كس پي حاجتي رود بر در دوست
ما از تو برات كربلا مي خواهيمعمريست دلم گشته هلاكت زهرا
دست من و آن دامن پاكت زهرا
بنما كرمي كه بار ديگر اي گل
صورت بنهم به روي خاكت زهراديدار بقيع ز آرزويم نرود
من فاطميم ز خلق وخويم نرود
عمريست غلام در گه زهرايم
 يا رب مددي كه آبرويم نروديا فاطمه از غصه كبابم كردي
چون شمع تو قطره قطره آبم كردي
يك شهر سلام بي جوابم كردند
از چيست تو اين گونه جوابم كردي<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:968.txt">چه حالی داده دل را دست مادر</a><a class="text" href="w:text:969.txt">آنان که بر این خانه هجوم آوردند</a><a class="text" href="w:text:970.txt">خون است که روی خاک خشت افتاده است</a><a class="text" href="w:text:971.txt">بر چهره شکوه آسمانی داری</a><a class="text" href="w:text:972.txt">من بودم باب هل اتي را بستند</a><a class="text" href="w:text:973.txt">عمريست رهين منت زهرائيم</a><a class="text" href="w:text:974.txt">ما زنده به لطف و رحمت زهرائيم</a><a class="text" href="w:text:975.txt">یتیمان جز دو چشم تر ندارند</a><a class="text" href="w:text:976.txt">من حاجي كعبه ي امامت هستم</a><a class="text" href="w:text:977.txt">اينها كه بسوي خانه ام تاخته اند</a></body></html>چه حالی داده دل را دست مادر
که می شستی زدنیا دست مادر
از آن سیلی مگر چشمت نمی دید
که می جستی مرا با دست مادرآنان که بر این خانه هجوم آوردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردندگريه بر فراق پدر يا بر ظلم دشمن ؟
همان طورى كه قبلاً گفته شد، حضرت فاطمه مرضيّه عليها السلام يكى از چهار نفر گريه كنندگان عالم به شمار آمده است .
آن مظلومه پس از رحلت پدرش رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه عليه و آله به قدرى مورد انواع ظلم ها و مصائب جسمى و روحى قرار گرفت كه چاره اى جز، گريستن نداشت و آن قدر گريست ؛كه روزى بزرگان مدينه ، محضر امام علىّ عليه السلام شرف حضور يافتند و عرضه داشتند:
فاطمه زهراء عليها السلام شب و روز گريان مى باشد، و آسايش را از ما و از خانواده هايمان سلب نموده است ؛ لذا تقاضامنديم كه از او بخواهى كه يا در شب و يا در روز گريه كند.
و امام علىّ عليه السلام پس از شنيدن اين سخنان دلخراش ، وارد منزل شد و كنار حضرت زهراء عليها السلام نشست و مشغول توصيه و دلدارى آن بانوى مظلومه گرديد.
و پس از گذشت لحظاتى با دلدارى هاى مناسب ، حضرت زهراء اندكى سكوت نمود.
در اين هنگام ، امام علىّ عليه السلام اظهار داشت : اى فاطمه ! بزرگان مدينه از من خواسته اند تا به شما بگويم كه يا شب را براى گريه انتخاب نمائى و يا روز را؟
حضرت زهراء عليها السلام پاسخ داد: يا علىّ! جور و جفاى زمانه چنان بر من هجوم آورده است كه تاب و توان را از من ربوده و بى اختيار مى گِريَم ، ليكن به مردم شهر مدينه بگو كه از عمر من چند صباحى بيش باقى نمانده است و در همين روزها از ميان ايشان رحلت مى كنم .
به همين جهت امام علىّ عليه السلام كنار قبرستان بقيع ، سايه بانى به عنوان بيت الا حزان خانه غم و اندوه و ناله براى همسر مظلومه اش بر پا نمود.
و حضرت زهراى مظلومه عليها السلام هر روز صبح به همراه دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام از خانه اش با حالت گريه رهسپار قبرستان بقيع مى شد، تا بتواند با خداى خود با حالتى آسوده راز و نياز نمايد.
و چون ، شب فرا مى رسيد، امام علىّ عليه السلام به قبرستان مى آمد و همسر دل شكسته و ستمديده اش را به همراه دو نور ديده اش به خانه باز مى گرداند.(47)خون است که روی خاک خشت افتاده است
داغ است به قلب سر نوشت افتاده است
خیزید وفرشته را به بیرون ببرید
آتش به در باغ بهشت افتاده استبر چهره شکوه آسمانی داری
یک پنجره باغ ارغوانی داری
ای رزم تو بین کوچه ودرپس در
بر سینه مدال قهرمانی داریمن بودم باب هل اتي را بستند
امكان رسيدن به خدا را بستند
اي كاش بميرم كه خجالت زده ام
من بودم و دست مرتضي را بستندعمريست رهين منت زهرائيم
مشهور شده به عزت زهرائيم
مُرديم اگر به قبر ما بنويسيد
ماپير غلام حضرت زهرائيمما زنده به لطف و رحمت زهرائيم
مامور براي خدمت زهرائيم
روزي كه تمام خلق حيران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائيمیتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارندمن حاجي كعبه ي امامت هستم
در حج ولا در استقامت هستم
تا اينكه علي را به سلامت ديدم
در اوج شكستگي سلامت هستماينها كه بسوي خانه ام تاخته اند
اينها كه مرا به گريه انداخته اند
با چادر و چوبه هاي بيت الاحزان
از بغض تو مشعل همگي ساخته اند<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:979.txt">بر حاشيه‌ي برگ شقايق بنويسيد</a><a class="text" href="w:text:980.txt">پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود</a><a class="text" href="w:text:981.txt">در بین آن دیوار و در ای فدایی حیدر</a><a class="text" href="w:text:982.txt">یا علی قبر پرستویت کجاست؟</a><a class="text" href="w:text:983.txt">ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم</a><a class="text" href="w:text:984.txt">در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند</a><a class="text" href="w:text:985.txt">جز علي و پدرت، قدر تو را كس نشناخت</a><a class="text" href="w:text:986.txt">پرستوی مهاجرم چرا ز لانه میروی</a><a class="text" href="w:text:987.txt">کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند</a><a class="text" href="w:text:988.txt">گل من که رنگش نیلی نبود</a><a class="text" href="w:text:989.txt">گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است</a><a class="text" href="w:text:990.txt">باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد</a><a class="text" href="w:text:991.txt">یا فاطمه (س) جان</a></body></html>بر حاشيه‌ي برگ شقايق بنويسيد
گل ، تاب فشار در و ديوار ندارد
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد .
استقبال از مرگ يا رفتن به ميهمانى
سلمى همسر ابو رافع غلام و يار حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله و همچنين اءسماء بنت عميس و عبداللّه بن عبّاس و ديگر بزرگان حكايت كرده اند:
در آن هنگام كه حضرت فاطمه زهراء عليها السلام لحظات آخر عمر پر بركت خويش را سپرى مى نمود، به اطرافيان خطاب كرد و فرمود: مقدارى آب برايم بياوريد.
و چون آب آماده گشت ، حضرت بدن خود را شستشو و غسل داد و سپس فرمود: بهترين و تميزترين لباس هاى مرا بياوريد.
و وقتى لباس هاى مورد نظر آن مخدّره مظلومه در كنارش گذارده شد، آن ها را پوشيد.
پس از آن دستور داد كه رختخواب مرا در وسط اتاق بيندازيد؛ و حضرت بعد از آن با حالت مخصوصى ، آرام ، آرام وارد اتاق شد و در رختخواب خود، رو به قبله خوابيد و دست خود را زير سر گذاشت و اظهار نمود:
من در همين لحظات از ميان شما خواهم رفت و به سوى پروردگار خويش رحلت مى كنم و از اين دنياى فانى راحت مى شوم و به ميهمانى و ملاقات خداوند رحمان و همچنين ديدار پدرم رسول خدا مى روم .
از شما مى خواهم كه پس از وفاتم ، بدنم را برهنه و عريان نكنيد چون كه من خود را شستشو داده و تميز كرده ام ؛ و سپس پارچه اى روى خود كشيد.(48)
و شايد مقصود اين بوده باشد كه حضرت زهراء عليها السلام ، اين اوّلين مظلومه جهان بشريّت ، نخواسته است كه همسرش ، امام علىّ صلوات اللّه عليه از صدمات و شكنجه هاى وارده بر بدن نازنينش توسطّ دشمنان دوست و مسلمان نما آگا