سير بخشيدند؛ نه اين كه حضرت على (علیه السّلام) اين كار را بر ايشانتحميل كرده باشند و در روايات و تعاليم اسلامى آمده است خوب است مرد در زندگى زن و فرزند خود تا حدىتوسعه بدهد و رفاه آنان را تامين نمايد.سوال 78 : دليل اين كه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به سلمان گفتند تو بر من جفا كردي چيست ؟
جواب: حديثي در كتاب بحارالانوار, ج 43, ص 66, حديث 59 از كتاب منهج الدعوات نقل گرديده كه مضمون روايت اين است : ((... سلمان نقل مي كند: ده روز بعد از وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) حضرت علي (علیه السلام) مرا ديد و فرمود: سلمان بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) با ما نامهربان شده اي ; گفتم حبيب من ! مثل شما بي مهري نبيند. ناراحتي و عزاي رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) باعث شد كه نتوانم خدمتتان برسم . حضرت فرمود: سلمان ! برويم منزل كه فاطمه مشتاق است شما را ببيند و هديه اي از بهشت براي شما دارد. گفتم : هديه اي از بهشت دارد؟! نزد فاطمه رفتيم . حضرت زهرا (سلام الله علیها) وقتي سلمان را ديد, ابتدا همانند حضرت علي گله كردند. آن گاه قضيه اي را براي سلمان نقل كردند كه فرستاده هايي از بهشت آمدند و هديه اي از بهشت را برايتان آوردند... جهت اطلاع بيشتر به كتاب بحارالانوار مراجعه نماييد. از اين حديث معلوم مي شود كه در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلّم) رفت و آمد سلمان (ره ) به خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) زياد بود كه با ترك آن به مدت ده روز موجب دلتنگي حضرت زهرا (سلام الله علیها) و علي (علیه السلام) شد. واژه ئ جفا در لغت به معاني متعددي آمده است , از جمله ; بي مهري و نامهرباني ; يعني حضرت گله ئ دوستانه كردند. نه آن كه سلمان ظلم كرده باشد.سوال 79 : آيا شكستن پهلوي حضرت فاطمه و سيلي خوردن آن حضرت از خليفه دوم صحت دارد؟
جواب: برخورد خصمانه و شديد خلفا با حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از نظر تاريخى قابل انكار نيست وبسيارى از مورخان و علماى برجسته و متعصب اهل سنت (مانند طبرى، بلاذرى، دينورى، ابن‏حجر عسقلانى و...) به آن اعتراف كرده‏اند. خود خليفه نيز از آن اظهار ندامت كرده است. براى آگاهى بيشتر صفحاتى از ترجمه كتاب محققانه و ارزشمند «فاطمة‏الزهراء بهجة قلب المصطفى» (فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شادمانى دل پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم )) نوشته احمد رحمانى همدانى تقديم مى‏گردد.
اما اينكه چرا برخى از اهل سنت به مقامات معنوى بالايى مى‏رسند، بايد توجه داشت كه اين مقامات به خاطرعبادت‏هاى بسيار و رعايت احكام و تعاليم اخلاقى اسلام است و نبايد اين را با پيروى از خلفا خلط كرد. البته اگر اين عبادات همراه با ولايت اهل‏بيت (علیهم السّلام) باشد، مسلماً آثار برترى دارد.سوال 80 : چرا پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) به طور علني در ملاء عام موضوع بخشيدن فدك به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را مطرح نكردند؟
جواب:اگر تاريخ صدراسلام و خصوصا 10 سال مدينه را بشناسيم و تنوع كارها و مشاغل پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) از قبيل غزوه‏هاسريه‏ها معاهدات و حجم عظيم آن را مشاهده كنيم انتظار نخواهيم داشت كه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) هرمساله‏اى را براى عموممردم بازگو نمايد. بسيارى از سخن‏ها و دستورات آن حضرت را جز چند نفر نمى‏شنيدند ولى وقتى براى ديگران نقلمى‏شد مى‏پذيرفتند. جريان فدك نيز از همين مقوله است و مسلمانان صدراسلام نيز اين حقيقت را قبول داشتند حتىدرزمان برخى از خلفاى بنى‏اميه فدك را به خاندان علوى بازگرداندند آنچه كه مسائل پس از رحلت پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را پيشآورد انگيزه‏هاى سياسى براى جلوگيرى از فعاليت اهل بيت (علیه السّلام) و سد كردن راه آنان بود. اگر به حادثه غدير خم كهپيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در ملا عام و درحضور آن همه شاهد ولايت على(علیه السّلام) را اعلام نمود توجه كنيم ابعاد مساله براى ما تاحدودى روشن خواهد شد.سوال 81 : آيا تازيانه خوردن حضرت زهرا(سلام الله علیها), آتش زدن در و... دست بسته بردن حضرت علي (علیه السلام) بازوربراي بيعت صحت دارد, پس ياران حضرت علي وبني هاشم كجابودند؟
جواب:آنچه نسبت به حضرت زهرا(سلام الله علیها) گستاخى شده، در كتاب‏هاى معتبر تاريخى ما و اهل سنت (همانند شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد و الصواعق المحرقه ابن حجر عسقلانى و...) آمده است. اما اين كه چرا على(علیه السّلام) و بنى‏هاشماقدامى نكردند؟ بايد گفت: روش حضرت على(علیه السّلام) در برخورد با خلفا، مدارا با آنان بوده است. از اين رو گاهى در نمازآنان شركت مى‏كردند و هم در امور مهم آن حضرت طرف مشورت آنان قرار مى‏گرفتند و هم آن كه وصلت‏هاى نزديكخانوادگى داشتند. اسماء همسر ابوبكر از نزديك‏ترين افراد به اهل بيت(علیه السّلام) بود.
به عبارت واضح‏تر عمل حضرت على(علیه السّلام) با خلفا، همانند عمل پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) با آنان در زمان حياتشان بوده است.پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) از عمر و ابوبكر دختر گرفتند و به عثمان نيز دختر دادند.
اين قضايا، هيچ تضادى با متفاوت بودن نقطه نظرات فكرى و اعتقادى ندارد. البته در اين نوع رفتار، درس‏هاىبسيار مهمى براى مسلمانان در جهت وحدت و همبستگى ـ در بين اختلاف نظرهاى اساسى ـ وجود دارد.
سكوت معنادار على(علیه السّلام) پس از غصب خلافت و دست نبردن به شمشير علل بسيارى دارد كه به برخى از آنها اشارهمى‏شود.
الف) شرايط سياسى و اجتماعى امت اسلام پس از رحلت پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ): وقتى رهبر يك حركت عظيم تاريخى كهبنيان‏هاى جامعه آن روز را زيرو رو كرده و انديشه و نظامى نوين برقرار نموده از ميان مردم مى‏رود بهترين شرايط براىحركت ارتجاعى و ضد تكاملى فراهم مى‏آيد حال اگر در داخل امت و در بين سران آن نيز درگيرى بوجود آيد روشناست كه امور آن جامعه و امت هيچ گاه به سامان نخواهد رسيد و چه بسا نتايج همه حركتهاى قبلى نيز از دست برود.در صدر اسلام نيز دقيقا همين شرايط پيش آمد دشمنان خارجى حركت عظيم اسلام همانند روم و ايران آن زمان ازيكسو منافقان و عناصر ارتجاعى داخلى از سويى ديگر منتظر فراهم آمدن شرايطى بودند تا نهال نورسته اسلام را ازبيخ بركنند. اگر فرضا على(علیه السّلام) براى احقاق حق دست به شمشير مى‏برد مسلما جنگ دامنه‏دارى درگير مى‏شد كه پايانآن چيزى جز از بين رفتن زحمات پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) نبود.
ب ) اقدام براى يك حركت اجتماعى آن هم به صورت نظامى نيازمند شرايط مختلف و آمادگيهاى مختلف است وبه دلايل مختلفى اين زمينه پس از ارتحال پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) وجود نداشت. على(علیه السّلام) (بنابر نقل تاريخ) بارها بزرگان اصحابرا براى ايجاد حركتى بر عليه وقايع پيش آمده فراخواند ولى جز معدودى انگشت شمار به دعوت آن حضرت پاسخندادند. از سوى ديگر شرايط محيط 