عليهاسلام با شيعيانش به سرعت برق از صراط مى گذرند.
در حديث ديگر از حضرت رسول اكرم (ص ) منقول است كه فرمود:
((ثم يقول جبرئيل يا فاطمة سلى حاجتك . فتقولين با رب شيعتى . فيقول الله عزوجل قد غفرت لهم . فتقولين يا برب شيعة ولدى . فيقول الله قد غفرت لهم . فتقولين يا رب شيعة شيعتى . فيقول الله تبارك و تعالى انطلقى فمن اعتصم بك فهو معك فى الجنة ، فعند ذلك يود الخلائق انهم كانوا فاطميين ))
فتسرين ، و معك يا زهرا شيعتك و شيعة ولدك و شيعة اميرالمؤ منين آمن روعاتهم ))
((پس آنگه جبرئيل عرض مى كند: يا فاطمه هر چه مى خواهى از خداى خويش طلب كن .
فاطمه (ع ) عرض مى كند: خدايا، شيعيان مرا درياب .
خطاب مى رسد: همه شيعيان تو را آمرزيدم .
عرضه مى دارد: پروردگارا شيعه فرزندانم را نيز نجات بده .
ندا مى آيد: همه آنان را بخشيدم ، يا فاطمه اينك در ميان اهل محشر برو و هر كسى كه به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد.
پيامبر اكرم (ص ) سپس به سخن چنين ادامه داد:
در آن هنگام همه مردم آرزو مى كنند كه اى كاش ما نيز فاطمى بوديم .
يا فاطمه (ع ) در چنين روزى است كه شيعيان تو، پيروان اولاد تو، و شيعيان اميرالمؤ منين (ع )، در پى تو، به سلامت وارد بهشت مى شوند.))
جناب ((جابر)) در يك حديث مفصل از حضرت ((باقر))سلام الله عليه نقل مى كند كه فرمود:
((والله يا جبر انها ذاللك اليوم لتقط شيعتها و محبيها كما يلتقط الطير الحب الجبد من الحب الردى فاذا سار شيعتها معها عند باب الجنة ، يلقى الله فى قلوبهم ان التفتوا فاذا التفتوا، فيقول الله تبارك و تعالى :
يا احبائى ما التفاتكم ؟ فقد شفت فيكم فاطمة بنت حبيبى فيقولون يا رب احبينا ان يعرف قدرنا فى مثل هذا اليوم فيقول الله تبارك و تعالى : يا احبائى ارجعوا، و ارجعوا و انظروا من احبكم لحب فاطمة ، انظروا من اطعمكم لحب فاطمة ، انظروا من احسنكم لحب فاطمه ، انظروا من سقاكم لحب فاطمه شرية ، انظروا، من رد عنكم غيبه فى حب فاطمه ، خذوا بيده و ادخلوه الجنة .
قال ابو جعفر: والله لا يبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق ))
((به خدا قسم يا جابر، اين است همان روزى كه مادرم زهرا(ع ) شيعيان خود را از ميان اهل محشر جدا مى كند چنان مرغى كه دانه هاى خوب را از بد جدا مى سازد و چون همراه فاطمه (ع ) شيعيانش به در بهشت مى رسند، خدا در قلب آنان چنين القاء مى فرمايد كه به پشت سر خويش نگاه كنيد، آنگاه به عقب سر خود نظر افكنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى شود: سبب چيست كه شما به پشت سرتان نگاه مى كنيد؟ من كه شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد(ص ) را درباره شما پذيرفتم .
عرض مى كنند: پروردگارا دوست مى داريم قدر و منزلت ما شيعيان فاطمه در چنين روزى شناخته شود، پس از جانب خداى تعالى خطاب مى شود: اى دوستان من ، برگرديد، برگرديد (به صحنه محشر)، نظر افكنيد، (در ميان آن جماعت ) هر كس را كه براى دوستى فاطمه (ع ) شما را دوست داشته است ، هر كس را كه به خاطر زهرا(ع ) به شما دوستداران فاطمه اطعام كرده ، نيكى نموده ، و با جرعه آبى سيرابتان كرده و يا از غيبت شما روى گردان شده است ، دست او را بگيريد و به بهشت واردش كنيد سپس حضرت ابوجعفر(ع ) اضافه فرمود: به خدا سوگند از بركت محبت جده ام زهرا(ع ) كسى بر جاى نمى ماند، جز آنكسى كه نسبت به مقام والاى آل محمد(ص ) ترديد داشته ، و يا كافر و يا منافق باشد.
در تفسير فرات ابن ابراهيم روايتى از حضرت رسول اكرم (ص ) منقول است كه آن حضرت فرمود:
((تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها، و ذلك قوله تعالى : (لا يحزنهم الفزع الاكبر) و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون )، هى والله فاطمة و ذريتها و شيعتها))
((دخترم فاطمه با ذريه و شيعيانش وارد بهشت مى شوند، و در اين مورد است كه خداى تعالى مى فرمايد: هرگز فزع اكبر (هول و هراس بزرگ روز قيامت ) آنها را غمگين نمى سازد))
آرى ، فاطمه و ذريه و شيعيان او در پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اينجا معلوم مى شود كه حضرت زهرا(ع ) داراى شيعه مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصيت مى باشد.
((عاصمى )) در كتاب ((زين الفتى )) در بخش ((الشراط الساعة )) چنين روايت مى كند كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود:
((يا سلمان و الذى بعثنى بالنبوة لاخدن يوم القيامة بحجزة جبرئيل ، و على اخذ بحجزتى و فاطمة اخذه بحجزة على ، والحسن اخذ بحجزة فاطمة ، والحسين اخذ بحجزة الحسن و شيعتهم اخذه بحجزتهم يا سلمان اين ترى الله ذاهبا برسول الله ، يا سلمان اين ترى رسول الله ذاهبا باخيه يا سلمان ، اين ترى اخا رسول الله ذاهبا بزوجته ، اين ترى فاطمة ذاهبة بولدها، اين ترى ولد رسول الله ذاهبين بشيعتهم ؟ الى الجنة ورب الكعبه يا سلمان الى الجنة و رب الكعبة يا سلمان ، الى الجنة و رب الكعبه يا سلمان عهد عهد به جبرئيل من عند رب العالمين ))
((اى صفوان )) قسم به وجود مقدسى كه مرا به پيامبرى مبعوث فرموده است ، در روز قيامت من دامان جبرئيل (نماينده خداى عزوجل ) را مى گيرم ، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسين دامان حسن را، و شيعيانشان دست به دامان آنها هستند، يا سلمان ، آيا گمان مى كنى ، خداى تعالى پيامبرش را (پناهنده خود را) كجا مى برد؟ و پيامبر برادرش على را، و على همسرش زهرا را، و فاطمه دو فرزندش را، و آنها شيعيانشان را كجا خواهند برد؟ سپس پيامبر اكرم (ص ) سه بار تكرار فرمودند: قسم به خداى كعبه به سوى بهشت مى برند، و اين پيمانى است كه جبرئيل از جانب پروردگار جهانيان وعده داده است .
اعتراف و ايقان بر ولايت حضرت صديقه سلام الله عليها، و اظهار تشيع و دوستى نسبت به او، در زيارت مخصوص آن حضرت نيز با اين جملات بيان شده است : ((خدايا، شاهد باش ، كه من از شيعيان زهرا، و از دوستان اويم ، و معتقد به ولايت آن حضرت هستم )).
با توجه به اينكه حضرت فاطمه سلام الله عليها در والاترين مناقب و برترين مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است و با در نظر گرفتن مطالبى كه نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قيامت بيان شد، و بشارتهائى كه درباره شيعيانش از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است ، هرگز معقول نيست كه صاحب اين مقامات عاليه ، ولية الله نباشد.
مطالبى را كه بيان شد، از اخبارى كه در علت نامگذارى حضرت صديقه سلام الله عليها به اسامى ((فاطمه )) و ((بتول )) وارد شده است ، مى توان استفاده كرد.
((قال رسول الله صل الله عليه واله لفاطمة ، يا فاطمه تدرين لم سميت فاطمة ؟
قال على عليه السلام ، يا رسول الله لم سميت فاطمة ؟ قال : ان الله عزوجل قد فطمها و ذريتها عن النار يوم القيامة ))
((پيامبر اكرم (ص ) به فاطمه (ع ) فرمود: آيا مى دانى چرا اسم ترا فاطمه نهاده اند؟
على عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله خودتان بفرمائيد سبب اين تسميه چيست . پيامبر اكرم (ص ) فرمود: سبب اين است كه خداى تعالى فاطمه و شيعيان او را از آتش روز قيامت منقطع و دور نگهداشته است .))
((فاطمه )) اسمى است كه از اسماء حق تبارك و تعالى مشتق گرديده ، و بر عرش و جنت چنين نوشته شده است : انا الفاطر