مودت است .
چنان كه ((احمد بن حنبل )) و ابوحاتم )) از ((ابن عباس ))روايت مى كنند كه مراد از ((حسنه )) در آيه مذكور مودت آل محمد(ص ) است .
((حافظ ابوالشيخ ابن حبان )) در كتاب ((الثواب )) از ((واحدى )) روايتى از اميرالمؤ منين سلام الله عليه نقل مى كنند آن حضرت فرمود:
((فينا آل حم آيه لا يحفظ مودتنا الا كل مومن ، ثم قرا اميرالمؤ منين سلام الله عليه : قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ))
در قرآن آيه اى است كه درشان ما (آل حم ) است ، و مودت ما را نگهدارى نمى كند، مگر كسى كه مؤ من است . (يعنى هر كس مودت آل محمد(ص ) را محافظت نكند مؤ من نيست ، و از او سلب ايمان مى شود) و سپس اميرالمؤ منين سلام الله عليه آيه :
((قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ))
را قرائت فرمود. در نتيجه هر كس به ولايت فاطمه سلام الله عليها ايمان نداشته باشد، مؤ من (به اعتقادات اسلامى ) نيست .
در آن روز كه اميرالمؤ منين سلام الله عليه شهيد شد، حسن بن على سلام الله عليه خطبه اى انشاد كرد و در آن خطبه فضايل اميرالمؤ منين (ع ) را بر شمرد، و از جمله فرمود:
((ايها الناس ، لقد فارقكم رجل ما سبقه الا ولون يدركه الا خرون ، لقد كان رسول الله يغطيه الرايه فيقاتل جبرئيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره فما يرجع حتى يفتح الله عليه ، و لقد قبضه الله فى الليلد التى قبض فيها وصى موسى و عرج بروحه فى الليلة التى عرج فيها بروح عيسى بن مريم ... ايها الناس ، من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى فانا الحسن بن محمد. ثم تلى هذه الايه قول يوسف : و اتبعت ملة آبائى ابراهيم و اسحاق و يعقوب . ثم اخذ فى كتاب الله ، ثم قال انا ابن البشير، وانا ابن النذير، انا ابن النبى ، انا ابن الداعى الى الله باذنه ، و انا ابن السراح المنير، و انا ابن الذى ارسل رحمة للعالمين و انا من اهل البيت الذين اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا و انا من اهل البيت الذين افترض الله عزوجل مودتهم و ولايتهم ، فقال فينا انزل على محمد: قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ))
((اى مردم امروز مردى را از دست داده ايد كه به تحقيق كسى از اولين و آخرين به (مرتبه ) او نرسيده و از او پيشى نگرفته است ، هم او بود كه پيامبر اكرم (ص ) پرچمش را بدست او مى داد، و در هنگام جنگ جبرئيل از طرف راست ، و ميكائيل از جانب چپ هم رزم و هميار او بودند، و هرگز از ميدان نبردى مراجعت نمى كرد مگر اينكه خدا بدست او پيكار را پيروزمندانه پايان داده بود.
خدا او را در همان شبى كه وصى موسى جان سپرد و عيسى بن مريم به آسمان عروج كرد قبض روح فرمود.
اى مردم ، هر كس مرا مى شناسد كه شناخته است ، و اگر نمى شناسد اينكه بداند:........ من ، حسن ، فرزند محمدم ،....... منم فرزند پيامبرى كه بشارت دهنده به رحمت ، و ترسانده از عذاب الهى بود، و مردم را (به اذن خدا) بسوى خدا دعوت مى كرد، منم فرزند چراغ نور افشان ، منم فرزند آنكسى كه رحمت (خدا) در دو جهان است . منم از خاندانى كه خدا پليدها را از آنان دور گردانيده و منزه و پاكشان كرده است ، منم از آن خانواده اى كه خداى تبارك و تعالى مودت و ولايت آنان را بر همگان واجب فرموده است .
و درشان ما اهل بيت است كه خدا بر پيامبرش اين آيه را نازل فرموده است :
((قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ))
اين روايت را ((حاكم زرندى )) نقل كرده است و چنين ادامه مى دهد كه حضرت حسن سلام الله عليه فرمود:
((انا من اهل البيت الذين كان جبرئيل عليه السلام ينزل فينا و يصعد من عندنا و انا من اهل البيت الذين افترض الله تعالى على كل مسلم و انزل الله فيهم : قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ))
((من از خاندانى هستم كه جبرئيل بر ما نازل مى شد و سپس از نزد ما بر آسمان صعود مى كرد، من از خانواده اى هستم كه خداى تعالى مودت آنان را بر همه مسلمانان واجب كرده است (يعنى هر كس ادعاى مسلمانى كند، بايد داراى مودت اهل بيت پيامبر باشد و فردى از افراد مسلمين در اين مورد استثناء نشده است ) و درشان آنهاست كه خدا مى فرمايد: بگو اى پيامبر، من براى انجام رسالتم مزدى از شما نمى خواهم ، بجز مودت خويشان نزديكم ))
ما همان خاندانيم كه آيه مذكور و آيه ((و من يفترف حسنه نزد له فيها حسنا)) درشان ما نازل شده است ، و كسب حسنه عبارت است از بدست آوردن مودت ما اهل بيت .
اين روايت را ((حافظ بزاز)) - ((حافظ طبرانى )) در ((معجم )) - ((ابوالفرج )) در ((مقاتل الطالبين )) - ((ابن ابى الحديد)) در شرح ((نهج )) - ((هيثمى )) در ((مجمع )) - ((ابن الصباغ )) در ((فصول )) - ((حافظ گنجى )) در ((كفاية )) - ((حافظ نسائى )) از ((هبيره )) - ((ابن حجر)) در ((صواعق )) - ((صفورى )) در ((نزهت المجالس )) - و ((حضرمى )) در ((رشفتة الهادى )) آنرا ذكر كرده اند. حضر على بن الحسين (ع ) در سفرش به دمشق به آيه مودت استدلال كرد و خطاب به يكى از روايان چنين فرمود:
اقرات القرآن ؟ فقال : نعم . قال : فقرات آل حم ؟ قال : قرات القرآن و لم اقرا آل حم . قال : ما قرات : قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى . قال : و انكم لانتم هم ؟! قال : نعم .
((آيا قرآن خوانده اى ؟ عرض كرد: بلى . حضرت فرمود: آل حم را خوانده اى ؟ عرض كرد: چگونه مى شود قرآن را قرائت كرده باشم و آل حم را نخوانده باشم . حضرت فرمود: آيا آيه ((بگو (اى پيامبر) من براى رسالتم پاداشى از شما نمى خواهم مگر مودت نسبت به خويشان نزديكم )) را نخوانده اى ؟ عرض كرد راستى شما همان خانواده هستيد؟ حضرت در جواب فرمود: بلى .
اين روايت را ((ثعلبى )) در تفسيرش - ((ابوحيان )) در تفسيرش - ((سيوطى )) در ((درالمنثور)) - ((ابن حجر)) در ((صواعق )) - و ((رزقانى )) در ((شرح مواهب )) ذكر كرده اند.
((طبرى )) در تفسيرش مى نويسد ((سيعد بن جبير))، و ((عمروبن شعيب ))، در موضوع اينكه خويشان نزديك پيامبر(ص ) چه كسانى هستند، از ((زمخشرى )) چنين نقل مى كنند:
((آل محمد، هم الذين يعود امرههم اليه فكل من كان امرهم اليه اشد و اكمل كانوا هم الآل ، ولا شك آن فاطمد و عليا والحسن والحسين ، كان التعلق بهم و بين رسول الله اشد التعلقات و هذا كالمعلول بالنقل المتواتر وجب آن يكونوا هم الآل ))
خلاصه كلام اينكه : مسلما على (ع )، فاطمه (ع ) و حسنين (ع )، آل پيغمبرند و قطعا حب فاطمه (ع ) ضميمه اجر نبوت و نشان دهند ولايت اوست .آيه ششم :
((و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا))
((انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا ولا شكورا))
((آنانكه )، در راه دوستى خدا طعام (خود) را به فقير و يتيم و اسير مى دهند، (و مى گويند) ما فقط براى رضاى خدا بشما طعام مى دهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمى طلبيم )) از اين آيه هم در منقبت حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها مى توان استفاده كرد:
اين موضوع هم از مسلمات فريقين (شيعه و سنى ) است كه يقينا حضرت صديقه سلام الله عليها از جمله اشخاصى است كه سوره ((هل اتى )) درشان آنها نازل شده است و هيچكس در اين مطلب كه اين سوره در فضائيل اهل بيت است (و حضرت صديقه سلام الله عليها نيز يكى از آنان مى باشد) هيچگونه اشكالى را عنوان نكرده است .
ما ابتدا حديثى را كه ((ابن عب