، ج 1، ص 337) .
در روايات آمده است كه حضرت فاطمه پس از پيامبر اسلام هميشه محزون و غمگين بود و هيچگاه نخنديد و آنگاه كه مريض شد در شكايت خودش به سوى خدا چنين مى‏گفت: «يا حىّ يا قيّوم برحمتك استغيث فأغثنى،اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة و الحقنى بأبى محمد صلى الله عليه و آله»، (بحارالانوار، ج 43، ص 217) .
از آنچه گذشت فهميده شد كه:
1. حضرت فاطمه تنها براى مرگ پدر گريه نمى‏كرد بلكه ستمهايى بر او شده بود و او با گريه فرياد مظلوميت سر مى‏داد. پس علت گريه فقدان پدر و ستمها بود.
2. مردم مدينه از گريه‏هاى او ناراحت نمى‏شدند بلكه هيئت حاكمه از گريه‏هاى او ناراحت مى‏شدند چون گريه حضرت فاطمه ستمهاى هيئت حاكمه را بر ملا مى‏ساخت.
3. گريه‏ها با صداى بلند بود و براى همين مردم مى‏شنيدند و هيئت حاكمه بخاطر بلند گريه كردن اعتراض مى‏كردند و گرنه گريه بى صدا كه به گوش كسى نمى‏رسد.
4. گريه آن حضرت پس از وفات پيامبر اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) شروع شد.
5. گريه مظلوميت، بدون اشك نمى‏شود همانطوريكه گريه شوق هم بى اشك نمى‏شود.
6. گريه‏اش شبانه روز بود چون مظلوم همواره گريان است. البته وقتى مى‏گوئيم شبانه‏روز گريه مى‏كرد معنايش اين نيست كه از طلوع فجر تا غروب آفتاب گريه مى‏كرد و از غروب آفتاب تا طلوع فجر گريه مى‏كرد بلكه معنايش اين است كه مظلوميت او شب و روز نداشت و درهر فرصتى گريه مى‏كرد مانند امام زين‏العابدين كه چهل سال گريه كرد. اين چهل سال نه اينكه از اول تا آخر گريه مى‏كرد بلكه در هر فرصتى گريه به او دست مى‏داد.
7. آنها آن همه ستم كردند و با اين حال راضى نبودند حتى او گريه هم بكند و مانع گريه او مى‏شد.
8. مآخذى كه براى مطالعه مظلوميت فاطمه زهرا مناسب است، كتاب «مأساة الزهرا» است.« سوال 52 : با توجه به آيه 42 سوره آل عمران حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) برتر است يا حضرت مريم (سلام الله علیها)؟
جواب: براى روشن شدن سؤال لازم است آيه‏اى كه برترى حضرت مريم(سلام الله علیها) را بيان مى‏كند معنا شود.
قرآن كريم در آيه 42 سوره آل عمران مى‏فرمايد: يا مريم انّ الله اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين ؛« و به ياد آور هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان برترى داده است».
و منظور از برترى و فضيلت حضرت مريم(سلام الله علیها) در آيه مذكور اين نيست كه ايشان در تمام فضائل و كمالات و جهات انسانى بر همه زنان عالم برترى دارد. بلكه منظور از اين برترى جهت خاصى است كه حضرت مريم(سلام الله علیها) را از سائر زنان ممتاز كرده است.
براى روشن شدن اين مطلب از خود آيه شريفه كمك مى‏گيريم. در آيه 42 سوره آل عمران كلمه اصطفاء دو بار تكرار شده است.
1. ان الله اصطفيك و طهّرك كه به يك نوع انتخاب اشاره مى‏كند بدون اينكه مسئله برترى آن حضرت را مطرح نمايد. و اين قسمت از آيه صرفا اصطفاء و انتخاب نفس خود مريم(سلام الله علیها) را در فضائل و تقوا بيان مى‏كند، و برترىايشان نسبت به سائر زنان لحاظ نگرديده است.
2. و اصطفيك على نساء العالمين در اين قسمت از آيه، برترى حضرت مريم نسبت به سائر زنان عالم آمده است؛ حال بايد روشن شود منظور از اين برترى چيست؟ آيا برترى ايشان بر زنان عالم بصورت مطلق است يا مقيّدمى‏باشد، با اين معنا كه در چه جهت برترى دارد در تمام جهات و فضائل انسانى يا در يك جهت خاص كه مخصوص ايشان مى‏باشد. آنچه مى‏توان گفت اين است كه حضرت مريم در يك جهت خاص نسبت به تمام زنان عالم برترى دارد. و آن جهت برترى اين است كه ايشان بدونداشتن همسر بطور معجزه‏آسا و خرق عادت فرزند آورد. پس برترى ايشان در قسمت اخير آيه نسبى است و بطور مطلق نمى‏باشد.
و از نظر ادب عرب نيز اگر كلمه اصطفا با «على» متعددى شود معناى تقدم را مى‏دهد نه مطلق اصطفاء و برترى، (الميزان، علامه طباطبايى، جلد 3، ص 205) . يعنى حضرت مريم به خاطر صلاحيت‏ها و ويژگى‏هائى كه داشته استاين برترى و تقدم را بر زنان عصر و زمانه‏اش پيدا كرده كه او به عنوان مادر حضرت عيسى برگزيده شده است.
بعد از روشن معناى برترى حضرت مريم نسبت به سائر زنان عالم، بايد دانست زنى كه در فضائل و كمالات معنوى و طهارت و تقوا، يگانه زنان است و نسبت به همه زنان عالم از اولين و آخرين برترى دارد عصمت كبرى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. و پيامبر اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در اين موردفرموده است:«ابنتى فاطمة سيدة نساء العالمين».
و از امام صادق(علیه السّلام) در مورد فرمايش رسول خدا سؤال شده كه «فاطمه سرآمد زنان بهشت است يا سرآمد زنان عصر خويش مى‏باشد؛ آنحضرت پاسخ داده‏اند آنكه سرآمد زنان عصر خويش بود مريم(علیه السّلام) بود. اما فاطمه(سلام الله علیها) سرآمد همه زنان بهشت از اولين تا آخرين است، (بحارالانوار، ج 43، ص 21، انتشارات المكتبة الاسلاميه) .
و مسئله برترى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نسبت به زنان عالم به تواتر در احاديث رسول گرامى( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و ائمه(علیه السّلام) آمده است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. بحارالانوار، ج 43
2. فاطمه زهرا (شادمانى دل پيامبر)، احمد رحمانى همدانى، مترجم، دكتر سيد حسن افتخارزاده سبزوارى
3. زندگانى حضرت فاطمه، سيد هاشم رسولى محلاتى. سوال 53 : در مورد آفرينش و عصمت حضرت زهراء آيا يك مساءله اجباري نيست ؟ توضيح دهيد.
جواب:منشائ عصمت , اختيار آدمي است و يك مسائله جبري نيست . اما منشائ اين اختيار علم و اراده اهل بيت (علیهم السلام) است يعني معصومان از نظر شناخت و علم چنان قوي اند كه زشتي و پليدي هر كار بدي را مي بينند و از نظر اراده نيز چنان قدرتي دارند كه محكوم جاذبه هاي شيطاني و خلاف حق واقع نمي شوند. اين علم و اراده موهبتي است الهي يعني از آن جا كه خداوند مي دانست عده اي از بندگانش به اختيار خود هر چند با استعدادي در سطح ساير افراد بشر بيش از ديگران و بالاتر از حد ممكن از استعداد خود استفاده مي كنند تفضلا" اين پاداش و موهبت ويژه را به آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده اي برخوردار كرد كه به واسطه آن به مصونيت كامل و مطلق برسند و در پرتو آن راهنماياني موثق و مطمئن براي همه افراد بشر كردند بنابراين بايد توجه داشت كه اعطاي اين موهبت معلول شايستگي هاي خود آنان است , نه محصول استعداد جبري ايشان حكمت اعطاي چنين موهبتي نيز علاوه بر پاداش خود آنها فراهم كردن وسايل هدايت براي ساير انسان ها است . در دعاي ندبه آمده است : ((اللهم لك الحمد علي ماجري ... لنفسك و دينك ... بعدان شرطت عليهم الزهد في درجات هذه الدنيا الدينه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفائ به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلي و الثنائ الجلي و اهبطت عليهم ملائكتك و كرمتهم بوحيك و رفدتهم بعلمك و جعلتهم الذريعه اليك ...; خدايا براي توست حمد... تو با آنهاشرط كردي كه نسبت به زينت ها منزلت هاي دنيوي بي اعتنا باشند (و جز ب