ن ملحق گرداند.)) چنان كه در موضوعهاى قبلى مشروحا بيان شد، مقصود از تعبيرات (همدرجه شدن با رسول الله (ص )) يا (ملحق شدن به پيامبر اكرم در بهشت ) و يا (همسايه بودن با آن حضرت ) كه در روايات مكرر بكار رفته است ، جمع شدن جميع مؤ منين در مرتبه (درجة الايمان ) است كه جامع تمام آن كسانى است كه با عقايد درست ، و با ايمان به آنچه از رسول خدا(ص ) به ما رسيده است ، از جهان رفته اند. در آن درجه همه مؤ منين يكسانند و در كنار هم ، ولى جاى هيچگونه ترديدى نيست كه مراتب و درجات ديگر كه شمار آنها برابر تعداد افراد بشر و بسيار متفاوت است ، كاملا محفوظ بوده ، و مقام هر كس مخصوص به خود او مى باشد.
حضرت رسول اكرم (ص ) در حديثى يكى از فضائل حضرت فاطمه (ع ) را چنين بيان مى فرمايد:
((اتانى الروح ، قال ان فاطمة اذا قبضت و دفنت يسئلها الملكان فى قبرها، من ربك ؟))
((فتقول الله ربى ، فيقولان فمن نبيك ؟، فتقول ابى ، فيقولان فمن وليك ؟، فتقول هذا))
((القائم على شفير قبرى على ابن ابيطالب ، الا و ازيدكم من فضلها))
((جبرئيل (روح ) آمد به نزد من و گفت : هنگامى كه فاطمه (ع ) قبض روح مى شود و دفن مى گردد، دو ملك در قبر از او سؤ ال مى كنند: پروردگار تو كيست ؟، مى فرمايد (الله ) پروردگار من است . سپس مى پرسند پيامبرت كيست ؟، در پاسخ مى فرمايد: پدرم . آنگاه سؤ ال مى كنند: ولى تو كيست ؟ در جواب مى گويد: على بن ابيطالب (ع )، همين كسى كه در كنار قبرم ايستاده است .
پيامبر اكرم (ص ) در پايان سخن مى فرمايد: آيا باز هم فضائل ديگر زهرا(ع ) را بيان كنم ؟
شايد پيامبر اكرم (ص ) مى خواهد بدينوسيله تذكر دهد كه فاطمه (ع ) تنها كسى است در عالم ، كه پدرش ((رسول الله و همسرش ((ولى الله )) است ،))
در يك روايت ديگر پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
((ان الله قد و كل بها رعيلا من الملائكه ، يحفظونها من بين يديها و من خلفها و عن يمينها و عن شمالها و هم معها حياتها، و عند قبرها و عند موتها يكثرون الصلوة عليها و على ابيها و بعلها و بنيها، فمن زارنى بعد وفاتى فكانما زارنى فى حياتى ، و من زار فاطمة فكانما زارنى ، و من زار على ابن ابيطالب فكانما زار فاطمه ، و من زار الحسن و الحسين فكانما زار علينا، و من زار ذريتهما فكانما زارهما))
((همانا، خداى تعالى يك دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه (ع ) گماشته است ، تا از چهار طرف نگهبان او باشند، و اين ملائك در حال حيات ، و هنگام مرگ او، و كنار قبرش پيوسته در خدمت او هستند، و كارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست (يعنى در منطق ملائك و لسان فرشتگان ، صلوات بر پيامبر اكرم (ص ) و على (ع ) و حسنين (ع ) همواره بايد با صلوات بر فاطمه عليهاسلام توام باشد، و در اين منقبت نيز آن حضرت برابر و همرديف آن چهار وجود مقدس ديگر مى باشد) سپس پيامبر اكرم (ص ) چنين به سخن ادامه مى دهد:
هر كس مرا بعد از وفاتم زيارت كند، مثل اين است كه مرا در حال حيات زيارت كرده است ، و كسى كه فاطمه (ع ) را زيارت كند، گوئى مرا زيارت نموده است ، و هر كس على ابن ابيطالب (ع ) را زيارت نمايد مثل زيارت كردن حسنين است ، و آن كسى كه زيارت كند ذرية آنان را، همانند زيارت خود آنهاست ، لذا زيارت حضرت عبدالعظيم (ع ) را در شهر رى ، بازيارت حسين بن على (ع ) در كربلا همانند دانسته اند، و اين مطلب را علماء عامه (سنى ) هم عنوان كرده اند، مخصوصا موضوع صلوات بر فاطمه سلام الله عليها را.
چنان كه ((سهيلى )) در كتاب ((روض الانف )) در ذيل مطلبى مى نويسد:
((و من صلى عليها فقد صلى على ابيها))
((هر كس بر فاطمه (ع ) صلوات فرستد، در حقيقت بر پدر او صلوات فرستاده است )) و از اين حديث نيز ولية الله بودن حضرت زهرا سلام الله عليها استنباط مى شود.نتيجه و خلاصه آنچه در پانزده موضوع بيان داشتيم ، چهل منقبت و يا چهل مطلب است كه بسيارى از آنها از شئون ولايت و از خصوصيات ولى الله است ، و اينكه حضرت صديقه زهرا سلام عليها در اين چهل منقبت با پدر و همسر و فرزندانش سهيم و شريك و همسان و كاملا برابر با آنها مى باشد، خود حاكى از مقام والاى ((ولية الهى )) آن حضرت است حاصل گفتار و نتيجه بحث ما، همين چهل منقبت است كه به ترتيب و بطور اختصار يك به يك اشاره مى كنيم :
منقبت اول :
((خلقتها قبل الناس ،شان ابيها و بعلها و بنيها، و هم انوار يسبحون الله و يقد سوته و يهللونه و يكبرونه ))
آفرينش زهرا سلام الله عليها قبل از خلقت ديگران ، همانند پدر و همسر و فرزندانش ، آن انوار مقدسى كه پيش از آفرينش كليه عوالم علوى و سفلى ، و خلقت بشر، در پيشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالى ، در حال تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير خداى يكتا بوده ، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئيل و ساير فرشتگان بوده اند.
منقبت دوم :
((خلقها من نور عظمة الله تبارك و تعالى ، وهى ثلث النور المقسوم بينها و بين ابيها و بعلها))
آفرينش زهرا عليها سلام از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالى ،
همان نور واحدى كه حضرت رسول اكرم (ص ) و على ابن ابيطالب (ع ) نيز از آن آفريده شده اند، و مايه خلقت فاطمه عليها سلام يك سوم همان نور بوده است . و هو نور مخزون مكنون فى على الله .
نروى نهفته در خزينه علم خداى ، نور قدس ، نور جلال ، نور كمال ، و نور كبريائى الهى .
منقبت سوم :
((عليتها فى خلقه السماء والارض ، و الجنة النار، و العرش و الكرسى والملائكه و الانس و الجن ،شان ابيها و بعلها و بنيها))
فاطمه عليها سلام ، همتاى پدر و همسر و فرزندانش ، سبب آفرينش آسمانها و زمين ، بهشت و دوزخ ، عرش و كرسى و فرشتگان ، و انس و جن بوده است .
وجود مقدس زهرا سلام عليها، يكى از پنج تن است ، همان كسانى كه علت آفرينش جهان ، و آدم و آدميان بوده اند اگر آنها نبودند انبياء و اولياء صديقين و شهداء ملك و ملكوت زمينها و آسمانها، نار و نور، بهشت و دوزخ ، و ساير مخلوقات جهان بوجود نمى آمدند، اگر حضرت زهراسلام عليها نبود، اثرى از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسى (ع ) و عيسى (ع ) و نوح (ع ) و ابراهيم (ع ) آفريده نمى شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسى و توحيد خبرى نبود.
منقبت چهارم :
((تسميتها من عند رب العزة شان ابيها و بعلها و بنيها))
نامگذارى زهرا عليهاسلام است از طرف خداوند متعال همانند اسم گذارى محمد(ص )، و على و حسن و حسين عليهم السلام ، و همين مطلب دلالت دارد براى اينكه اين پنج نفر از خود هيچگونه اختيارى ندارند، و تمام امورشان حتى انتخاب نامشان مربوط به خداى تعالى بوده و به كسى در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است .
حضرت محمد بن عبدالله (ص ) هرگز مجاز نيست كه از جانب خدا فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را نامگذارى كند، همچنين در اسم گذارى على ابن ابيطالب كه مولود كعبه و خانه زاد، خداست ، پيامبر گرامى (ص ) و ابوطالب را اختيارى نيست .
منقبت پنجم :
((اشتقاق اسمها من اسماء الله تبارك و تعالى ،شان ابيها و بعلها و بنيها))
((نام فاطمه (ع ) از اسمائى خداى تبارك و تعالى مشتق شده است ،
همانند نام پدر و همسر و فرزندانش ))
منقبت ششم :
((توسل الانبيا بها 