1).
همانطوري كه ملاحظه مي كنيد خود ميثم تمار از اين راز علي(علیه السّلام) سر در نياورد علي(علیه السّلام) هم براي ميثم فاش نكرد چون ميثم تحمل نياورد و اگر آن شب تحمل مي كرد اسراري براي او تعليم داده مي شد.
اين حديث ندارد كه حضرت علي(علیه السّلام) از كسي شكوه و ناله كرده باشد و خود ميثم هم نفهميد كه حضرت علي چه كاري داشت. ميثم چنين فكر كرد كه علي(علیه السّلام) با چاه سخن مي گفت. چاه كه قابليت مخاطب بودن را ندارد و علي(علیه السّلام) انسان كامل است و كار غير حكيمانه از او سر نمي زند. اين يكي از اسراري است كه نه براي ميثم كشف شد و نه براي ما كشف شده است. آن حضرت در دل شب تاريك و به دور از ميثم با عالم بالا ارتباط داشت و اين ارتباط خاص آن حضرت است. بر اين اساس ما نمي توانيم بگوييم كه علي(علیه السّلام) از دست غم و اندوه و مصيبت هايي كه به او رسيده بود، به چاه پناه آورده و درد دل با چاه مي كرد. اين يك سري بود كه حضرت علي(علیه السّلام) نخواست براي كسي فاش شود وگرنه درد دل كردن نه چاه مي خواهد، نه درخت و نه زمين.
علي(علیه السّلام) خواصي داشت كه مي توانست با آنها هر درد دلي را در ميان بگذارد. بنابراين سر در چاه كردن يكي از كارهاي شگفت انگيز آن حضرت است نه اين كه از ضعف و ناتواني در برابر مصيبت ها، به چاه درد دل بگويد.
سوال23 : همه ما كما بيش در مورد چگونگي به شهادت رسيدن حضرت زهرا شنيده ايم ولي برايم سئوال شده كه ياران و اصحاب حضرت علي چون مالك، سلمان و... چرا اقدامي نكردند ممكن بود در آن زمان بنا به مصالح جامعه نوپاي اسلامي نتوانند قيام و شورشي به پا كنند اما حداقل مي توانستند مانع از اين شوند كه درب خانه پاره تن پيامبر را به آتش بكشند و مظلومانه پهلويش را بشكنند و امامش را دست بسته در كوچه ها بگردانند چرا آنها به ياري فاطمه نرفتند تا جان و تن خود را حائل قرار دهند تا به ايشان آسيبي نرسد. اين مسئله را برايم روشن كنيد كه چرا اقدامي نكردند و اگر كردند چرا كسي از آن صحبتي نمي كند.
جواب: واقعيت اين است كه تحليل برخي حوادث تاريخي بسيار مشكل است و هضم برخي رفتارها بسيار سنگين است. اما انگيزه هاي مختلف، انسان را به جايي مي رساند كه رفتارهاي ناباورانه انجام دهد.
در زمان پيامبر اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) برخي رگه هاي مخالفت با سنت نبوي و دشمني با اهل بيت از سوي برخي ياران پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) ديده مي شد. مانند اعتراض در صلح حديبيه، نافرماني از شركت در سپاه اسامه، توهين به پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در هنگام نوشتن وصيت و... اما كسي باور نمي كرد كه اين تخلفات به جنايت تبديل شود.
چه بسا علت اين كه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت در آمد آن بود كه آنان به احترام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از ورود به خانه منصرف شوند، زيرا مسلمانان مدينه احترام زياد پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به فاطمه(سلام الله علیها) را از نزديك ديده بودند و حديث «من اذها فقد اذاني» را به گوش شنيده بودند به همين جهت كساني كه نزديك در بودند. به عقب جمعيت كه فرمان حمله را مي دادند اطلاع دادند كه فاطمه پشت در است ولي آنها گفتند: «و ان كانت!!» چنين حركتي غير قابل باور بود و از چند يار خالص امام علي(علیه السّلام) در آن هنگامه كاري ساخته نبود و كسي انتظار چنين حركت جنايتكارانه را نداشت.
در اين باره توجه شما را به يك حديث از امام علي(علیه السّلام) و يك تحليل درباره واقعه پشت در جلب مي كنيم:
روزي اشعث بن قيس گفت: يا علي! چرا شمشير نكشيدي؟ علي(علیه السّلام) به او گفت: ««فلم ادع احدا من اهل بدر و اهل السابقه من المهاجرين و الانصار الا ناشدتهم الله في حقي و دعوتهم الي نصرتي فلم يستجب لي من جميع الناس الا اربعه رهط سلمان و ابوذر والمقداد والزبير و لم يكن من اهل بيتي معي احد اصول به و لا اقوي به. اما حمزه فقتل يوم احد و اما جعفر فقتل يوم موته و بقيت بين جلفين حافيين حقيرين عاجزين العباس و عقيل و كانا قريب العهد بكفر. فاكرهوني و قهروني...؛ » همه اهل بدر و پيش كسوتان مهاجر و انصار را به كمك خواستم ولي از آن همه مسلمان فقط چهار نفر پاسخ مثبت دادند: سلمان، ابوذر، مقداد و زبير و از اهل بيت خودم هم كسي نداشتم كه با آن بتوانم حقم را بگيرم چون حمزه در احد به شهادت رسيد و برادرم جعفر هم در موته شهيد شد و كسي برايم نماند مگر دو نفر ذليل، خوار، عاجز و ناتوان، عباس و عقيل. به خاطر نبودن يار و ياور حقم را گرفتند» (بحارالانوار، ج 29، ص 465 ، ح 55 به نقل از كتاب سليم بن قيس).سوال 24 : همانطور كه مي دانيم مصحف حضرت فاطمه علومي از قبيل تعداد گناهكاران و نيكو كاران و نامشان و شهرستان بيان شده است و اين چگونه ممكن است و انسانهايي كه هنوز نيامده اند چگونه با اراده انسان مطابقت دارد.
جواب: 1. براساس مدارك فراواني كه در منابع گوناگون درباره كتاب يا مصحف دختر گرامي پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) گزارش شده به دست مي آيد كه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پس از فوت پدر به نگارش اين مصحف اقدام فرمودند؛ وانگهي، نگارش آن بر اساس دريافت هاي معنوي و عيني او براي تسلي خاطر در تحمل رنج گران فوت پدر انجام گرفته است. نيز در روايات، مسأله داشتن مصحف فاطمه(سلام الله علیها)، نوعي نشانه امامت و اتصال به وحي و آگاهي به دين و دست يابي به متون مهم شناخته شده، در مقام احتجاج و استدلال، براي خاندان علوي، وسيله كارساز و مؤثري بوده است (مصحف امام علي(علیه السّلام)، محمدعلي ايازي، ص 76 - 78).
2. با وجودي كه متأسفانه مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در دسترس نبود تا مطالب آن بررسي شود، ولي با فرض صحت سخن شما، مبني بر مطرح شدن موارد مذكور در پرسش در آن، پاسخ پرسش مزبور روشن است چرا كه شخصيتي همچون فاطمه(سلام الله علیها) با آن دريافت هاي غيبي و اقيانوس بي كران علوم خدادادي، افق آينده و رويدادهاي آن را مي ديد و مي دانست كه مثلا فلان شخص، چه سرنوشتي خواهد داشت، ولي اين موضوع، با اختيار و اراده آزاد انسان، هيچ منافاتي ندارد، زيرا حضرت مي دانست كه فلان شخص مثلا با اراده آزاد خود چنين سرنوشتي را سپري خواهد كرد، چرا كه به ظرفيت هاي وجودي اشخاص، آگاهي داشت.سوال 25 : گفته شده كه خوب است والدين براي بچه اي كه هنوز به دنيا نيامده است يك نام دختر و يك نام پسر انتخاب كنند و حضرت زهرا هم نام محسن را براي آخرين فرزند خود انتخاب كرده بود حال سئوال من اين است كه چرا آن حضرت نام دختر انتخاب نكردند.
جواب : حضرت علي(علیه السّلام) فرمود: پيش از اين كه فرزندانتان به دنيا بيايند براي آنان نام انتخاب كنيد. اگر مي دانيد پسر است نام پسر واگر مي دانيد دختر است نام دختر انتخاب كنيد واگر نمي دانيد كه پسر است يا دختر در اين صورت نامي را انتخاب كنيد كه مشترك بين پسر و دختر است.
روز قيامت، بچه هايي كه در اين جهان سقط شده اند و نامي براي آنها گذاشته نشده است به پدرشان مي گويند: چرا براي ما 