 و خورندگان آن به ظلم ، آن را شعله ور كننده حميم در شعله هاى جهنم خواهند يافت .
اين بود داستان سرزمينى كه در يك روز شيرين به امر خداوند تعالى و به دست پيامبر صلى الله عليه و آله به بانوى بانوان جهان تقديم شد، و چهار سال در اوج شادمانى در آمد آن صرف مستمندان گرديد و چشمان بسيارى از نيازمندان منتظر رسيدن در آمد فدك بود تا از بخشش فاطمه سلام الله عليها زندگى خود را سامانى بخشند.
تا آنگاه كه به فاصله ده روز از رحلت بخشنده فدك ، يادگارى پيامبر صلى الله عليه و آله را به عجله از دست يادگار پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آوردند و شيرينى گذشته را به كام فاطمه سلام الله عليها و شيعيانش تلخ كردند و اشك شيعيان را تا آخر روزگار بر مظلوميت صاحب فدك حضرت زهرا سلام الله عليها جارى ساختند.
اكنون فدك بعنوان شاهدى محكم در دست شيعيان حضرت زهرا سلام الله عليها است كه با پيمودن قرنها خود را به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله مى رسانند و نداى جانسوز و آه دل شكسته يادگار وحى را پاسخ مثبت مى دهند. فاطمه سلام الله عليها اين مدرك قوى را به دست دوستان خود سپرده ، تا در هر كجا و هر زمان نشان دهند كه نسبت به مقام عصمت كبرى بى تفاوت نيستند.
اين سند محكم به طور علنى بر همگان روشن ساخت كه صاحب مقام رضى فاطمه رضى الله و آنكه غضب او غضب پروردگار است ، بر چه كسانى غضب كرد و آنان چگونه نارضايتى او را فراهم آوردند و عكس العمل حضرت در برابر آنان چه بود.
سيده زنان جهان ، در عمر خود يك بار خطابه ايراد نموده و مخاطب او تمامى نسلهاى آينده اند. درياى معارف اعتقادى كه بانوى علم در اين خطبه بلند براى انسانيت ارائه فرموده ، بزرگان علم را به شرح و تبيينش واداشته و بحرى عميق است كه كسى نتوانسته به منتهايش دست يابد. ما را نيز در اين مختصر، جز مطالعه متن آن مجال بيشترى نيست . در انتظار آخرين وارث زهرا سلام الله عليها روز شمارى مى كنيم تا بيايد و زربفت سخن مادر از چنان باز نمايد كه چشمها را جلا دهد و قلبها را از اين گنج دست ناخورده نورانى فرمايد.
این کتاب برگرفته شده از سایت اندیشه قم می باشد .

آدرس سایت : 
www.andisheqom.com

مسیر اصلی کتاب : 
صفحه اول/تاريخ اسلام/حضرت زهرا (س)  

 ::  با تشکر  ::
.::.  مدیریت کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش .::.	
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:191.txt">1 : حضرت زهرا سلام الله عليها به مسجد مى آيد  </a><a class="text" href="w:text:192.txt">2 : حمد و ثنا  </a><a class="text" href="w:text:193.txt">3 : بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و مسير رسالت  </a><a class="text" href="w:text:194.txt">4 : خطاب حضرت به مهاجرين و انصار </a><a class="text" href="w:text:195.txt">5 : قرآن و اهل بيت عليه السلام  </a><a class="text" href="w:text:196.txt">6 : حكمت دستورات الهى  </a><a class="text" href="w:text:197.txt">7 : بدانيد من فاطمه هستم  </a><a class="text" href="w:text:198.txt">8 : سير رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله  </a><a class="text" href="w:text:199.txt">9: على عليه السلام در تبليغ رسالت  </a><a class="text" href="w:text:200.txt">10 : رفتار مردم بعد از رحلت پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:201.txt">11 : فدك و ارث  </a><a class="text" href="w:text:202.txt">12 : خطاب به پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:203.txt">13 : خطاب به انصار  </a><a class="text" href="w:text:204.txt">14 : ظلم به فاطمه س در انظار مردم  </a><a class="text" href="w:text:205.txt">15 : با امامان كفر بجنگيد  </a><a class="text" href="w:text:206.txt">16 : خوارى حق به دست مردم  </a><a class="text" href="w:text:207.txt">17 : عار و عذاب بر كسى كه دختر پيامبر ص را خوار كند</a><a class="text" href="w:text:208.txt">18 : من دختر پيامبرتان هستم  </a><a class="text" href="w:text:209.txt">19 : جواب ابوبكر  </a><a class="text" href="w:text:210.txt">20 : حديث جعلى النبى لايورث  </a><a class="text" href="w:text:211.txt">21 : پاسخ ابوبكر </a><a class="text" href="w:text:212.txt">22 : تصريح قرآن به ارث انبياء س</a><a class="text" href="w:text:213.txt">23 : جواب ابوبكر  </a><a class="text" href="w:text:214.txt">24 : خطاب به مسلمانان  </a><a class="text" href="w:text:215.txt">25 : تاءثير خطبه حضرت  </a><a class="text" href="w:text:216.txt">26 : آنچه بين ابوبكر و عمر اتفاق افتاد  </a><a class="text" href="w:text:217.txt">27 : خطاب تهديدآميز ابوبكر به مردم  </a><a class="text" href="w:text:218.txt">28 : پاسخ ام سلمه به ابوبكر  </a><a class="text" href="w:text:219.txt">29 : خطاب حضرت با رافع و يادآورى غدير  </a><a class="text" href="w:text:220.txt">30 : شكايت به اميرالمؤ منين عليه السلام</a><a class="text" href="w:text:221.txt">31 : تسلى اميرالمؤ منين عليه السلام به حضرت زهرا سلام الله عليها  </a><a class="text" href="w:text:222.txt">32: عيادت زنان مهاجر و انصار </a><a class="text" href="w:text:223.txt">33: از على عليه السلام چه چيزى را نپسنديدند؟  </a><a class="text" href="w:text:224.txt">34 : چه كسى را به جاى على عليه السلام انتخاب كردند؟!  </a><a class="text" href="w:text:225.txt">35 : پيش بينى عاقبت غصب خلافت  </a><a class="text" href="w:text:226.txt">36 : خسارت امت با غصب حق على عليه السلام  </a><a class="text" href="w:text:227.txt">37 : عذرى كه پذيرفته نيست  </a></body></html>1 : الزهراء سلام الله عليها تاتى المسجد  
بسم الله الرحمن الرحيم
لما اجمع ابوبكر على منع فاطمه سلام الله عليها فدك و صرف عاملها منها و بلغها ذلك ، لاثت خمارها على راسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فى لمه من حفدتها و نساء قومها، تجر ادراعها، تطا ذيولها، ما تخرم مشيتها مشيه رسول الله صلى الله عليه و آله .
حتى دخلت على ابى بكر المسجد و هو فى حشد من المهاجرين و الانصار و غيرهم .
فنيطت دونها و دون الناس ملاءه فجلست . ثم انت انه ارتجت لها القلوب و ذرفت لها العيون و اجهش القوم لها بالبكاء و النحيب ، فارتج المجلس .
ثم امهلت هنيه حتى اذا سكن تشيج القوم و هدات فورتهم افتتحت الكلام بحمد الله و الثناء عليه و الصلاه على رسوله ، فعاد القوم فى بكائهم . فلما امسكوا عادت عليه السلام فى كلامها فقالت :
ترجمه :
1 : حضرت زهرا سلام الله عليها به مسجد مى آيد  
بسم الله الرحمن الرحيم
هنگامى كه ابوبكر تصميم نهايى خود را در مورد غصب فدك از حضرت زهرا سلام الله عليها گرفت و نماينده حضرت را از آنجا اخراج نمود و از اين اخبار به آن حضرت رسيد، سر مبارك را پوشانيدند و پوشش كامل بر تن نمودند و همراه عده اى زنان خدمتگذار و بانوان خويشاوندانشان ، براى اعتراض به ابوبكر به راه افتادند.
هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمين كشيده مى شد و پايين لباس زير پايشان مى رفت ، و راه رفتشان چنان بود كه گويا پيامبر صلى الله عليه و آله راه مى روند.
ابوبكر با عده زيادى از مهاجرين و انصار و ديگر افراد در مسجد نشسته بودند كه حضرت وارد شدند، و با آمدن حضرت پرده اى بين ايشان و مردم آويخته شد. حضرت زهرا سلام الله عليها نشستند و چنان از سوز دل ناله زدند كه قلبها لرزه در آمد و اشكها جارى شد و مردم را به گريه و ضجه واداشتند و مجلس را منقلب كردند. سپس لحظه اى درنگ نمودند تا صداى ناله هاى مردم خاموش گرديد و از جوش و خروش افتاد.
با آرمش مجلس ، حضرت صحبت خود را با حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز نمود، مردم با شنيدن كلام آن حضرت بار ديگر شروع به گريه كردند، و حضرت براى بار دوم سكوت كردند، و هنگامى كه مردم آرام گرفتند صحبت خ