طمة ابنتى على العضباء))
خداى تعالى ((در روز حشر، صالح (ع ) را سوار بر ناقه اش بر مى انگيزد، ((معاذ)) از پيامبر اكرم (ص ) پرسيد يا رسول الله آيا شما نيز سوار بر (شتر) عضباء به محشر وارد مى شويد، آن حضرت در جواب فرمود: نه ، مركب اختصاصى من ((براق )) است ، كه خداى تعالى مرا در ميان انبياء به اين مركب مخصوص گردانيده است ، و ((عضباء))مركب مخصوص دخترم فاطمه (ع ) است .))
اين روايت را ((حافظ ابن عساكر)) در تاريخش ذكر كرده است و علماء شيعه نيز آن را نقل كرده اند. ((عضباء)) نام شترى است كه هر وقت على عليه السلام از جانب پيامبر اكرم (ص ) براى تبليغ اسلام ماءموريت داشت بر آن سوار مى شد، چنانكه جهت قرائت سوره برائت (توبه ) در برابر كفاره نيز على (ع ) بر اين مركب مخصوص سوار بود.
((كثير ابن مره حضرمى )) گويد، از حضرت رسول اكرم (ص ) شنيدم كه فرمود:
((حوضى اشرب منه يوم القيامة و من آمن بى ، و من استسقانى من الانبياء و تبعث ناقة ثمود الصالح ، فيحتلبها فيشرب من لبنها هو والذين آمنوا معه من قومه ثم يركيها من عند قره ، حتى توافى به المحشر، فقال معاذ: اذا تركب العضباء يا رسول الله ، قال لا، تركبها ابنتى زهراء و انا على البراق ، اختصصت به من دون الانبياء))
((در روز قيامت مرا حوضى است كه من و هر كس كه به من ايمان آورده است از آن سيراب مى شويم ، و از پيامبران نيز آنكه بخواهد سيراب مى گردد، در آن روز، ناقه ثمود براى صالح (ع ) برانگيخته مى شود، صالح (ع ) و آنان كه از قومش به او ايمان آورده اند از شير آن شتر مى نوشند، سپس صالح (ع ) در كنار قبرش بر آن ناقه سوار مى شود و به صحنه محشر مى آيد.
((معاذ)) عرض كر: يا رسول الله آيا در آن هنگام شما هم برشتر ((عضباء)) سوار مى شويد؟ فرمود: نه ، ((عضباء)) مركب دخترم فاطمه است ، و مركب من ((براق )) است كه در ميان انبياء به آن اختصاص يافته ام .
((ابوهريره )) مى گويد شنيدم از پيامبر اكرم (ص ) كه فرمود:
((تبعث الانبياء يوم القيامة على الدواب و يبعث صالح على ناقته ، و ابعث على البراق ))
((و تبعث فاطمة امامى على العضباء، و يبعث ابنى فاطمه الحسن والحسين على ناقتين .))
((و على ابن ابيطالب على ناقتى ))
((در روز قيامت انبياء(ع ) سوار بر مركبها هستند، و صالح (ع ) سوار با ناقه اش مبعوث مى شود، و من نيز بر ((براق )) و فاطمه (ع ) در پيشاپيش من بر ((عضباء)) و دو فرزند فاطمه ، حسن (ع ) و حسين (ع ) بر دو ناقه ديگر، و على ابن ابيطالب (ع ) بر ناقه مخصوص من ، همگى سوار مبعوث مى شويم )).
مركب انبياء (چنان كه را روايات استفاده مى شود) از مركبهاى عمومى بهشتى است نه اختصاصى ، و با توجه به روايت قبل ، كه پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد سواره مبعوث شدن در روز قيامت بين انبياء(ع ) مخصوص من است ، در حشر سواره بودن بعد از آن حضرت ، مخصوص اميرالمؤ منين (ع ) و فاطمه (ع ) و حسنين سلام الله عليهما مى باشد.
در تمام مواقف ، آنجا كه از مسير پنج تن سخن رفته است ، رديف و ترتيب حركت چنين است : فاطمه (ع ) از همه جلوتر، و رسول خدا(ص ) پشتر سر فاطمه (ع )، و اميرالمؤ منين (ع ) بعد از پيامبر اكرم (ص )، حسنين پشت سر آنان هستند، حتى ورود پنج تن عليهم السلام به بهشت نيز به همين ترتيب است .
دانشمندانى كه اين روايت ((ابوهريره )) را نقل كرده اند عبارتند از: ((محب الذين طبرى )) در ((ذخاير العقبى )) - ((حاكم ))در ((مستدرك )) كه صحت آنرا بررسى و تاءييد كرده است - ((ابن عساكر)) در تاريخش - ((خطيب )) در تاريخش - ((سيوطى )) ضمن نقل اين حديث از ((ابوالشيخ )) و ((حاكم )) و ((خطيب )) و ((ابن عساكر)) چنين نتيجه مى گيرد كه اين روايت آن احاديثى را كه از طريق شيعه درباره پيشگام بودن فاطمه (ع ) در هنگام سير پنج تن نقل شده است ، تاءييد مى كند، ((حافظ سيوطى )) با ذكر اسناد و مدارك در كتاب ((جمع الجوامع ))آورده است كه حضرت رسول (ص ) فرمود:
((اول شخص يدخل الجنه فاطمة بنت محمد))
((اولى كسى كه به بهشت وارد مى شود فاطمه دختر محمد(ص ) است ))
و در حديث ديگر:
((ان اول من يدخل الجنة : انا، و على ، وفاطمة ، والحسن والحسين ))
((ما پنج تن قبل از همه كس به بهشت وارد مى شويم ))
از اين دسته اخبار، و احاديث ديگرى كه در اين موضوع از پيامبر اكرم (ص ) وارد است ، معلوم مى شود كه فاطمه عليهالسلام داراى مركبهائى است مخصوص به خود، كه گاهى از نور، گاهى از ياقوت ، و گاهى از زمرد است ، و يكى از مركبهاى آن حضرت نيز ((عضباء)) است .
فاطمه سلام الله عليها هنگام سير در مواقف متعدد، مركبهاى مختلفى دارد، موقع ورود به محشر، هنگام داخل شدن به بهشت ، وقت سير در جنت ، و مراحل ديگر در موقفى سوار بر مركب مخصوص مى باشد، و اينكه در احاديثمركبهاى آن حضرت را متنوع ذكر كرده اند، به سبب همين تعداد مواقف و منازل است . اين منقبت فاطمه سلام الله عليها كه در ميان جميع زنان ، از اولين و آخرين ، تنها بانوئى است كه سوار بر مركب محشور دارد، خود برهان روشن و قاطعى است كه آن حضرت داراى مقام شامخ ولايت بوده ، و از شئون همين رتبه والاست كه جميع زنان عالم در محشر پياده اند، و او كه ولية الله است ، سوار بر مركب مخصوص به خود.موضوع پانزدهم
دليل ديگرى كه ((ولية الله )) بودن حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها را اثبات مى كند، استقلال اوست در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت و كيفيت زيارتش ، كه همانند صلوات بر پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و حسنين (ع ) و زيارات آنان است ، يعنى همانگونه كه به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زيارتشان امر شده است ، نسبت به حضرت زهرا(ع ) نيز در اين موارد، همگان مامور، و ماجورند.
فاطمه عليهالسلام كه مشمول آيه تطهير و از اهل بيت پيامبر اكرم (ص ) يعنى آل محمد(ص ) است كيفيت صلوات بر او را رسول خدا(ص ) بصراحت چنين بيان داشته است :
((لا تصلوا على صلوة بتراء، ان تصلوا على و تكستوا عن آلى ))
((بر من صلوات بريده شده (ناقص ) نفرستيد، سول شد يا رسول الله (ص ) صلوات بريده شده چيست ؟)) ((فرمود: اينكه بر من صلوات بفرستيد ولى در باره ((آل من )) ساكت باشيد.))
صلواتى كه شامل على ، فاطمه و حسنين عليهم السلام نباشد، مقطوع و بريده ، و مورد قبول خدا و رسولش نمى باشد، لذا حضرت صديقه زهراعليه السلام همرديف و برابر افرادى است كه جميع مسلمين با ايمان جهان (از شيعه و سنى ) هر شبانه روز در تشهد نمازهاى پنجگانه بر او درود مى فرستند، و او در اين مقام ، همتاى محمد بن عبدالله (ص )، و على (ع )، و حسنين (ع ) است و همين لزوم صلوات بر فاطمه عليهالسلام در هنگام اقامه نماز، يك منقبت و فضيلت ساده نيست ، بلكه نشانگر مرتبه اعلى و منصب والاى آن حضرت است كه اينچنين در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است ، و بدون ترديد بايد فاطمه (ع ) خود ((ولية الله ))و داراى مقام ولايت بوده باشد، تا همرديف و همتاى اولياء خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جميع مومنين جهان در هر زمان و مكان باشد.
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
((من صلى عليك يا فاطمة غفرالله له والحقه حيث كنت من الجنة ))
((يا فاطمه هر كس بر تو صلوات فرستد، خداى تعالى از او در گذرد، و او را در بهشت به م