اضل طينتنا شعيعيان ما از ته مانده خمير مايه خلقت ما آفريده شده اند.
پيامبر اكرم (ص ) در توصيف نور مذكور، آنرا با تعبيرات مختلف ، نور وجدالله ، نور عظمه الله ، نورالجلال و نورالكمال ناميده است و سپس چنين به سخن ادامه مى دهد: نور، مخزون ، مكننون ، فى علم الله - نورى است پوشيده و پنهان در علم خدائى . همانطور كه بيان شد اين نور به سه قسمت (مساوى ) تقسيم شده است كه از يك قسمت آن محمد بن عبدالله (ص )، از يك ثلثش فاطمه (ع )، و از يك سوم ديگرش على (ع ) و اولاد على (ع ) آفريده شده اند، همانند ميوه اى كه به طور مساوى بين سه نفر تقسيم شود، بهره هر يك از سه نفر بدون كم و زياد با ديگران برابر بوده است .
آنچه پيامبر اكرم (ص )، به اقتضاى خلقتش از آن نور مبارك ، (در شئون آفرينش ، در عالم اظله ، در عالم الست ، در عالم ارواح ، در عالم جنين ، در اين جهان ، در قبر، در برزخ ، در حشر، و در جنت ) دارد، صديقه زهرا سلام الله عليها و اميرالمؤ منين (ع ) و اولاد معصومش ، ادرا مى باشند، در تمام عوالمى كه آنها سير كرده اند همه يك نسق ، و به يك وضع ، و به يك رديف بوده است .
به عنوان مثال ، اگر در هنگام ولادت پيامبر اكرم (ص )، از نور او جميع خانه هاى مكه و تمام عوالم بالا و پائين روشن مى شود، و فرشتگان ولادت او را بشارت مى دهند، (به اقتضاى آفرينش از همان نور مقدسى كه بيان شد) در ميلاد حضرت زهرا سلام الله عليها نيز اين چنين است . آن نور خدائى ، سرچشمه علم و تقوى ، زهد و صفا، رحمت و عظمت ، و سير در عوالم معنوى است .
اينكه در روايات مختلف ، خلقت چهارده معصوم عليهم السلام ، دو هزار سال ، ده هزار سال ، شانزده سال ، و يا بيست هزار سال قبل از آفرينش بشر نقل شده است هدف اصلى اعلام اين مطلب بوده است كه همه بدانند اين چهارده تن (ع ) قبل از خلقت فرشتگان و آدميان آفريده شده اند، نه اينكه تعداد دقيق سنوات مذكور اراده شده باشد. آنها نور واحدند، كه همرديف و يكنواخت ، تمام عوالم معنوى را با هم سير كرده اند، و همين يك منقبت و اخبار ياد شده در اين موضوع ايجاب مى كند كه حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها همانند پيامبر اكرم (ص ) و على (ع ) و اولاد معصومش ، صاحب ولايت كبرى بوده باشد.موضوع دوازدهم
موضوع دوازدهم در حقيقت ، تابع و حاصل موضوع يازدهم است ، و كيفيت خلقت يكسان چهارده معصوم عليهم السلام ، ايجاب مى كند كه در تمام شئون ولايت نيز رديف يكديگر باشند لذا اثرات بغض و يا محبت ، اطاعت و يا عصيان نسبت به هر معصومى ، برابر و يكسان با آثار و داد و يا عناد، سر پيچى و يا پيروى نسبت به هر يك از معصومين ديگر مى باشد.
اخبار وارده در اين موضوع بسيار زياد و فوق العاده است ، و شيعه و سنى همگى به اين روايات معتقد بوده و به صحبت آنها اعتراف دارند، در اينجا چند روايت از اين دسته اخبار براى نمونه نقل مى شود:
((اخذ الرسول الاكرم صلى الله عليه وآله بيد الحسن والحسين فقال : من احبنى و احب هذين و اباهما و امهما كان معى فى درجتى يوم القيامة ))
((رسول خدا(ص ) دست حسنين را گرفت و فرمود: هر كس مرا، و اين دو فرزند مرا، و پدر و مادر اين دو را دوست بدارد، روز قيامت با من همدرجه خواهد بود.))
هم درجه بودن با پيامبر اكرم (ص ) مطلبى است كه جا دارد به طور تفضيل درباره آن بحث و بررسى بعمل آيد تا كاملا موضوع بر همگان روشن گردد.
آيا چگونه امكان دارد كسى در روز قيامت با رسول خدا(ص ) هم درجه باشد؟
مگر بشرى مى تواند به درجه رفيع و بى نظير پيامبر اكرم (ص ) نائل شود؟
آيا چطور ممكن است كه انسانى به درجه والاى دسترسى پيدا كند؟ در اين كلام حضرت رسول (ص ) يك سر مگو، ويا يك راز گفتنى نهفته است و آن عبارت از اين است كه آن حضرت مى خواهد بگويد، هر كس مرا و عترت مرا دوست بدارد به درجه مؤ منين به ولايت نائل شده است ، و با من در رديف مولايان ، و در صف معتقدين به ولايت قرار دارد، اگرچه در اين صف و در اين درجه ، هر فردى داراى رتبه متفاوت و مخصوص به خود مى باشد، چنان كه موحدان و افراد با ايمان را در روز قيامت درجات متفاوت بيشمارى است ، مؤ منين به ولايت را نيز به تعداد افرادشان درجاتى است ولى در عين حال همه آنان ، در صف موحدين ، در صف معتقدين ، و در درجه مومنين به ولايت به محمد بن عبدالله (ص )، هم صف ، هم رديف ، هم دين ، و هم درجه اند (و يا به عبارت ديگر، ممكن است عده اى به درجه شهادت نائل آيند ولى رتبه و مقام معنوى هر يك با ديگرى متفاوت بوده ، و تنها در مرتبه شهادت همه با نسبت هاى مختلف ، مشترك باشند و با حفظ مراتب و مقامات مخصوص به خود، يكديگر هم صف و همرديف ).
بايد توجه داشت كه درجات معنوى به تعداد افراد بشر متفاوت است ، مثلا جميع موحدين اگر چه به (درجة التوحيد) نائل شده ، و با يكديگر در اين موضوع نزديك و هم درجه اند، ليكن خود اين درجه ، انبيا دارد، اوصيا دارد، علما دارد، شهدا دارد، مخلصون دارد، كه هر يك را مقام و مرتبه بسيار متفاوت و مخصوص به خود است ، و تنها در موحدين بودن با هم مشتركند، و عينا همين گونه است ((درجة الولايت )) و ((درجة المحبت ))
روايت مورد بحث را عده اى از علماء سنى در كتابهاى خود نقل كرده اند كه از جمله آنان : ((احمد بن حنبل )) امام حنابله در ((مسند)) - ((ترمذى )) در ((جامع صحيح )) كه يكى از صحاص ششگانه است - ((خطيب بغدادى )) در تاريخش - ((ابن عساكر)) در تاريخش - ((جزرى )) در ((اسنى المطالب )) - ((ابن اثير))در ((اسدالغابه )) - ((ابوالمظفر)) در ((تذكره )) - ((محب الدين طبرى )) در ((رياض )) و ((ذخاير)) - ((ابن حجر)) در ((تهذيب )) و ((صواعق )).
ابن حجر در تشريح حديث مذكور مى فرمايد:
((ليس المراد بالمعية هنا، المعية من حيث المقام ، بل من جهت رفع الحجاب ))
اين دانشمند سنى بسيار نيكو مطلب را درك نموده است كه مى گويد: ((در اينجا كه پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد: هر كس مرا و على (ع ) و زهرا(ع ) و دو فرزندم (حسن و حسين ) را دوست بدارد با من در روز قيامت هم درجه است ، مبادا چنين به نظر آيد كه مقصود هم مقام بودن با رسول خداست ، بلكه مراد اين است كه چون هر مسلمان با ايمانى به على (ع ) و اولاد على (ع ) محبت داشته باشد، خداى تعالى او را به جوار رحمتش نزديك مى فرمايد، و در مركز لطف و احسانش قرار مى دهد، و پردهاه بر داشته مى شود، در اين مقام رفع حجاب ، و بى پرده در محضر حق تبارك و تعالى قرار گرفتن ، با پيامبر اكرم (ص ) هم صف و همراه است .
((ابن حجر)) آنگاه به سخن چنين ادامه مى دهد:
((نظيره فى قوله تعالى : فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقن و الشهداء والصالحين ، و حسن اولئك رفيقا))
((چنانكه خداى تعالى مى فرمايد: مسلمانان مؤ من ، با انبياء و صديقين ، و شهداء و صالحين كه خدا نعمتهاى خويش را به آنان اعطا فرموده است ، همگام و همراهند، و چه رفقاى ((نيكويى )) و كاملا روشن است كه در اين آيه يكسان بودن مقامات مطرح نيست بلكه مراد برابر بودن همه اهل ايمان است در معرض فيض ، و در جلوگاه رحمت ، و بى پرده در محضر لطف و مرحمت خدا قرار گرفتن . وگرنه هر يك از انبياء صديقين ، شهداء، عل