 افكار عمومى نيز آمادگى قبولى نبردى داخلى در بين اصحاب پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) رانداشت زيرا همگان انتظار داشتند كه اصحاب بزرگ پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) پس از آن حضرت همانند او عمل نمايند و محوروحدت جامعه باشند نه اينكه به نزاع و درگيرى در بين خود اقدام نمايند. خلاصه سخن آنكه على(علیه السّلام) براى حفظاساس اسلام و حراست از نهال نورسته آن از احقاق حق خلافت خويش خوددارى نمود تا ريشه‏هاى اسلام در پرتوتعاليم پيامبر و قرآن و اهل بيت استحكام يابد. لذا على(علیه السّلام) تا آن روزى كه مردم به خانه آن حضرت هجوم آوردند وخواهان خلافت آن حضرت شدند از خلافت ظاهرى بركنار ماند.
نكته ديگرى كه شايان توجه است آنكه در امور داخلى امت اسلامى روا نيست كه هر كس براى احقاق حق خوددست به شمشير ببرد و مسلحانه و به زور در صدد احقاق حق خود باشد از روش على(علیه السّلام) و ديگر ائمه چنين بر مى‏آيدكه آنان براى احقاق حق خود در جامعه هرگز و ابتدا دست به شمشير نبرده‏اند بلكه سعى آنها بر اين بوده كه باروشنگرى و تبليغ حقيقت زمينه را براى يك حركت عمومى در جامعه فراهم نمايند. در برخى از روايات و اسنادتاريخى اين مسأله تاييد گرديده و سر آن حفظ وحدت و انسجام اجتماعى و جلوگيرى از سوء استفاده كسانى است كهوراى اختلاف امام(علیه السّلام) و خلفا اهداف سياسى شكننده ديگرى را دنبال مى‏كردند. به همين جهت از زبان امام على(علیه السّلام)مى‏خوانيم: «ديدم صبر كردن خردمندى است پس صبر كردم در حالتى كه چشمانم را خاشاك و غبار و گلويم رااستخوان گرفته بود...»، (نهج‏البلاغه، خطبه 3 شقشقيه) .سوال 82 : چرا نام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قرآن نيامده است ؟
جواب: اين سوءال نسبت به ائمه عليهم السلام - نيز جارى است و در همه پاسخ مشابهى دارد. شيوه برخورد قرآن با اهلبيت دادن يكسرى اصول و معيارها و بيان امتيازات و ويژگى‏هاى برجسته آنان است. نه ذكر نام آنها مانند آنچه در آيهتطهير اطعام انفاق و...آمده است . اما اين كه از چه رو چنين شيوه‏اى اتخاذ گرديده كاملا بر ما روشن نيست ولى با توجهبه قرائن قرآنى و تاريخى مى‏توان نتايجى به دست آورد:
1- روش قرآن در مسائل مهم فكرى اجتماعى و سياسى دادن معيار به جاى معرفى اشخاص است و اين طبيعتاموجب شكوفايى اذهان است و به جامعه اين مسووليت را مى‏دهد كه در پى كشف مصاديق انطباق با ضوابط تعيينشده برآيند.
2- جرياناتى در عصر پيامبر وجود داشت كه هر گونه سخنى از پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در مورد اهل‏بيت(علیهم السّلام) را حمل براينمى‏كردند كه پيامبر آمده است تا خود را و سپس نزديكانش را بر مردم حاكم گرداند. اين برنامه آن قدر قوت گرفت كه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را مجبور ساخت به هنگام نوشتن وصيت از تصميم خود منصرف شود زيرا بيم آن مى‏رفت كه برخى بهخاطر اجراى برنامه‏هاى شوم خود حتى اصل رسالت پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را منكر شوند چنانچه يزيد گفت:« لعبت هاشم بالملك فلا خبرجأ و لا وحى نزل» با نگاهى دقيق به حوادث تاريخى به خوبى روشن مى‏شود كه همين مساله در موردقرآن نيز راه مى‏يافت و اگر به صراحت نامى از آنان مى‏آمد و با اجمال و اشاره قضيه ختم نمى‏شد چه بسا الهى بودن آنرا نيز منكر مى‏شدند و اساسا بنيان دين را ويران مى‏ساختند.
در اين جا ممكن است گفته شود كه خداوندخوداعلامداشته‏كه حافظ قرآ ن است. پاسخ آن است كه: بلى ولى خداوند هر چيزى را از طريق اسباب و وسايل ويژه و مناسبشبه انجام مى‏رساند و يكى از اسباب حفظ قرآن رعايت همين شيوه‏هاست زيرا اين روش انگيزه مخالفت و تحريف قرآنرا از بين برده يا محدود مى‏سازد.سوال 83 : چرا قبرحضرت فاطمه (سلام الله علیها) مخفي است واصولا چه سياستي در اين كاراست ؟
جواب: علت مخفى بودن قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) وصيت آن حضرت است. اين وصيت فلسفه حكيمانه‏اى دارد و در واقعنوعى افشاگرى و اعلام تاريخى اعتراض فاطمه(سلام الله علیها) بر جريان خلافت است. حضرتش با اين وصيت تاريخ را هموارهبا سوءالى مواجه مى‏سازد كه پاسخ قاطع آن به همراهش مى‏باشد يعنى نشان مى‏دهد كه آن حضرت از وضع موجودناراضى بوده و با توجه به آنكه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) طبق نقل متواتر شيعه و سنى مكررا مى‏فرمود: «رضاى فاطمه رضاى خدا وپيامبر است و غضب او غضب آنهاست». از اين رو آن حضرت سند زنده‏اى در تاريخ مبنى بر غير اسلامى بودن آنچه رخ داد باقى گذارد.منبع تمامی این پاسخها و پرسشها سایت راسخون اصفهان می باشد آدرس دقیقی این پرسمان آدرس زیر می باشد :
صفحه اصلی / مقالات موضوعی / دين پژوهی / معصوم شناسی / حضرت زهرا عليهاسلام

آدرس سایت راسخون :
WWW.RASEKHOON.NET

 ::  با تشکر  ::
.::.  مدیریت کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش  .::.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:630.xml">مدایح</a><a class="folder" href="w:html:644.xml">مراثی</a><a class="text" href="w:text:776.txt">منبع  اشعار</a></body></html>هجرت به سوى مدينه
امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:
حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله در سنين چهل و پنج سالگى بود كه فاطمه زهراء سلام اللّه عليها در بيستم ماه جمادى الثّانى ، در شهر مكّه چشم به جهان گشود، و مدّت هشت سال در اين شهر مقدّس اقامت كرد.
و در آن هنگام كه حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله از مكّه معظّمه به مدينه منوّره مهاجرت نمود، حضرت زهراء سلام اللّه عليها به همراه همسرش ، اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب عليه السلام و تعدادى از زنان مهاجر كه عايشه نيز همراه آن ها بود، به سوى مدينه منوّره رهسپار شده و مهاجرت نمودند.
و هنگامى كه حضرت زهراء وارد شهر مدينه گرديد، پدرش رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله او را به منزل مادر اءبو ايّوب انصارى بُرد و مدّتى را در آنجا سكونت گُزيد.
و پس از گذشت مدّتى كه حضرت رسول صلوات اللّه عليه و سلامه با امّ سلمه ازدواج كرد، فاطمه زهراء سلام اللّه عليها را نزد همسرش ‍ امّ سلمه انتقال داد.
امّ سلمه گويد: چون رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله دخترش ، فاطمه زهراء سلام اللّه عليها را نزد من آورد، امور زندگى او را به من واگذار نمود.
و او بسيار با ادب و در حدّ اءعلاى كمالات بود و نسبت به مسائل زندگى بيش از من آشنا و اهل معرفت بود.(12)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:631.txt">ولادت بانوی كبری(س)</a><a class="text" href="w:text:632.txt">مناجات حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:633.txt">در مدح حضرت فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:634.txt">در مدیحه حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:635.txt">شاهكار داور «در میلاد حضرت زهرا(س)»</a><a class="text" href="w:text:636.txt">گوهر درخشان</a><a class="text" href="w:text:637.txt">مقدم زهرای بتول</a><a class="text" href="w:text:638.txt">در وصف صدیقه كبری</a><a class="text" href="w:text:639.txt">در وصف حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:640.txt">تولد حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:641.txt">شعر ولادت حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:642.txt">