 باسمائهاشان ابيها و بعلها و بنيها))
تسول انبياء است به فاطمه عليهاسلام و نامهاى او، همتاى پدر و همسر و فرزندانش ، و تمسك به اوست كه وسيله نجات انبياء و اوصياء و ساير افراد بشر از مشكلات بوده است .
((من امن بها فقد نجى و من لم يومن بها فقد هللك ))
((هر كس كه به او ايمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقيق هلاك گرديد))
منقبت هفتم :
((كتابه اسمها على ساق العرش وابواب الجنة لدة ابيها و بعلها و بنيها))
نام فاطمه عليهاسلام ، همرديف پدر و همسر و فرزندانش ، بر ساق عرش و درهاى بهشت نوشته شده است .
شگفتا...! اين چه مقام والائى است كه با وجود انبياء اوصياء مخلصون ، و فرشتگان مقرب نام هيچ موجودى بر عرش الهى ، آن پايتخت عظمت و جلال خدائى نگاشته شده است ، مگر اسامى مقدس پنج تن ، كه زينت بخش تمام مراكز معنوى ، و عالى ترين منازل اخروى است .
منقبت هشتم :
((كونها شبحا عن يمنة العرش و صورة فى الجنه ، ردف اشباح ابيها و بعلها و بنيها و صورهم ))
((وجود شبح زهراسلام عليها در راستاى عرش الهى ، و تصويرش در بهشت ، همرديف اشباح و تصاوير پدر و همسر و فرزندانش ))
خداى تعالى ، نه تنها اسامى مقدس پنج تن زا زينت بخش عوالم بالا قرار داده است بلكه با اشباح و تصاوير نورانى آنان ، عرش عظمت خويش و بهشت رحمتش را مزين فرموده ، و يمين عرش برين را ميمنتى بيشتر بخشيده است .
لذا آدم عليه السلام هنگاميكه به عرش نظر مى افكند، اشباح پنج ترين را مى بيند، و چون به بهشت روى مى آورد، تصاوير زيباى آنان را مشاهده مى كند، و به هر جا كه مى نگرد آثار جلال و جمال آن اركان خلقت منظر چشمان اوست .
منقبت نهم :
((اشتراكها فى الاهتداء، والاقتداء، و التمسك بها، ردف ابيها و بعلها و بنيها))
هر فرد مسلمان و مؤ منى كه با محمدبن عبدالله (ص ) بيعت كرده ، و به او ايمان آورده ، و رسالت و اطاعتش را پذيرفته ، و آن حضرت را پيام آور از جانب خداى خود مى داند، و پيشوايانش على (ع ) و اولاد على (ع ) هستند، ناگزير حضرت زهراسلام عليها ((وليه )) او، رهنماى او، و مرجع او، و در مشكلات ((همانند پدر و همسر و فرزندانش ) دستاويز و پناهگاه اوست .
منقبت دهم :
((اشتراكها فى العصمة ، و دخولها فى آية التطهير))
اشتراك فاطمه عليهاسلام با پيامبراكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) و حسين (ع ) در مقام عصمت و طهارت ، كه او نيز عصمت الله و مورد خطاب آيه تطهير مى باشد.
منقبت يازدهم :
((كونها من الامانة المعروضة على السموات و الارض و الجبال ))
ان امانيت كه از جانب خداى تعالى بر آسمانها و زمين كوهها عرضه شد، و آنها زير بار آن امانت وزين (و مسئوليت سنگين ) نرفته ، و از قبولش امتناع نمودند ولى بشر آنرا پذيرا شد، همانا ولايت پنج تن عليهم السلام بوده است ، و وجود مقدس زهراسلام الله عليها ولية الله و جزء امانت معروضه مى باشد.
منقبت دوازدهم :
((اشتراكها مع رسول الله فى الركنية لعلى ابن ابيطالب ))
فاطمه عليها سلام ، در مقام ركن بودن نسبت به اميرالمؤ منين عليه السلام با پيامبر اكرم (ص ) همسان و همتا بوده است ، و اين منقبت منحصر است به رسول خدا(ص ) و صديقه زهرا(ع ) و مقصود از (ركنيت ) در ذيل روايات مربوطه اش به طور تفصيل بيان گرديد.
منقبت سيزدهم :
((اشتراكها فى تطهير مسجد رسول الله لها نظير ابيها و بعلها و بنيها))
اشتراك فاطمه سلام الله عليها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پيغمبراكرم (ص ) و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال .
منقبت چهاردهم :
((كونها محدثة كالائمة ، امير المؤ منين و اولاده ))
(محدثه ) بودن فاطمه عليهاسلام است ، به اين معنى كه فرشتگان با او سخن مى گفتند، و اين مقام شئون اميرالمؤ منين (ع ) و يازده اولاد معصوم اوست ، و با وجود اينكه حضرت زهرا(ع ) منصب امامت نداشت ، هم صحبت ملائك بوده است .
منقبت پانزدهم :
((اشتراكها مع اميرالمؤ منين و اولاده فى التبشير بشيعتها و محبيها))
چنانكه رسول اكرم (ص ) به شيعيان و دوستان امير المؤ منين (ع ) و يازده اولادش ، مژده رستگارى داده است ، در موارد بسيار به شيعيان و محبان فاطمه عليهاسلام نيز بشارت نجات و رهائى از عذاب داده است ، و اين خود از شئون مخصوص صاحبان ولايت است .
منقبت شانزدهم :
((ركوبها يوم القايمة كبايها و بعلها و بنيها))
سواره محشور شدن زهرا عليهاسلام ، همانند پدر و همسر و فرزندانش .
منقبت هفدهم :
رسول اكرم (ص ) مى فرمايد: در روز قيامت من دست به دامان جبرئيل مى شوم (گويا مقصود پيامبر(ص ) اين باشد كه جبرئيل نماينده خداى متعال است و من متمسك به دامان رحمت الهى هستم )، سپس در ادامه سخن چنين مى فرمايد: دخترم زهرا(ع ) دست به دامان من ، و على ابن ابيطالب متمسك به فاطمه عليهاسلام است ، و يازده فرزندش ‍ دست به دامان على (ع ) هستند.
منقبت هجدهم :
((كانت تحدث امها و هى فى بطنها، و تصبرها))
سخن گفتن فاطمه عليهاسلام با مادرش ، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكيبائى دعوت مى فرمود، و اين خود از نشانه هاى مقام ولايت مى باشد.
منقبت نوزدهم :
((تكلمها بالشهاد تين حين الولادة و بذكر امير المؤ منين و اولاده الاسباط كاالائمة ))
حضرت صديقه زهراسلام الله عليها نيز همانند اميرالمؤ منين (ع ) و فرزندان معصومش ، در هنگام ولادت لب به شهادتين گشوده است ، و اين خود از شئون مخصوص ‍ صاحبان ولايت است .
منقبت ششم :
((اشتراكها مع ابيها و بعلها و بنيها فى العلم بما كان و ما يكون و ما لم يكن الى يوم القيامة ))
اشتراك فاطمه عليهاسلام با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آينده بوقوع خواهد پيوست ، و آنچه تا روز قيامت واقع شدنى نيست و اين دانش نيز مخصوص اولياء خداست و دارا بودن چنين علمى از نشانه هاى مقام ولايت مى باشد.
منقبت بيست و يكم :
((ولادتها طاهرة مطهرة زكية ، ميمونة تقية ، كما يعتقد فى الائمة الاطهار))
فاطمه عليهاسلام همانند ائمه اطهار(ع ) مبارك و با طهارت و پاك و پاكيزه از مادر تولد يافته است .
منقبت بيست و دوم :
((نموها فى اليوم و الشهر مثل ما جاء فى نمو الائمة الاطهار))
رشد حضرت صديقه زهرا عليها السلام ، همسان با ائمه اطهار(ع ) در هر ماه به قدر يكماه ، و در هر ماه به اندازه يكسال .
ممكن است در اينجا مقصود نمو معنوى و روحى باشد نه رشد جسمانى ، در هر حال و به هر معناى كه درباره ائمه اطهار عليهم السلام متصور است عينا در فاطمه عليهاسلام نيز آن چنان است .
منقبت بيست و سوم :
((دخول نورها حين ولدت بيوتات مكه كولاده ابيها))
هنگام ولادت فاطمه عليهاسلام نور او تمام خانه هاى مكه ، شرق و غرب را فرا گرفت چنان كه در تولد پيامبر اكرم (ص ) نيز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گوئى با نور افشانى اين موجود مقدس ، خداى تعالى به اهل آسمان و زمين ، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام مى فرمايد: اينك تولد يافت ، آن ، بشرى كه نور جهانيان از اوست ، و سبب خلقت علميان و علت آفرينش تمام مخلوقات بوده است ، آن وجود مقدسى كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور ظه