ي زهرا) علامه سيد جعفر مرتضي عاملي , مترجم : محمد سپهري , ص 302 و 301) 2- در احاديثي آمده است به علي (علیه السلام) پيشنهاد شد كه به فاطمه بگويد يا شب گريه كند يا روز تا مردم آسايش داشته باشند و بدين جهات نيز اميرالموئمنين (علیه السلام) در بقيع سايباني (بيت الاحزان ) درست كردند تا فاطمه روزها در آن عزاداري كند. حال سوئال اين است كه اگر گريه فاطمه موجب اذيت مردم مي شد اين مزاحمت در شب بيشتر آسايش مردم را به هم مي زند زيرا كه در روز به دنبال كارهاي روزانه خود مي رفتند. پس بايد اعتراف كنيم به اين حقيقت كه گريه و ناله فاطمه آسايش مردم مدينه را به هم نزد بلكه آرامش حاكمان سقيفه را به هم مي زد چون كه حاكمان جديد مي بايست در مسجد پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و در كنار منبر شريف آن حضرت جايي كه فقط چند متر از خانه فاطمه فاصله داشت حضور داشته باشند و اين حضور با گريه و اندوه فاطمه به مخاطره مي افتد لابد بايد آن حضرت را از گريه منع كنند. (ضيائالدين , ج 2, ص 140, نقل از رنج هاي زهرا, ص 303) بنابراين گريه فاطمه بر حاكمان زور و تزوير گران بود گريه فاطمه در نزديكي مسجد سوئال برانگيز و تحريك كننده عواطف و متزلزل كننده پايه هاي خلافت سران سقيفه بود لذا هم ايشان را از گريه نهي كردند و بعيد هم نيست كه عده اي را براي جلوگير از اين كار به عنوان اعتراض يا پيشنهاد به (علي ع ) اجير كرده باشند. 3- حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) بعد از رحلت پيامبر به فاصله كوتاهي به پدرش ملحق شدند در اين فاصله اندك گريه و حزن آن حضرت بر پدرش كه نظيرش در دو عالم نيست و افضل پيامبران است چيزي طبيعي به نظر مي رسد و از طرف ديگر مردم نيز خود را در آن مصيبت عظماي بشري صاحب عزا مي دانستند پس چطور اعتراض مي كردند؟ اول اينكه بگوييم همانطوري گريه آن حضرت بيشتر بر مصائب وارده بر وصي آن حضرت بود به نوعي سياسي و افشاگرانه بود, نهي دستگاه حاكم از گريه فاطمه نيز مستقيما" يا غيرمستقيم توسط شيوخ مدينه نيز سياسي و براي تثبيت حكومت خودشان بود. بنابراين گريه عصمت كبري فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به معصوميت آن حضرت خدشه وارد نمي كند و اين اعتراض به قضاو قدر الهي هم نمي باشد و گريه آن حضرت با صداي بلند و آزاد دهنده نبوده بلكه چون شخصيت محبوب و مورد توجه مسلمانان بوده براي ناراحتي و گريه معمولي ايشان سوئال برانگيز بوده است واين گريه به قصد سياسي كاري نبوه بلكه بالطبع اثر سياسي داشته چراكه وقتي مردم از جهت حزن و گريه ايشان سوئال مي كردند انحراف خط نبي اكرم و هدايتي را كه ايشان بنا نهاده بود در پاسخ مي شنيدند.کودکی حضرت زهرا(س)
او در خانه وحی به دنیا آمد و در مهبط فرشتگان رشد یافت. در محلی نشو و نما كرد كه آیه‏های قرآن در آن جا نازل شده‏اند. خانه او از خشت و گلی بیش نبود ولی خانه زبده‏ترین انسانهای جهان بود، پدرش خاتم انبیاء و مادرش سیده النساء او را چون دو بال ملكوتی در میان گرفتند و به رشد و پرورش او همت گماشتند.
او نخستین ثمره وحی و نبوت است و طبعاً سرمایه‏گذاری درباره او بسیار. و این درس مهمی برای مسلمانان است كه برای داشتن نسلی ارزنده و پر ثمر حضور والدین عامل و متعهد ضروری است. پدر و مادر چون دو بالند كه باید فرزند را هم چون جوجه‏ای زیر پر گیرنده و از حرارت بدن وگرمی عاطفه، در آنان حرارت ایمان و علاقه به مذهب را در او پدید آورند و كودكی كه از این حرارت دور باشد بزرگ نخواهد شد.
حضرت فاطمه - سلام الله علیها- در شرایطی بود كه تنها كودك خانواده بحساب می‏آید، آنهم خانواده‏ای كه پسر نداشت. دو خواهر بزرگش پیش از او ازدواج كرد و ترك خانواده خود كرده بودند. همبازی او بدین سان تنها پدر و مادر اویند و همراز او مادرش.
بسته به اینكه سال ولادت او را در چه تاریخی حساب كنیم می‏توانیم حدس بزنیم كه ایام شیر خوارگی را در شعب گذرانده یا نه، محتمل است او در همانجا به راه افتاده و یا به زبان آمده باشد و در آن دوران خردسالی و پرستاری جز محیط شعب را ندیده باشد. ولی در تمام دوران خردسالی او پدرش كه مصداق وانك لعلی خلق عظیم است[1] توجه عمیقش را به او مبذول می‏داشت و مهر و محبتش را درباره او اعمال كرده و برای آینده‏ای دشوار او را نیكو به بار می‏آورد. آری همت پدر و مادرش او را ام الائمه ساخت، و حضرت فاطمه - سلام الله علیها- پروراند كه میراث قرآن و عترت ازطریق او سرایت یابند. در همرازی به مادر به درجه‏ای رسید كه توانست وارث اسرار مادر و متحمل آن باشد. و در همراهی با پدر به درجه‏ای رسید كه لقب ام ابیها گرفت و در همه این مورد عنایت خدا با او قرین بود.
مرگ مادر
براساس پاره‏ای از روایات او هنوز كودك و خردسال بود و نیاز به مادر را با تمام وجود احساس می‏كرد كه دست اجل آغوش مادر را از او گرفت و در كودكی به دنبال جنازه مادر روانش ساخت. او حامل اسرار مادر و در دم مرگ حامل پیام مادر به پدر و در لحظات جان سپردن خدیجه، مایه آرامش و تسلی او بود.
خدیجه در هنگام مرگ به فكر تجهیز و كفن خویش افتاد و دید كه فاقد كفن است. زنی كه روزی شوكت عظیم و ملوكانه‏ای داشت و عمری را پیش از ازدواج با پیامبر غرق در نعمت گذارنده بود، با بذل و بخشش مختارانه دستش از مال دنیا چنان خالی شده بود كه حتی كفنی برای خود ذخیره نكرده بود. از طریق حضرت فاطمه - سلام الله علیها- از پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله- خواست عبای خود را كفنش كند.
حضرت خدیجه - سلام الله علیها- در دم مرگ دلواپس بود، دلواپس دختری كه باید درگرداب بلا غوطه بخورد، خس و خاشاك از سرو روی پدر پاك كند و برای او ام ابیها باشد. دختری كه باید قربان و صدقه اسلام شود، در فقری سخت بسوزد و باجهل‏ها و نادانی‏ها بسازد، و حتی ضربه‏های خصم را بر بازو و لطمه در را بر پهلو تحمل كند.
حضرت خدیجه - سلام الله علیها- در حین مرگ به رسول خدا سفارش كرد حضرت فاطمه - سلام الله علیها- را به خدا و به دست تو می‏سپارم، مراقب دختر كوچكم باش... حضرت فاطمه - سلام الله علیها- كوچك كنار بستر مرگ مادر می‏نشیند و جان دادن او را تماشا می‏كند، به مادر دلداری و تسلیت می‏دهد تا آرام جان بسپرد به او قول و اطمینان می‏دهد كه به وصایایش عمل خواهد كرد.
او شاهد آخرین دم مادر است كه به همراه آن این كلمات را از او می‏شنود: ان الله هو السلام، و منه السلام، و الله یعود السلام. حضرت خدیجه - سلام الله علیها- از دنیا می‏رود در حالیكه عمر حضرت فاطمه - سلام الله علیها- را قویاً بین 5 تا 10 سال و محتملاً تا 15 سال می‏توان ذكر كرد.
همگامی با پدر
حضرت فاطمه - سلام الله علیها- از همان دوران كودكی كه در كشمكش‏های پدر با مشركان با او همراه همگام بود.
- او در جریان نقشه ترور پیامبر قرار گرفته و پدر را مضطربانه از این واقعه هشدار داد.
- دشمن شكمبه شتر یا گوسفند بر سر پدر می‏ریزد و او با دستهای كوچك خود آنها را از سر و روی پدر پاك می‏كند.
- پدرش را كتك می‏زنند و او از شدت تاثر می‏گرید و پدر را نوا