، عينا به صلوات بر فاطمه عليهالسلام و زيارتش تصريح و تاكيد گرديده است .
منقبت سى و پنجم :
((دخولها فى فضل سورة هل اتى ، مع بعلها و بنيها))
فاطمه زهرا سلام الله عليها همسان با اميرالمؤ منين و حسنين عليهم السلام در فضيلت سوره ((هلى اتى)) شريك و سهيم است .
منقبت سى و ششم :
((عرفانها رسل اليها عند ولادتها والتسليم عليها باسمائها))
فاطمه عليهالسلام در هنگام ولادتش حورالعين و بانوان عاليمقامى را كه از جانب خداى متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كه كاملا مى شناخت ، و قبل از سلام و احوالپرسى با ذكر نام ، يك يك آنان را مخاطب قرار داد:
((يا ساره السلام عليك ، يا مريم السلام عليك ...))
از اين مطلب معلوم مى شود كه ملاقات و آشنائى زهرا(ع ) با آنان بى سابقه نبوده ، و آن وجود مقدس قبلا عوالمى را طى كرده است كه در مسير ملكوتى خويش آن فرستادگان آسمانى را ديده و شناخته است ، و بايد اينچنين باشد، زيرا مقام شامخ ولايت ايجاب مى كند كه هر ولى الله (يا ولية الله ) شيعيان خود را (با آگاهى خدادادش ) يك يك بشناسد.
منقبت سى و هفتم :
((اطلاع الله على الارض و اختيارها على نساء العالمين كاطلاعه على الارض و اختيار ابيها و بعلمها و ولدها الائمة ))
پيامبر اكرم (ص ) با كمال صراحت مى فرمايد: خداى تبارك و تعالى يك بار بر زمين نظر افكند و از اولين و آخرين مرا برگزيد، و دفعه دوم على (ع ) را، و در سومين نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمين بار زهرا(ع ) را از ميان جميع زنان عالم و از اولين و آخرين انتخاب فرمود.
پس همانگونه كه پيامبر اكرم (ص ) مصطفى است ، و چنان كه على (ع ) مرتضى است ، و همان سان كه حسن (ع ) و حسين (ع ) برگزيده و مختارند، زهرا سلام الله عليها (همتاى آنان ) مصطفاة ، مرتضاة ، مختاره برگزيده خداوند تبارك و تعالى است .
منقبت سى و هشتم :
((كونها شفيعة كبرى يوم القيامة لشيعتها و محبيها كابيها و بعلها و بنيها))
بزرگترين مقام شفاعت را در روز قيامت حضرت صديقه سلام الله عليها همسان با پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمؤ منين (ع ) حائز مى باشد، بلكه مى توان گفت آن حضرت را در اين رتبه و مقام امتيازاتى است مخصوص به خود و بى نظير.
بزرگداشت تشريف فرمائى او به محشر و پيشگاه عرش الهى به نحوى است كه تمام توجهات بسوى آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله عليه در اين باره مى فرمايد: مقام شامخ حضرت صديقه زهرا(ع ) در روز قيامت چنان است كه حتى از نظر يك نفر هم پنهان نمى ماند.
منقبت سى و نهم :
((يعرف الله قدرها كما يعرف قدر ابيها و بعلها و بنيها يوم القيامة ))
در روز قيامت از نور بر پا مى شود كه پيامبر اكرم (ص ) بر آن جلوس مى نمايد، در حالى كه جبرئيل و انبياء و اولياء گرد آمده اند خداوند تبارك و تعالى مقام و منزلت زهرا سلام الله عليها و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفى مى فرمايد، و هنگام ورود فاطمه عليهالسلام به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالى ندا مى شود:
((يا اهل المحشر غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمه ))
اى اهل محشر نگاهتان را فرو افكنيد، تا فاطمه (ع ) عبور نمايد....
منقبت چهلم :
((فى افضليتها على الملائكة والجن والانس كابيها و بعلها وبنيها))
چنانكه برترى رسول اكرم (ص ) بر انبيا و مرسلين و ملائكه ، با تفحص و تحقيق در روايات معتبر، ثابت شده است ، به همان طريق افضليت زهرا سلام الله عليها نيز بر جميع مخلوقات از انس و جن و ملك ، منصوص و مسلم است .
اين چهل منقبت فاطمه عليهالسلام ، خلاصه پانزده موضوع اين كتاب است ، كه با آيات قرآن ، و روايات معتبر مربوطه و با ذكر اسناد بسيار مدارك اطمينان بخش ، آنها را قبلا به طور بيان كرده بوديم .
اگر بخواهيم با قلبى حقيقت جو، منصفانه قضاوت نمائيم ، يقينا در مى يابيم ، كه اين چهل منقبت از شئون مخصوص صاحبان ولايت ، و لازم و ملزوم يكديگرند، مناقبى كه مبناى آنها آيات انكار ناپذير كلام الله ، و گفتار معصومين دل آگاه است . بشرى كه خداوند يكتا او را به اقتضاى حكمتش از ابتداء خلقت جهان تا برچيده شدن بساط آن ، در كنار سفره رحمت خويش نشانده ، و او را در مراحل مختلف و مواقف بسيار سير داده است ، منزلت والاى اين بانوى بانوان و خاتون دو جهان ، در عالم اظله اش ، در عالم ميثاقش ، در عالم خلقتش ، در عالم علوى و سفلى اش ، در عالم رحم مادرش ، در ولادت و روز قيامت و محشرش ، در ورود به جنتش ، همه و همه ، حاكى از مقام اعلاى ((ولية الله )) اوست .
هرگز معقول نيست كه موجودى داراى مقام ولايت كبرى نباشد، ولى علت آفرينش بوده ، و اعتقاد به قدر و مرتبه خداداد او از شرايط ايمان بشمار آيد و وجود مقدسش با پيامبر اكرم (ص ) در مناقب چهل گانه مذكور بطور همسان شريك و سهيم باشد.
اما قسمت دوم مناقب زهرا سلام الله عليها، احاديثى است كه مربوط و مخصوص است به خود آن حضرت ، درباره مكارم الاخلاقش ، زهدش ، عبادتش ، ايثارش ، پرورش ‍ فرزندانش شوهرداريش ، نگاهدارى از پدرش ، و كمالات و فضايل بى شمار ديگرش ، كه در كتب شيعه و سنى مسطور است ، كه در اينجا مورد بحث و بررسى ما نيست .
خداوند تعالى بحق محمد و آل محمد(ص ) ما را در سايه ولايت حضرت صديقه زهرا عليهالسلام محشور نمايد، و دستمان را از دامان ولاى اين خاتون دو جهان كوتاه نفرمايد، و از مؤ منين به رسول اكرم (ع ) و اولاد معصومش قرار دهد، خدا پدر شما را نيز بيامرزد، و انشاءالله عزيزتان بدارد، كه شما باب اين بحث را گشوديد.
الحمدلله رب العالمين<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:187.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:188.txt">توضيح </a><a class="text" href="w:text:189.txt">نگاهى به ماجراى فدك </a><a class="folder" href="w:html:190.xml">متن عربى و ترجمه فارسى خطبه حضرت زهرا س در ماجراى فدك</a><a class="text" href="w:text:228.txt">مدارك خطبه فدك </a><a class="text" href="w:text:229.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : صداى فاطمى فدك
مؤ لف : محمد باقر انصارى و سيد حسين رجايىتوضيح 
آنچه در اين كتاب مى خوانيد متن كامل خطبه حضرت زهرا سلام الله عليها در ماجراى فدك و ترجمه فارسى آن در صفحه مقابل است . متن حاضر براى اولين بار با 22 سند ارائه مى شود كه با 17 نسخه مقابله گرديده است . مقدمه كوتاهى درباره ماجراى فدك قبل از خطبه و اسناد و منابع پس از آن ذكر شده است .نگاهى به ماجراى فدك 
-- فتح و اعطاى فدك به فاطمه سلام الله عليها (1) 
پس از فتح خيبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، اهل فدك تسليم شدند بدون آنكه لشكر اسلام در فتح آنجا شركت داشته باشند، و به حكم آيه ما افاء الله على رسوله چنين سرزمينهايى ملك شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله مى شود.
لذا سرزمين فدك به صورت يكپارچه از آن پيامبر صلى الله عليه و آله شد كه مى بايست مردم فدك در آن كار مى كردند و در آمد آن را به حضرت تسليم مى نمودند و فقط اجرت دريافت مى كردند.
بلافاصله پس از فتح فدك ، آيه وات ذا القربى حقه نازل شد، يعنى حق خويشان را به آنان بده ، و جبرئيل در بيان آن از طرف خداوند عرضه داشت : فدك را به فاطمه ع