ه مقام قرب تو نينديشند) و آنان نيز اين شرط را بپذيرفتند و چون مي دانستي به اين شرط عمل خواهند كرد آنان را پذيرفتي و مقرب خويش ساختي و به جهت همين شايستگي فرشتگان را ايشان نازل فرمودي و با وحي خود آنان را گرامي داشتي و از خوان علم بي كران خويش بهره ها دادي )) (در اين باب نگا: پژوهشي در عصمت معصومان , حسن يوسفيان و احمد حسين شريفي , تهران پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي چاپ اول 1377 ش فصل سوم , صص 72 - 43) به همين جهت گفته شده است كه هر انسان صاحب اراده , مي تواند با رياضت هاي شرعي و تهذيب نفس به مقام عصمت دست يابد همچون حضرت مريم (سلام الله علیها). (ر.ك تفسير موضوعي قران كريم آيه الله عبدالله جوادي آملي قم , اسرائ چاپ اول 1376 ش , ج 9, صص 20 - 22 الميزان علامه طباطبايي موسسه الاعلي بيروت , ج 3, ص 205, ولايت نامه , علامه طباطبايي ترجمه همايون همتي تهران امير كبير, چاپ اول , صص 58 - 48) بر اين اساس حضرت زهرا(سلام الله علیها) مانند ديگر انسان ها زن آفريده شده است , اما به واسطه اختيار خويش راه هدايت را انتخاب كرده و با تهذيب نفس به مقام شامخ عصمت نايل گشته است آن حضرت همچون معصومان ديگر, انسان برتر است , نه برتر از انسان , ازاين رو مي تواند به عنوان يك الگو براي ديگر انسان ها مطرح و كردار و گفتارش ره توشه كساني باشد كه مي خواهند انسان هاي متعالي و كاملي گردند. آري خداوند مي خواسته الگوهايي براي هدايت آدمي و از آن جمله حضرت زهرا(سلام الله علیها) نيز براي اسوه بودن آفريده شده است . ضرورت وحي نبوت و امامت نيز در همين راستا است ولي فرق است ميان اين كه خداوند الگوهاي آفريده باشد كه بدون اختيار و علم و اراده اسوه گشته اند و الگوهايي كه با اختيار و بر اساس علم و اراده مقام اسوه بودن را احراز كرده اند. ارزش خلق چنين نمونه هايي آن است كه آدمي را متحول ساخته بيدار كرده و به او مي فهماند كه تو نيز به عنوان يك انسان مختار, با كنار زدن تعلقات غيرخدايي و زدودن گناهان , مي تواني به مقام كمال و سعادت راستين باريابي , اگر ما مدعي شويم كه عصمت معصومان امري جبري بوده و اختيار ايشان در اين ميان هيچ نقشي ندارد, يكي از اساسي ترين ويژگي هاي ضرورت نبوت و امامت (تعليم و تربيت و اسوه بودن ) را خدشه دار ساخته ايم حال آن كه بر اساس آيات قرآن , يكي از اهداف اساسي نبوت و امامت كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) پيوند دهنده آن است تزكيه نفوس است . (نگا, بقره , 129, 151, و الميزان ج 19, ص 265)سوال 54 : دوست دارم حضرت فاطمه زهرا و زينب (سلام الله علیها) الگوي عملي براي من باشند مرا در اين باره راهنمايي كنيد, راه كار آن چيست ؟
جواب:دانشجوي گرامي قبل از پرداختن به مطالب مورد نظر از دقت و عنايت شما نسبت به حسن سلوك و رسيدن به مقام قرب الهي كه گوهري بي بديل و فيض سرمدي است بسيار خشنود و به اين طرز تفكر آفرين مي گوئيم . اما نسبت به نامه شما به ترتيب به نكات مورد نظرتان مي پردازيم : 1- زندگي ائمه براي ما الگو است و پذيرش اين مطلب و بيان اين سخن گزاف و بيهوده نيست و لذا هم گوشه گوشه زندگي آنها براي ما روشن است و بيان شده و هم مي توان همچنان به آنها تائسي نمود. و براي رسيدن به آن مي توان كتب مشتمل بر معارف دين كه بسيار فراوان است مورد مطالعه قرار داد. نماز شب حضرت زهرا(سلام الله علیها), ساده زيستي حضرت , برخورد وي با نامحرم , پيروي او از دين , بها دادن به ارزشهاي انساني و معنوي در برابر معيارهاي دنيوي و مادي و از خودگذشتگي و خود را فراموش كردن و هزار نتكه كه تنها يك دستورالعمل نيست و بنيان رفتار فاطمي است براي هميشه مي تواند سرمشق زندگي باشد. شايد سخنان ائمه در مورد كيفيت و شكل زندگي ]نه سخنان معرفتي و تحليلي آنها[ براي هر آدمي كه با آن ها مواجه مي شود و خود را به ائمه عرضه مي كند قابل فهم و مشكل گشاست كافي است به كتب نوشته در مورد زندگاني ائمه مراجعه و يا از كلمات گوهربار آنها فيض ببريد تا زندگي شما رنگ ديني و الهي بگيرد. بهرحال در اين مورد مي توانيد به كتاب هاي سيري در سيره ائمه تعليم و تربيت و انسان كامل و سيري در سيره نبوي , نوشته شهيد مطهري , مراجعه و از آنها بهره مند شويد همين طور مطالعه كتب معتبر زندگاني ائمه هدي (علیهم السلام) بخصوص كتابهاي جناب آقاي شهيدي و آقاي آيتي و آقاي سيدمهدي شمس الدين و يا كتب روائي كه سخنان ائمه را جمع آوري نموده مانند كتاب فرهنگ سخنان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و يا نهج البلاغه , نهج الفصاحه , اصول كافي و تحف العقول استفاده كنيد. شما با ترجمه اين كتب مي توانيد خود از آن بهره برده و برنامه زندگاني خود را تنظيم كنيد. پرواضح است كه هر چه بيشتر به حق عمل كنيد راه آگاهي جديدتر به روي شما گشوده خواهد شد و به معرفت علمي و عملي شما افزوده مي گردد. 2- دانشجوي محترم آنچه براي ما به عنوان مخلوقين حضرت حق اهميت دارد و بايد به آن اهتمام جدي داشته و هميشه در پي آن باشيم رسيدن به مقام و مرتبه معنوي و برخورداري از كرامات نفساني و در يك كلمه بنده خدا بودن است و بس بايد تنها در فكر كسب خشنودي و رضايت خداوند گام برداريم و هيچ چيزي را به رضايت او نفروشيم . و اين كار سهل و در عين حال ممتنع است و سهل است چون هر شخصي به ميزان آگاهي خود مكلف است و براي بندگي كردن از آگاهي مورد نياز برخوردار مي باشد اما ممتنع است چون موانع در سير آن فراوان و آفات راه پيمودن زياد مي باشد بناراين سعي و همت ما بايد متوجه بندگي كردن باشد و بس . 3- دانشجوي گرامي دل پاك داشتن هرگز به معناي تسليم خواسته ديگران شدن نيست چرا كه منظور از مثبت نگري در واقع توجه به حالات رواني و ذهنيت ايده آل است كه در برخورد با ديگران مربوط به رفتار شما آشكار مي شود. يعني بايد از عمق دل خود همه افراد را سالم , بي عيب بپنداريد و بدبيني بي مورد, سوئظن , انتقام جوئي , گناهكار شمردن ديگر, كينه توزي و... را كنار بگذاريد و براي همه خيرخواهي كنيد و از انجام آنچه شما براي آنها خير تشخيص مي دهيد كوتاهي نكنيد نه آنچه كه آنها مطالبه مي كنند برآوريد. بايد خود تصميم بگيريد نه آنها و تصميم شما بايد خيرخواهانه و واقع بينانه باشد نه خصمانه و يا حسدورزي و خلاف واقع . بنابراين بايد بين اين دو كاملا" تفاوت قائل شويد كه يكي مربوط به حوزه فكر و انديشه و واكنش هاي ذهني و قلبي است و آن ديگري مربوط به عمل و رفتار خارجي مي باشد. شما بگوئيد كه مردم عملكردي صحيح دارند و مطابق وظيفه شان عمل مي كنند ولي اين مستلزم آن نيست كه شما با آن ها همراهي كنيد چرا كه هر شخصي وظيفه اي دارد چرا اگر شما با آنها در تكليف همانند و همسان بوديد بايد تمام آن عمل را انجام دهيد هر چند آنها به وظيفه خود عمل نكنند بهرحال حسن ظن داشتن غير از گوش به خواهش آن ها سپردن است . يعني عمل است و ديگري انديشه . 4- آنچه از شما انتظار مي رود رعايت احكام ارتباط با نامحرم است كه بايد بدون كوچكترين تسامح و سهل انگاري بكارگرفته شود و به هيچ بهانه و علتي نبايد آن را ترك گف