 به او گفت: چه كار دارى؟ قنفذ گفت: خليفه رسول خدا تو را مى‏خواهد. على به او گفت: زود بر پيامبر دروغ بستيد. قنفذ پيام على را به ابوبكر رساند. ابوبكر گريه طولانى كرد. عمر گفت: على را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد على برو و بگو: با خليفهرسول خدا بيعت كن. على گفت: سبحان الله، آنچه را كه از آن او نيست براى خودش ادعا كرده است. قنفذ پيام على را به ابوبكر رساند. ابوبكر بازهم بسيار گريه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهى با او همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتى فاطمه صداى آنها راشنيد، با صداى بلند فرياد كرد: «يا ابتاه» يا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابى قحافه چه‏ها كه نكشيديم. وقتى كه گروه مهاجم گريه فاطمه را شنيدند. در حالى كه گريه مى‏كردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولى عمر و عده‏اى ماندند. على را بيرون آوردند وگفتند بيعت كن. على گفت: اگر بيعت نكنم چه مى‏كنيد؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را مى‏زنيم، (الامامة و السياسة، ج 1، ص 30، تحقيق استاد على شيرى، منشورات رضى) .
همانطور كه ملاحظه مى‏كنيد در منابع شيعه، اين حادثه به طور كامل ذكر شده است و منابع اهل سنّت تنها به آتش آوردن اشاره كرده‏اند. البته از آنان توقع نداريم كه اين حادثه را به طور كامل ذكر كنند چون اين، به زيان آنهاست و آنان تلاش مى‏كنند اين حادثه ذكر نشود.
اگر مى‏خواهيد به همه مآخذ و منابع شيعه و سنى آگاهى پيدا كنيد به كتاب «مأساة الزّهراء» نوشته جناب سيد جعفر مرتضى عاملى لبنانى، ج دوم مراجعه كنيد. اين كتاب درباره موضوع مورد بحث، بسيار مفصّل بررسى و بحث كرده است.«سوال 34 : فلسفه لخت شدن در مراسم عزاي امام حسين(علیه السّلام) چيست؟ آيا ما كه معتقديم كه امام زمان(عج) و حضرت زهرا در حال نظاره عزاداري ائمه هستند، اين كار بي ادبي به ساحت مقدسشان نيست؟
جواب: آنچه در روايات فراوان مورد سفارش و تأكيد است عزاداري و محزون و گريان بودن در مصيبت شهادت و مظلوميت و فقدان اولياي الهي به ويژه سالار شهيدان، امام حسين(علیه السّلام) است. شكل عزاداري و چگونگي آن به حسب عرف و عادت و مراسم و فرهنگ جامعه اي مختلف است و در روايات بر شكل خاصي از آن تأكيد نشده است. لخت شدن در مراسم عزاداري كه در بعضي جاها معمول است تابع همين عرف و عادت است و داراي فضيلت و ارزش خاصي نمي باشد و هيچ گونه تأكيدي بر آن نشده بلكه در جاهايي كه اين مراسم در معرض ديد و تماشاي خانم ها مي باشد، ترك اين كار و با لباس عزاداري كردن بدون شك بهتر و مناسب تر است.
اما اين كه بودن اين عزاداري در محضر اولياي الهي و حضرت زهرا(سلام الله علیها) دليلي بر جسارت و بي ادبي به محضر مقدس آنها نيست، چون اولا: از نيت و قصد عزاداران كه هدفشان عرض تسليت و همدردي با آنها در اين مصيبت سنگين است به خوبي آگاهند و ثانيا: اين نظاره و ديدن، احكام عالم دنيا را ندارد و مشمول احكام عالم معناست كه احكام ويژه و مخصوص خود را دارد و اين احكام را نبايد با هم خلط و اشتباه نمود.سوال 35 : يك احساسات خارجي در درونم حس مي كنم كه نسبت به امام حسين، ائمه و خدا فحش و ناسزاهاي ركيك مي گويد مثلاً نسبتهاي ناروا به حضرت زهرا مي دهم (استغفرا...) اين حالت در دلم ايجاد مي شود بخاطر همين يكبار خودكشي برايم آسان شد. يعني آمادگي كامل براي خودكشي داشتم. و فكرم كاملاً اين امر را مي پسنديد.
جواب: «وسواس» يك نوع اختلالى است كه انسان، بدون اختيار و از روى اجبار، عملى را مكررا انجام مى‏دهد و يا مطلب و موضوعى را در فكر و ذهن خود تكرار مى‏كند. اولى را «وسواس عملى» و دومى را «وسواس فكرى» گويند. در واقع در ذهن فرد وسواسى، اختلالى به وجودمى‏آيد كه توقف قطعى آن فكر يا آن عمل حاصل نمى‏شود. اغلب مبتلايان به وسواس فكرى نيز، افكار بيهوده و شرم آور يا وحشتناكى در ذهن خود به وجود مى‏آورند كه اين افكار در چرخه‏اى بى‏پايان، مرتب تكرار مى‏شود.
نكته ديگر اين كه مبتلايان به اين اختلال، قادراند پريشانى و مشكل و ناراحتى خود را، به عنوان يك مسأله خصوصى، پنهان نگه دارند و گاهى چندين ساعت دور از چشم ديگران صرف افكار يا كارهاى مخفيانه خود كنند. خوشبختانه شما با طرح و ارسال نامه، از مشكل وموضوعى كه شما را در رنج قرار داده است، ما را با خبر كرده‏ايد و در واقع تصميم به حل و درمان آن داريد. بنابر اين شما نيمى از راه درمان را پيموده‏ايد و براى ادامه و حل كامل آن، بايد ضمن توجه به ضررها، عوارض و پيامدهاى سوء وسواس راه‏كارهاى ارائه شده را اگر انجام دهيدتا بهبودى كامل براى خود به ارمغان آوريد.
الف) ضررهاى وسواس عبارت است از: 1. اتلاف وقت و از دست دادن سرمايه ارزشمند عمر؛ زيرا بازيابى زمان از دست رفته امكان ندارد؛
2. عدم توانايى در تمركز حواس و ايجاد حواس پرتى؛
3. بازماندن از كارهاى اصلى (از جمله تحصيل علم و مطالعه و درس خواندن و به دنبال آن افت تحصيلى)؛
4. خسته شدن ذهن و بى حوصله شدن فرد براى فكر كردن درباره موضوعات مهم و اساسى زندگى و تحصيلى.
ب) راه‏كارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فكرى و درمان آن عبارت است از:
1. غرقه‏سازى؛ بدين صورت كه فرد مبتلا به آن، با اختيار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعى كه از آن رنج مى‏برد قرار دهد تا از آن فكر خسته و متنفّر شود. بنابراين هر روز، زمانى را به فكر كردن درباره موضوع وسواس فكرى خود اختصاص دهيد و آن چنان وآن قدر درباره آن فكر كنيد كه از آن متنفّر شويد. در نتيجه هرگاه بدون اختيار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستيد از روى اجبار تكرار كنيد، اراده و اختيارتان در دور كردن آن فكر و اجتناب از آن، چيره و حاكم شود.
2. هرگاه ذهنتان بدون اختيار مشغول همان اوهام و افكار بيهوده وسواسى شد، مشت خود را محكم روى زمينى بكوبيد با گفتن ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» از جاى خود بلند شده، تغيير حالت دهيد تا بدينوسيله از آن فكر تكرارى و وسواس رهايى يابيد.
3. كش نازكى را دور مچ دست خود بنديد. هرگاه افكار وسواس به سراغ شما آمد، با كشيدن كش و رها كردن آن روى دستتان و ايجاد درد مختصرى روى مچ خود، از آن فكر رهايى خواهيد يافت.
4. با خودتان عهد ببنديد و برنامه‏ريزى كنيد كه زمان فكر كردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگوييد زمان فكر كردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نيز مدتى رابه فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد و ذهنتان را به آن مشغول سازيد تا اين كه در طول روز و به طور پراكنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصى را به تدريج در طى (مثلاً 30 روز) روزى يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد.
5. هر روز به خود تلقين كنيد كه «من قادرم افكار وسواسى‏ام را كنار بگذارم»؛ زيرا تلقين يكى از راه‏هاى مبارزه با افكار منفى است و وسواس فكرى نيز چيزى جز يك فكر منفى مزاحم نيست.
6. دو عامل عمده اي كه به ا