 از انسانی نابینا خود را می‏پوشانید و رو می‏گرفت، در عین حال بیشترین تأثیر را در محیط سیاسی عصر خویش می‏گذاشت.
شعار «آزادی زن» که مدتهاست در جوامع غربی و حتی اسلامی رواج یافته بیشتر بدین منظور است که زن از مصونیتی که شرع برایش فراهم آورده، خارج شود، تا استعمار به اغراض پلیدش دست یابد.
آری! عفاف و حجاب پرچم استقلال و دژ مصونیت زنان متعبد و اندیشمند روزگار ماست و استعمار نیز از همین می‏ترسد.
امام خمینی می‏فرمود: «اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است، بلکه خود پایه‏گذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است.»(7) در جای دیگر می‏فرماید: «زنان آزاد هستند در بسیاری از امور شرکت کنند. آزادی به معنای واقعی، نه آنطور که شاه می‏خواست.»(8)
حمایت از رهبری:
هدف اصلی دشمن در هر برهه‏ای از تاریخ نابود کردن رهبری اسلام بوده است، زیرا این ستون را سبب سرپایی اسلام می‏دانسته.
گمراهان که توان از میان برداشتن پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را در خویش نمی‏دیدند تصمیم گرفتند پس از ارتحال آن حضرت، جانشینان واقعی او را از صحنه سیاست و حکومت کنار بزنند.
حضرت زهرا علیهاالسلام که از هشیاری خاص سیاسی برخوردار بود و به نقشه دشمن واقف با روشهای گوناگون از رهبری واقعی اسلام یعنی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام حمایت کرد و جان خویش را در این راه فدا کرد.
وی در مسجد پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در حضور خلیفه وقت و مهاجر و انصار از پس پرده، حقایق را بی پرده باز گفت و از مؤمنان درخواست یاری نمود اما جوابی باز نیامد:
بر فراز منبرت گردید حقم پایمال
هر چه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد
او در بستر بیماری نیز از بیدارگری برکنار نماند، در برابر زنان مهاجر و انصار که به عیادتش آمده بودند از کسانی که علی علیه‏السلام را رها کرده بودند نالید و رنجنامه خویش را برایشان برخواند. او حتی با وصیتنامه سیاسی الهی خویش علی را حمایت کرد و نفاق و منافقان را رسوا ساخت.
زهرا در راه حمایت از مولایش بارها کتک خورد و بالاخره در همین راه شربت شهادت نوشید.
کشته گشتم بارها از خانه تا مسجد ولی
شادمانم که سرمویی کم از مولا نشد
هیچ بانویی به راه شوهر خود جان نداد
کودکی چون محسن من کشته بابا نشد
روزی «ابن لبید» حضرت زهرا علیهاالسلام را دید که بر مزار شهدای احد به سوگ نشسته و اشک می‏ریزد پرسید: آیا رسول خدا، پیش از وفات، درباره امام علی علیه‏السلام مطلبی گفته است؟
حضرت فرمود: شگفتا، آیا حادثه عظیم غدیر خم را از یاد برده‏اید؟
ابن لبید گفت: نه، چنین رویدادی بود، ولی مرا با خبر سازید.
حضرت فرمود: خدا را گواه می‏گیرم، از رسول خدا شنیدم که می‏فرمود: علی بهترین کسی است که او را جانشین خود قرار می‏دهم، علی امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین، پیشوایانی پاک و امامانی نیک شمرده می‏شوند. اگر از آنان فرمان برید شما را هدایت می‏کنند و اگر مخالفت کنید تا روز قیامت جدایی و اختلاف بر شما چیره می‏شود.
آری، کتابهای اهل سنت آکنده است از روایاتی که دختر رسول خدا در آنها از ولایت علی و فضایل او پرده برداشته و حقایق را بر همگان روشن ساخته است.(9)
زهد و ساده زیستی:
آنگاه که روح، رو به سوی کمالات داشته باشد و قرب الهی را هدف خویش بداند، مادیات را جز وسیله تلقی نمی‏کند. زاهد، سرای تاریک را حقیرتر از آن می‏داند که بدان دل بندد. وقتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به یاری وحی از وضعیت دوزخ آگاهی یافت، در اندوه فراوان فرو رفت. سلمان نزد فاطمه علیهاالسلام شتافت تا از او بخواهد به دیدن پیامبر رفته و وی را از اندوه بیرون آورد. می‏گوید هنگامی که به منزل حضرت زهرا رسیدم منظره‏ای شگفت دیدم. فاطمه با لباسی پشمین که دوازده جای آن با لیف خرما وصله شده بود! چون وضع پیامبر را برای فاطمه تشریح کردم فاطمه از جا برخاست، همان عبای وصله‏دار را بر خود پیچید.
با خود گفتم: دریغا، دختران کسری و قیصر ابریشم و حریر می‏پوشند و دختر محمد عبای پشمین با دوازده وصله از لیف خرما! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدر جان، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته، در حالی که به خدایی که تو را به حق برانگیخت سوگند که پنج سال است که من و علی جز پوست گوسفندی که روزها علوفه‏دان شتر و شبها بستر ما می‏باشد و بالشی که پوستِ آکنده از لیف خرماست، از لوازم و اثاث زندگی، هیچ نداریم.
پدر، مقام و عظمت روحی دخت خویش را برایم بر گفت و فرمود: ای سلمان! دخترم در گروه پیشگامانِ به سوی خداست (یا سلمان! ان ابنتی لفی الخیل السوابق).(10)
منظور از این داستان آن نیست که زن مسلمان در عصر حاضر چادر وصله‏دار بر سر کند، زیرا هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد. آنچه مهم است دل نبستن به مظاهر دنیاست. حضرت سلیمان سلطنتی عجیب داشت و جن و انس در خدمتش بودند ولی هیچ کدام از اینها نتوانستند دل وی را مسخّر خویش سازند.
انتخاب همسر:
بی‏تردید دختران و پسران مسلمان در گزینش همسر معیارهایی برای خود دارند، ولی به نظر شما معیارهای حضرت زهرا علیهاالسلام چه می‏توانست باشد؟
زهرا در حالی ازدواج با علی را پذیرفت که وی از نظر مالی در تنگدستی به سر می‏برد ولی تقوا و ایمان، حکمت و دانش، شجاعت و ایثار و هزاران فضیلت دیگر در او موج می‏زد.
زهرا در حالی با علی پیمان زناشویی بست که قبل از او ثروتمندانی همچون عبدالرحمان عوف و عثمان بن عفّان به خواستگاریش شتافته بودند. عبدالرحمان گفته بود: من صد شتر گران قیمت و ده هزار دینار طلا مهریه می‏دهم. این سخن رسول خدا را خشمگین ساخت و به او فرمود: می‏خواهی با پولهایت مرا فریب دهی؟!(11)
هدایت‏گری، اما نه با زبان:
در روایات خوانده‏ایم: با کسانی رفت و آمد کنید که چهره آنها شما را به یاد خدا بیندازد، در زمان خودمان بودند و هستند کسانی که معصوم نیستند ولی چنان خدا را در تمام زوایای زندگی حاضر و ناظر دیده‏اند که جلوه خدایی و رنگ و بوی الهی یافته‏اند مانند چهره امام خمینی که انسان را به عوالم دیگری پیوند می‏داد، حتی اکنون پس از گذشت سالها از ارتحال جانسوزش، محل زندگی وی حتی نامسلمانان را تحت تأثیر قرار می‏دهد.
زهرای اطهر علیهاالسلام چنان نورانی بود که نه تنها گفتار و رفتارش دیگران را به سمت خدا سوق می‏داد بلکه حتی چادرش نیز موجب اسلام آوردن کافران می‏شد.
امام علی علیه‏السلام گاه آنچنان در تنگدستی واقع می‏شد که مجبور می‏گشت از ثروتمندان یهودی قرض نماید. یکبار که از یک فرد یهودی تقاضای قرض نمود او در مقابل چیزی طلب کرد تا به عنوان گرو پیش خویش نگه دارد، امام نیز چادر همسرش حضرت زهرا علیهاالسلام را به او داد. شب هنگام، وقتی که همسر مرد یهودی نور چادر را دید شگفت‏زده شوهرش را خبر کرد. و هر دو، حیرت‏زده بستگان خویش را به منزل آوردند تا حادثه را با چشم خویش بنگرند، آنها نیز پس از مشاهده این کرامت زهرا