین گشته بود. وی در واپسین روزهای عمر در سخنان کوبنده خویش در مسجد پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم از پشت پرده و شفاف ضمن حمایت از ولایت و بیداری اذهان مخاطبین به بیش از صد آیه اشاره نموده است (به صورتهای مختلف مانند: استدلال به آیات، اقتباس از آیات ـ چه با تغییر و چه بدون تغییر در آیه ـ و بالاخره جملاتی که ناظر به آیات می‏باشند.)
روح بلند و متعالی:
روح بزرگ و با عظمت زهرای اطهر علیهاالسلام ، پس از ارتحال جانسوز پدر، سبب شد تا جبرئیل فرود آید و مسائل و حوادث آینده را به اطلاع وی برساند، امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز آنها را ثبت کرد و بدین سان «صحیفه فاطمه علیهاالسلام » شکل گرفت که از امامی به امام بعدی به ارث می‏رسید و هم اینک در دست پاک و با کفایت یوسف زهرا، امام زمان ـ عجل اللّه‏ تعالی فرجه الشریف ـ می‏باشد. امام خمینی قدس‏سره می‏فرمود: «سابقه نداشته است که جبرئیل جز با طبقه اول از انبیای عظام این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد.»(5)
و این چنین است که پیروان راستین زهرا علیهاالسلام زنانی می‏گردند که از تنگنای مسائل جزئی و مادی خویشتن را رها می‏سازند و با پرواز در آسمان معرفت هویتی دیگر می‏یابند.
عفاف و حجاب:
زن، مظهر جمال است و زکاتِ جمال عفاف است؛ بر اساس دستور خداوند(6) رعایت حجاب بر زنان واجب است. آیا این بدان معناست که زن در حصار باشد و زندانی؟
خیر، حضرت فاطمه که حتی