ا اقدام كند! امّا امام على(علیه السّلام) با آگاهى و دورانديشى دست رد بر سينه آن بدخواه، مسلمانان زد.
و در روزى ديگر امام على(علیه السّلام) در پاسخ به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمودند اگر مى‏خواهى نام پدرت(رسول الله( صلّی الله علیه و آله و سلّم )) هم چنان باقى بماند بايد صبر كنيم. و در روايت ديگر امام على(علیه السّلام) فرمودند: به خدا قسم اگر خطر نابودى دين، بازگشت كفر و پراكندگى مسلمانان در ميان نبود، اين گونه صبر نمى‏كردم. ر.ك: بحار، ج 32، ص 61 .)
اين دو نمونه تاريخى و نمونه‏هاى فراوان ديگر حكايت از آن دارد. كه حساسيت زمانه اقتضا مى‏كرد حتى براى حفظ ظاهر اسلام، اهلبيت(علیه السّلام) آن چنان صبر كنند و هم چون «خار در چشم و استخوان در گلو» روزگار را بگذرانند.
اما نكته مهم آن است كه در كنار اين صبر، بايد حق و حقيقت در طول تاريخ آشكار بماند و سياهى ظلم و خيانت براى همگان در طول تاريخ معلوم شود. هنر امام على(علیه السّلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آن بود. كه به گونه‏اى رنج و زجر را تحمل كردند كه رو سياهى آن براى ظالمان در طول تاريخ قابل پاك شدن نباشد. و وجدان هر انسان منصفى در طول تاريخ به حقانيت اهلبيت را گواهى دهند.
به عنوان يك اصل كلى مى‏توان گفت؛ «هرگاه اظهار حق با مظلوميت همراه باشد ماندگارى آن بيشتر خواهد بود و هر چه مظلوميت بيشتر باشد تأثير آن حق در طول تاريخ پر رنگ‏تر خواهد بود.» نقطه اوج تقارن «حقانيت و مظلوميت» را در زندگانى اهلبيت به ويژه حضرت على(علیه السّلام) حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام حسين(علیه السّلام) مى‏توان مشاهده كرد. از اين رو اگر چه كشاندن امام على(علیه السّلام) براى بيعت و محنت‏هاى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در اين زمينه از جهت تاريخى و روابط زمينى يك «تحميل» و ظلم آشكار بود اما از جهت ملكوتى و آسمانى يك «انتخاب» بود. به همين جهت برخى اهل معرفت گفته‏اند؛ على(علیه السّلام) را نبردند بلكه خودش رفت اما به گونه‏اى كه در طول تاريخ ظلم غاصبان قابل انكار نباشد.»
درباره مظلوميت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و واقعه «پشت در» بايد دانست؛ مردم صدر اسلام، احترام ويژه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به دختر خود حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به طور آشكار ديده و شنيده بودند. هنوز احاديثى مانند ««فاطمه بعضه منى، من اذاها فقد اذانى؛»فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار رساند مرا آزار رسانده است». را به خاطر داشتند، از اين رو هنگامى كه مى‏خواستند امام على(علیه السّلام) را با اجبار براى بيعت به مسجد ببرند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت درآمد تا آنان به احترام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) شرم كنند و برگردند.
اتفاقا كسانى كه در جلو جمعيت بودند وقتى فهميدند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت در است. دست نگه داشتند و با صداى بلند گفتند فاطمه پشت در است.
اما از آخر جمعيت دستور داده شد «و ان كانت؛ اگر چه او [= فاطمه] باشد.» آن جا بود كه آن واقعه جان سوز اتفاق افتاد. و دشمنان غاصب انتقام خود را از فدايى ولايت گرفتند. ر.ك: ابى قتيبه الامامه و السياسه، ج 1، ص 30، العقد الفريد، ج 5، ص 12 .)
ناگفته نماند اگر چه در ظاهر دشمنان، انتقام گرفتند. اما «كبودى بدن» و «سرخى خون» مظلومانه حضرت براى هميشه در حافظه تاريخ باقى ماند. و براى همه حقيقت جويان حجت بالغه و آشكار شد. و با نگاه ملكوتى اين يك «انتخاب» از سوى حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود. تا حقانيت علوى و مظلوميت فاطمى آميخته گردد و آن مشعل نورانى در طول تاريخ افروخته ماند.سوال 39 : آيا آرزوي مرگ داشتن معصيت است؟ اگر معصيت است پس چرا حضرت زهرا(سلام الله علیها) مرگ خود را از خداوند طلب كردند؟
جواب: در بعضى روايات به ما دستور داده‏اند كه هيچ‏گاه از خدا طلب مرگ نكنيد بلكه هميشه طلب عمر طولانى كه در طاعت و بندگى خدا باشد نماييد.
طلب مرگ نمودن از خداوند دليل‏هاى گوناگون مى‏تواند داشته باشد كه اگر منشأ آن ايمان قوى و عشق و محبت وصف ناشدنى نسبت به خداوند باشد به طورى كه عاشق تحمل دورى معشوق خويش را ندارد و وصال وى تمام آرزوى او است، اين طلب مرگ ممدوح است. اما اگر به دليل برخورد با مشكلات زندگى و ضعف نفس باشد كارى قبيح و ناپسند است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:59.txt">سخن در شكم و ورود نور</a><a class="text" href="w:text:60.txt">زينت منزل يا رضايت خداوند</a><a class="text" href="w:text:61.txt">مهريّه و جهيزيّه بهترين عروس</a><a class="text" href="w:text:62.txt">عروس به سوى حجله يا خانه بخت</a><a class="text" href="w:text:63.txt">هجرت به سوى مدينه</a><a class="text" href="w:text:64.txt">عايشه و گريه حضرت زهراء عليها السلام</a><a class="text" href="w:text:65.txt">دلسوزى دختر براى پدر</a><a class="text" href="w:text:66.txt">شادمانى ملائكه از قضاوت حضرت زهراء سلام اللّه عليها</a><a class="text" href="w:text:67.txt">قرائت قرآن و گردش سنگ آسياب</a><a class="text" href="w:text:68.txt">سه همسر ميهمان و خرماى بى هسته</a></body></html>سوال 40 : آيا صحت دارد خواندن دعاي «چهل كليد» منسوب به حضرت زهرا(سلام الله علیها) باعث برآورده شدن حاجت مي شود؟
جواب: با مقدارى جستجو كه در كتاب‏هاى دعاى معتبر انجام شد چنين دعايى نيافتيم. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:582.txt">سوال 41 : در برخي از موارد به نظر مي رسد به سكوت علي ...</a><a class="text" href="w:text:583.txt">سوال 42 : جزئيات و علل و چرايي و چگونگي واقعه اي كه در آن حضرت زهرا ...</a><a class="text" href="w:text:584.txt">سوال 43 : طبق حديثي از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) كه مي فرمايند ....</a><a class="text" href="w:text:585.txt">سوال 44 : احاديث لوح ،جابر وحديث حقيقت كه كميل از امام علي سئوال كرد،با ترجمه در اختيار من قرار دهيد؟</a><a class="text" href="w:text:586.txt">سوال 45 : آيا گذاشتن اسم «فاطمه زهرا» روي كودك اشكالي دارد؟</a><a class="text" href="w:text:587.txt">سوال 46 : چرا نام مادر همه معصومين، فاطمه زهرا است؟</a><a class="text" href="w:text:588.txt">سوال 47 : غرور و تكبر و متانت زن در مقابل نامحرم داشتن ....</a><a class="text" href="w:text:589.txt">سوال 48 : آيا دربار عيد الزهرا، در متون اسلامي و روايي توصيه اي وجود دارد؟</a><a class="text" href="w:text:590.txt">سوال 49 : زهرا يعني چه و علت كاربرد آن براي حضرت فاطمه(سلام الله علیها)چه بود؟</a><a class="text" href="w:text:591.txt">سوال 50 : از چه جهتي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مادر همه ما مي شود و آيا از نسل او هستيم ؟</a></body></html>سوال 41 : در برخي از موارد به نظر مي رسد به سكوت علي (علیه السّلام) در زمان حكومت داري و چه قبل از آن نعوذباالله بي جا و اشتباه بوده است بيشترين موردي كه بر آن اشكال وارد است سكوت علي در مقابل مصايب و گرفتاريهايي است كه بر همسرشان خانم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وارد مي شد،ماجراي فدك و سيلي خوردن ايشان و سكوت علي در چنين مواردي در جايي كه خود حضرت زهرا همواره خود را پشتيبان ولايت علي مي دانست .در مقابل علي (علیه السّلام) برخي جاها سكوت اختيار نمود حتي علي (علیه السّلام)در آن لحظه كه در بند و اسارت هم پيمانان ابوب