ر چشم گشايند و به لباس آفرينش مزين گردند.
منقبت بيست و چهارم :
((تبشير اهل السماء بعضهم فعضا كما فى رسول الله و الائمه ))
در آن هنگام كه حضرت زهراسلام الله عليها از جانب خديجه عليهاسلام ولادت يافت ، فرشتگان ميلاد او را به يكديگر بشارت مى دادند و تهنيت مى گفتند، چنانكه در تولد پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار نيز ملائك مقدم مباركشان را به يكديگر مژده مى دادند، و بايد اين چنين باشد، زيرا فاطمه عليهاسلام يكى از اسباب آفرينش و علت العلل بوده است ، و فرشتگان نيز همانند ساير موجودات در سايه خلقت او و از يمن وجودش آفريده شده اند.
منقبت بيست و پنجم :
((فى وجوب حبها كحب بعلها و بينها اجرا للرسالة الخاتمه ))
حب فاطمه عليهاسلام همانند حب همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبياء است ) بر همگان واجب است حتى به رسول خدا(ص ).
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد: خداى تعالى مرا به دوستى اين چهار نفر فرمان داده است : على (ع )، فاطمه (ع )، حسن (ع ) و حسين (ع ).
البته وجوب دوستى و محبت آنان نه به انى جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پيامبرند بلكه رسول خدا نيز همانند ساير بندگان مؤ من ، بايد معتقد و معترف به مقام ولايت فاطمه عليهاسلام بوده و به اين امر شهادت دهد.
منقبت بيست و ششم :
((اشتراكها مع ابيها و بعلها و بنيها فى درجة الوسيلة فى الجنة ))
اشتراك زهراسلام الله عليها و همرديف و همدرجه بودن اوست ، با پدر و همسر و فرزندانش در قبد الوسيله يا درجة الوسيله بهشت ، آنجا كه پايتخت (عظمت ) حضرت حق تبارك و تعالى است وجز پنج تن عليهم السلام از انبياء و مرسيلن و صالحين و فرشتگان مقرب كسى را به آن مقام والا راه نيست .
منقبت بيست و هفتم :
((اشتراكها مع ابيها و بعلها و بنيها يوم القيامة فى قبة تحت العرش ))
اشتراك فاطمه عليهاسلام با پدر و همسر و فرزندانش در قبه اى از نور كه زير عرش بر پا مى شود و جز پنج تن عليهم السلام كسى را به آن رتبه والا راه نيست ، و اين مقام غير از ((درجه الوسيه )) است كه قبلا بيان شد.
منقبت بيست و هشتم :
((فى الدخول الى الجنة قبل الناس مع ابيها و بعلها و بنيها و هى قبل الجميع ))
ورود پنج تن عليهم السلام به بهشت قبل از همه ، درحالى كه فاطمه عليهاسلام در پيشاپيش پدر و همسر و فرزندانش ، نخستين كسى است كه وارد بهشت مى شود.
منقبت بيست و نهم :
((فى انها من الكمات التى تلقيهاآدم بها ابراهيم ربه ))
فاطمه عليهاسلام يكى از كلماتى است كه حضرت آدم (ع ) فراگرفت ، و حضرت ابراهيم نيز با همان كلمات امتحان شد، يعنى با كلمات : محمد، على ، فاطمه ، حسن ، و حسين عليهم السلام .
منقبت سى ام :
((دخولها فى اية المباهلة بين ابنائنا و انفسنا))
فاطمه عليهاسلام يكى از افرادى است كه آيه مباهله درشان آنها نازل شده است و آن وجود مقدس ، بين چهار معصوم قرار گرفته است يعنى انفسنا محمد(ص) و على (ع ) و ابنائنا حسن (ع ) و حسين (ع )))
منقبت سى و يكم :
((وحدتها مع رسول الله و على و بنيه فى حكم الحب و البعض والولاء و العداء و فى حكم السلم و الحرب و فى السب والاذى ))
سنى و شيعه و اين موضوع متفق القول و هم عقيده هستند: احكامى كه در اسلام در مورد محبت و يا عاوت ، صلح و يا جنگ ، دشنام دادن و اذيت كردن نسبت به پيامبر اكرم (ص ) جارى است ، عينا نسبت به زهرا اسلام الله عليها نيز معتبر و واجب الاجر است ، يعنى اگر كسى نسبت به رسول خدا(ص ) دشمنى ورزد و يا آن حضرت را بيازارد، و يا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حد زدن بر او و يا كشتن او، و يا موجب كفر اوست ، عينا در اين موارد حضرت زهرا (ع ) با پيامبر اكرم (ص ) يكسان و برابر است .
منقبت سى و دوم :
((فى كفويتها مع على فى الملكات و النفسانيات ن ولو لم يخلق على لم يكن لها كفو من آدم و من دونه ))
همتا بودن فاطمه عليهاسلام با على عليه السلام در صفات و ارزشهاى معنوى .
پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد: اگر فاطمه (ع ) آفريده نمى شد، هرگز براى على (ع ) همتائى وجود نداشت ، همچنين اگر على (ع ) خلق نمى شد، فاطمه را در جهان نظير و مانندى نبود، سپس براى روشن شدن مطلب ، و رفع اين اشتباه احتمالى كه مبادا تصور شود مقصود پيامبر اكرم (ص ) اين بوده است : ديگران كه خواستار همسرى با فاطمه (ع ) شدند، كفو و هم شان او نبودند، رسول خدا (ص ) تصريح مى فرمايند، نه تنها فاطمه (ع ) را در زمان حاضر جز على (ع ) نظير و مانندى نيست ، بلكه از آدم و اولاد آدم (يعنى انبياء ((جز پيامبر اسلام )) اوصياء، اولياء، صديقون ، علماء و حكماء) هرگز كسى همتاى زهرا(ع ) نيست ، و تنها على (ع ) است كه كفو و همانند اوست ، على (ع ) كه چون فاطمه (ع ) بى نظير است ، و بشرى در ملكات فاضله و مقامات عاليه برابر او نيست و اين دو وجود مقدس در اين منقبت بطور يكسان شريكند.
اگر بجز اين فرمايش از جانب پيامبر اكرم (ص ) تصريحى در اين مورد در دسترس ما نبود (با اينكه وجود دارد) همين حديث شريف براى اثبات برترى حضرت صديقه زهرا(ع ) بر جميع انبياء (جز پدر بزرگوارش )، كافى بود.
منقبت سى و سوم :
((كفر من ابغض فاطمه كابيها و بعلها))
حكماء ودانشمندان چنين فتوى داده اند كه هر كس پيامبر اكرم (ص ) و يا على (ع ) را دشمن بدارد كافر است ، فاطمه عليهاسلام نيز در اين مورد با پدر و همسرش شريك است و مشمول اين حكم مى شود، آيا چگونه ممكن است بشرى صاحب مقاوم ولايت نباشد، و دشمنى با او موجب كفر گردد؟
منقبت سى و چهارم :
((فى الامر بالتوسل اليها كابيها و بعلها و بنيها فى الحوائج و عند كل مسئلة و الامر بحبها والصلوة عليها و زيارتها))
چنانكه پيامبر اكرم (ص ) و امير المومنين (ع ) و فرزندان معصوم او ملجا و مرجع توسل جميع انبياء بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صديقه زهرا عليهاسلام بوده است .
از همان وقتى كه آدم عليه السلام آفريده شد، و براى استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن عليهم السلام و شفيع قرار دادن آنها در پيشگاه پروردگار بى همتا توسط جبرئيل به او آموخته شد تكليف بنى آدم روشن گرديد.
انسان كه در جهانى پر از شدائد و مشكلات قدم مى نهد، دنيائى كه دائما در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظيمه است ، رحمت بى كران الهى ايجاب مى كند كه دست آويزهاى محكم و عروة الوثقاى ناگستنى در اختيار اين بشر سرگردان قرار دهد تا در مسير ناهموار زندگانيش ، اميد گاهى خداپسند، و پناهگاهى دور از گزند داشته باشد و با توسل و تمسك و چنگ زدن به ريسمان رحمت واسعه الهى ، فرزندان آدم نيز همانند حضرت آدم (ع ) به ساحل نجات دست يابند.
اكنون با قلبى سرشار از خلوص ، و اميدوار (همانگونه كه خداوند يكتا به پيامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طريق دعاى خداپسند را آموخته است ) ما نيز به درگاه ((الله )) روى نياز مى آوريم ، و وجود مقدس آبرومند زهرا(ع ) را شفيع و راه گشا و واسطه فيض خدائى قرار مى دهيم و عرضه مى داريم : يا فاطمة اغيثينى ، يا فاطمة اغيثينى ...
چنان كه به صلوات بر پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) و زيارت آنان به عنوان يك فرمان الهى و امر اسلامى دستور داده است 