ام الله علیها - در امر ستر و عفاف حتی برای پس از مرگ خود در اندیشه بود. به اسماء كه محرم رازش بود فرمود: خوش ندارم بر جسد زن پس از مرگ جامه ای افكنند و حجم بدن را ورای جامه نمایان باشد در این باره چه می اندیشی؟ اسماء گفت در حبشه چیزی در مورد تابوت دیدم كه اینك صورت آن را بر تو نشان می دهم.
چند شاخه تر گرفت و آنها را خم كرد و به صورت عماری درآورد و متذكر شد كه جسد مرده را در دورن آن قرار می دهند و حجم بدن نمایان نمی شود. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - آن را دید و پسندید و فرمود چیز خوبی است نقش زن و مرد در آن از هم متمایز نیست. و چون وفات یافتم تو مرا بشوی ونگذار كسی بر كنار جنازه ام بیاید و مرا در این گونه از تابوت گذارده (7) و در دنباله آن در برخی از روایات آمده است كه فاطمه - سلام الله علیها - فرمود: سترتنی سترك الله، مرا پوشانده ای خداوند تو را بپوشاند (و می گویند تابوت محمل گونه، از آن زمان پدید آمد).
زینت های آن حضرت
توصیه و دستور اسلامی این است كه زن خود را زینت كند ولی برای شوهر، متجمل باشد ولی در خانواده و برای همسر. و اسلام آن را یك وظیفه برای زن می داند و لذّات پدید آمده از آن را لذّاتی مشروع و حلال. در آنچه كه مربوط به بیرون است اسلام اصرار دارد كه زن متجمل نباشد، خود را به بوئی خوش نیاراید لباس شهرت نپوشد، در وسط خیابان راه نرود، از كفش و پای او صدائی برنخیزد و... و حضرت فاطمه - سلام الله علیها - این چینن بود و در تمام مدت عمر چنان عمل می كرد.
روایات ما سخن از این دارند كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود را برای همسر خویش آراست وحتی در یكی از جنگهای صدر اسلام كه علی بسلامت از جنگ باز می گشت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود را آرایش كرد و به استقبال علی رفت، و این لذت حلالی است كه اسلام بر آن صحه گذارده و بانوی اسلام بدان عامل است و ما قبلاً در این مورد سخن گفته ایم.
در عین حال این سخن پیامبر - صلی الله علیه و آله - هم برای بیرون محیط خانه مطرح است كه فرموده بود:
« یا فاطمه ما من امراه تزینت حسنه»، ای فاطمه زنی نیست كه خود را بیاراید، «و خرجت من بیتها باحسن ملبوس»، ازخانه خود با زیباترین پوشش خارج شود، «حتی ینظر الیها الناس» و در پی آن در دید و منظر مردم قرار گیرد، « الا لعنها ملائكه السموات السبّع و الارضین» جز آنكه فرشتگان آسمان هفت گانه و زمین ها بر او لعنت فرستند، «و كانت فی غضب اللّه حتی تموت»، او هم چنان در خشم وغضب خداست تا بمیرد،«و یمور بها الی النار» و فرمان می دهد او را در دوزخ اندازند.
در عین حال در عین چنان پوشش و عفافی، زن می تواند به ضرورت نیاز جامعه و خودش حضور اجتماعی داشته باشد، از حق خود و خانواده، و از حق شرافت جامعه و اسلام دفاع كند. پوشش و ستر مانع حق گوئی و حق طلبی، و حتی مانع كار و تلاش نیست، حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در عین چنان پوشش و ستر و در عین خانه داری و فرزندی داری :
معین و همكار همسر است، دارای حضور اجتماعی به موقع است، در مسیر هدایت زنان و بانوان است، خط سیاسی روشنی را تعقیب می كند، حق طلب است، مبارز است و در برابر ناروائی ها و نامرادی ها با تمام وجود می ایستد و حتی خلیفه زمان را به محاكمه می كشاند.
تاریخ فریقین پر است از اینگونه تلاش ها و اقدامات و این از یكسو پاسخی است به آنها كه حجاب را عامل محدودیت و قید وبند برای كار و تلاش اجتماعی معرفی می كند و از سوی دیگر درسی است برای همه آنها كه می خواهند در صراط مستقیم و وادی حق در سیر و سعی باشند.
[1] . منتهی الامال، ج 1 ص 133.
[2] . سوره آل عمران، آیه 34.
[3] . وسایل الشیعه، ج 14، ص 122.
[4] . ریاحین الشریعه، ج 1 ص 216.
[5] . حلیه الاولیاء، ج 2، ص 42.
[6] . منتهی الامال، ج 1، ص 134.موضوع اول : زهرا سلام الله عليها يكى از علل آفرينش
در اين موضوع اخبار بسيارى از فريقين (شيعه و سنى ) روايت شده است كه به موجب آنها ثابت مى شود، حضرت صديقه سلام الله عليها سبب آفرينش (عالم ) بوده است ، همانگونه كه پدربزرگوارش ، اميرالمؤ منين و حسنين سلام الله عليهم ، علت خلقت بوده اند.
ما برخى از اخبار مربوط به اين موضوع را در بخش اول در ذيل آيات شريفه ذكر كرديم و اينك حديثى در اثبات اين مطلب ، كه راوى آن ((ابوهريزه )) است :
((قال رسول صلى الله عليه و اله : لما خلق الله تعالى آدم اباالبشر و نفخ فيه من روحه ، التفت آدم يمنه العرش فاذا فى النور خمسة اشباح سجدا و ركعا، قال آدم : (على نبينا و آله و عليه السلام ) هل خلقت احدا من طين قبلى ؟ قال : لا يا آدم ! قال : فمن هولاء الخمسه الاشباح الذين اراهم فى هيئتى و صورتى ؟ قال : هولاء خمسة من ولدك ، لولا هم ما خلقتك ، هولاء خمسه شققت لهم خمسة اسماء من اسمائى لولا هم ما خلقت الجنة و النار، و لا العرش ، ولا الكرسى ، ولا السماء و لا الارض و لا الملائكة ، و لا الانس ، و لا الجن .
فانا المحمود، و هذا محمد، و اناالعالى و هذا على ، و انا الفاطر وهذه فاطمة .
و انا الاحسان و هذالحسن ، و اناالمحسن و هذالحسن ...
اليت بعزتى ان لا ياتينى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى ، ولا ابالى يا آدم ، هولاء صفوتى بهم انجيهم و بهم اهلكهم فاذا كان للك الى حاجة فبهولاء توسل ))
((رسول خدا(ص ) فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم (ع ) به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد:
خدايا قبل از آفريدن من ، كسى را از خاك خلق كرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نيافريده ام . عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى بينم چه كسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود:
اين پنج تن : از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى آفريدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده ام (يعنى من خود، آنها را نامگذارى كرده ام ) اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفريدم ، نه عرش و كرسى ، نه آسمان و زمين را خلق مى كردم ، و نه فرشتگان و انس و جن را...
منم ((محمود)) و اين ((محمد)) است ، منم ((عالى )) و اين ((على )) است ، منم ((فاطر)) و اين ((فاطمه )) است ، منم ((احسان )) و اين ((حسن )) است ، و منم ((محسن )) و اين ((حسين )) است .
به عزتم سوگند، هر بشرى به مقدار ذره بسيار كوچكى ، كينه و دشمنى آنها را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افكنم ، يا آدم ،... اين پنج تن ، برگزيدگان منند، و نجات و هلاك هر كس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنها دارد. يا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل كن .
ابو هريره مى گويد، پيامبر اكرم (ص ) در ادامه سخن فرمود:
((نحن سفينه النجاة ، من تعلق بها نجى ، و من حاد عنها هللك ، فمن كان له الى الله حاجت فليسئل بنا اهل البيت ))
((ما (پنج تن ) كشتى نجاتيم ، هر كس با ما باشد، نجات يابد، و هر كس كه از ما روگردان شود، هلاك گردد. پس هر كس حاجتى از خدا مى خواهد پس به وسيله ما اهل بيت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نمايد)).
اين روايت را ((شيخ الاسلام حموينى )) در ((فرائد)) - ((حافظ خ