 ، الگوى تمام عيار زنان جوامع اسلامى ، كه با سندهاى متعدّد در كتاب هاى مختلف وارد شده است .
و اين مجموعه برگزيده و گلچينى است از ده ها كتاب معتبر(1) در جهت هاى مختلف : عقيدتى ، فرهنگى ، عبادى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربيتى و ... .
باشد كه اين ذرّه دلنشين و لذّت بخش مورد استفاده و إ فاده عموم خصوصا جوانان و دوشيزگان محترم قرار گيرد.
و ذخيره اى باشد: ((لِيَوْمٍ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لابَنُون إِلاّ مَنْ اءَتَى اللّه بِقَلْبٍ سَليم لى وَ لِوالِدَىّ، وَ لِمَنْ لَهُ عَلَيَّ حَقّ)) إ ن شاء اللّه تعالى .
((مؤ لّف )) سوال 3 : در مورد كيفيت حجاب همسران پيامبر و ائمه معصومين(علیه السّلام) مطالبي بفرماييد. آيا حضرت صديقه طاهره و زينب كبري(سلام الله علیها) از چادر استفاده مي‏كردند؟
جواب : پاسخ از :آيت الله مكارم شيراز ي
چادر به صورتي كه در ميان ايرانيان معمول است - چادر بلند كه تا پايين پا مي‏رسد - در ميان جامعه عرب‏ها معمول نبوده، ولي چيزي شبيه نيمه چادر رايج بود كه ظاهراً منظور از «جلباب» هم كه در آيات قرآن آمده، اشاره به همين است. چيزي نه مثل مقنعه و روسري كوتاه و نه مثل چادر ما خيلي بلند؛ اين چادر شايد تا كمر و كمي پايين‏تر مي‏رسيده است و آن بزرگواران از آن استفاده مي‏كردند. عرب‏ها چيزي داشتند به نام «درع» كه پيراهن وسيع است و «ملحفه» كه همان چادر بوده است و مقنعه. از روايات استفاده مي‏شود اين بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر مي‏كردند و درع هم پيراهن وسيع بوده كه تا پشت پا مي‏رسيده و آستين‏هايش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادري بوده كه به خودشان مي‏پيچند. در آداب نماز گزار هم آمده كه زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب كاملي داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده كند.سوال 4 : بر اساس روايات ما شيعيان معتقديم كه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برترين زنان جهان است. اين عقيده چگونه با آيه 42 سوره آل عمران كه حضرت مريم(سلام الله علیها) را برترين زنان عالم معرفى‏كند سازگار است؟
جواب : سوى مفسران دو پاسخ به اين سؤال داده‏اند:
1. مراد آيه شريفه، برترى حضرت مريم بر همه زنان جهان در عصر خودش است. اين پاسخ هم مشابه قرآنى دارد و هم دليل روايى:
الف. در قرآن مجيد آمده است كه خداوند درباره بنى‏اسرائيل فرمود: «و انى فضّلتكم على العالمين». (بقره (2)، آيه 47.)
در تفسير نمونه آمده است: «بديهى است منظور، برترى مؤمنان بنى‏اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است».
ب. در تفسير برهان روايتى از مفضل بن عمر نقل شده است كه مى‏گويد: به امام صادق(علیه السّلام) عرض كردم: مرا خبر ده از قول پيامبر خدا( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) درباره فاطمه كه فرمودند: «او سرور زنان جهانيان است». آيا او سرور زنان عصر خويش است؟ امام(علیه السّلام) فرمودند: «مريم سرور زنان جهان در عصر خود بود، اما فاطمه(سلام الله علیها) سرور همه زنان از آغاز تا پايان است».
2. آيه شريفه قيد زمانى ندارد و مربوط به همه زمان‏ها است؛ ولى قيد موضوعى دارد و از همين رو منافاتى با سرورى حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر همه زنان عالم در كمالات عاليه و والاى انسانى ندارد.
توضيح اينكه در قرآن مجيد، يك‏سرى از ويژگى‏ها و امتيازات براى حضرت مريم بيان شده است. اين ويژگى‏ها از اختصاصات حضرت مريم نيست و افراد ديگرى نيز در رتبه او و چه بسا بالاتر از او به چنين مقاماتى رسيده‏اند؛ اما آنچه ازاختصاصات حضرت مريم(سلام الله علیها) است و بدان وصف بر همه زنان عالم امتياز يافته است، چگونگى ولادت فرزند وى مى‏باشد.
علامه طباطبايى(ره) در تفسير الميزان مى‏فرمايد: «[اين كلمه ]از خصايص وجودى حضرت مريم(سلام الله علیها)، انگشت روى هيچ خصيصه‏اى به جز ولادت عجيب فرزندش نمى‏گذارد. اين است كه «اصطفاء» از هر جهت نيست؛ بلكه آن گونه فرزند آوردن مراد است».
اما غير از كلمه «اصطفاء» كلمات ديگرى كه در آيات مربوط به آن حضرت آمده، از قبيل: «تطهير»، «تصديق به كلمات خدا و كتب او»، «قنوت» و «محدثه بودن» همه از امورى است كه اختصاص به آن حضرت ندارد.
در تفسير «اطيب البيان» نيز امتياز خصوصى حضرت مريم(سلام الله علیها) بر ديگر زنان، چگونگى زاييدن حضرت عيسى(علیه السّلام) بيان شده و در سر بيان «واصطفيك على نساء العالمين» آمده است: «بيان اين جمله براى اين است كه ديگر زنى نتواند چنين دعوايى بكند و بهانه به دست بياورد». بنابراين اگر آيه داراى قيد زمانى نباشد، حضرت مريم(سلام الله علیها) را فقط در چگونگى فرزند آوردن از همه زنان جهان ممتاز دانسته است و اين نافى برترى حضرت زهرا(سلام الله علیها) در كمالات عاليه انسانى نيست.سوال 5 :فدك كجا است؟ چگونه به پيامبر رسيد؟ به چه دليل به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به ارث رسيد و سرانجام آن چه شد؟
جواب : فدك يكى از دهكده‏هاى آباد و حاصلخيز نزديك خيبر است و تا مدينه 140 كيلومتر فاصله دارد. درسال هفتم هجرت، قلعه‏هاى خيبر يكى پس از ديگرى فتح شد و قدرت مركزى يهود در هم شكست. ساكنان فدك تسليم گرديدند و در برابر پيامبر متعهد شدند نيمى از زمين‏ها و باغ‏هاى خودرا به آن حضرت واگذار كنند و نيمى ديگر را براى خود نگهدارند. افزون بر اين، آنها كشاورزى سهم پيامبر را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدى دريافت كنند.
سرزمين‏هايى كه بدون هجوم نظامى به دست مسلمانان مى‏افتد، به شخص رسول خدا( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) تعلق دارد و هر گونه بخواهد مى‏تواند عمل كند. وقتى آيه «و آتِ ذَالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيراً» (اسرا (17)، آيه 26.) نازل شد، پيامبر اسلام دخترش فاطمه(سلام الله علیها) را خواست و فدك را به او داد. (طبرسى، مجمع البيان، ج 3، ص 411.)
سرگذشت فدك پس از پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم )
پس از پيامبر اسلام، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از فدك محروم گرديد و كارگرانش را از فدك بيرون كردند. آن حضرت براى پس گرفتن فدك بسيار كوشيد؛ ولى دستگاه خلافت از اين كار سرباز زد. ممنوعيت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از فدك در زمان خلافت ابوبكر بن ابى قحافه پى‏ريزى شد. پس از آنكه معاويه به قدرت رسيد، فدك را ميان مروان، عمروبن عثمان و پسرش يزيد تقسيم كرد. در دوران خلافت مروان، همه فدك در اختيار وى قرار گرفت و او آن را به پسرش عبدالعزيز داد. عبدالعزيز نيز فدك را به پسرش عمر داد. عمربن عبدالعزيز فدك را به فرزندان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برگردانيد. پس از درگذشت عمربن عبدالعزيز، فدك در اختيار خلفاى بعدى قرار گرفت وتا روزى كه حكومت امويان ادامه داشت، در اختيار آنان ماند. وقتى حكومت به بنى عباس رسيد، سفّاح آن را به عبدالله بن حسن برگرداند. پس از سفاح، منصور دوانقى فدك را از فرزندان زهرا(سلام الله علیها) گرفت. فرزند منصور (مهدى) فدك را به فرزندان زهرا(سلام الله علیها) بازگردانيد. پس از مهدى، موسى و هارون دوباره فدك را از فرزندان حضرت فاطم