ود را از سر گرفتند و چنين فرمودند:2 : الحمد و الثناء  
ابتداء بحمد من هو اولى بالحمد و الطول و المجد. الحمد الله على ما انعم ، و له الشكر على ما الهم ، و اثناء بما قدم من عموم نعم ابتداها، و سبوغ آلاء اسدادها، و احسان منن والاها.
احمده بمحامد جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن المجازاه امدها، و تفاوت عن الادراك ابدها، و ندبهم لا ستزادتها بالشكر لاتصالها، و استخذى الخلق بانزالها، و استحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها.
و اشهد ان لا اله الله وحده لا شريك له ، كلمه جعل الاخلاص تاءويلها، و ضمن القلوب موصولها، و ابان فى الفكر معقولها. الممتنع من الابصار روينه ، و من الالسن صفته ، و من الاوهام الا حاطه به . ابتدع الاشياء لا من شى ء كان قبلها، و انشاها بلا احتذاء امثله امتثلها.
كونها بقدرته و ذراها بمشيته ، من غير حاجه منه الى تكوينها و لا فائده له فى تصويرها الا تثبيتا لحكمته ، و تنبيها على طاعنه ، و اظهارا لقدرته ، و دلاله على ربوبيته و تعبدا لبريته ، و اعزازا لدعوته .
ثم جعل الثواب على طاعته ، و وضع العقاب على معصيته ، ذياده لعباده عن نقمنه و حياشه لهم الى جنته .
2 : حمد و ثنا  
كلام خود را آغاز مى كنم با حمد و سپاس خدايى كه به ستايش و فضل عزت و رفعت از همه كس سزاوارتر است .
سپاس خداوند را بر نعمتهايى كه عطا فرموده ، و تشكر از او بر آنچه الهام فرموده ، و ثنا بر نعمتهاى گسترده اى كه ابتداء عنايت نموده و نعمتهاى فراوانى كه عطا فرموده و تفضلات پى در پى كه مرحمت كرده است .
او را سپاس مى گويم با حمدهاى بى پايانى كه از حد شمارش بيرون است ، و قدرت بر شكر همه آنها نيست ، و نهايت آنها قابل درك نخواهد بود. نعمتهايى كه خداوند براى ازدياد و دوام آنها ما را دعوت به شكرگزارى نموده ، و بندگانش را بر فرستادن آنها مطيع خود گردانيده ، و براى كامل نمودن بخششهايش از آنان حمد و ستايش خود را خواسته ، و در كنار آن به طلب چنين نعمتهايى امر فرموده است .
گواهى مى دهم كه معبودى غير الله نيست . تنها او معبود است و شريكى ندارد. كلمه اى است كه تاءويل آن اخلاص است و متضمن رساندن قلوب به اعتقاد وحدانيت خداست ، و آنچه را كه عقل به آن پى مى برد در انديشه ها ظاهر نموده است . خداوندى كه امكان ديدنش و قدرت توصيف او براى كسى نيست ، و به خيال كسى نمى گنجد.
خداوندى كه تمام اشياء را بدون آنكه چيزى قبل از آنان باشد بوجود آورده ، و بى آنكه از نمونه هايى براى خلقت پيروى كرده باشد آنان را آفريده است .
با قدرتش به آنان وجود داده و با اراده خود آنان را خلق فرموده ، بدون آنكه نيازى به خلقت آنان داشته باشد يا فائده اى به او عائد شود. بلكه علت در خلقت آن است كه حكمت خود را بر ما سوايش معلوم نمايد. و آنان را به اطاعت خود متوجه كند و قدرت خويش را به ظهور برساند، و دلالت بر ربوبيتش نمايد و خلق را به عبادت خود بخواند و به دعوت خود عزت و غلبه بخشد. همچنين براى دورى آنان از عذابش و سوق آنان به بهشتش ‍ ثواب را بر اطاعت خود و عذاب را بر معصيتش قرار داده است .3 : بعثه الرسول الاعظم صلى الله عليه و آله و مسير الرساله  
و اشهد ان ابى محمدا عبده و رسوله ، اختاره قبل ان يجتبله ، و اصطفاه قبل ان يبتعثه ، و سماه قبل ان يستنجبه ، اذ الخلايق بالغيب مكنونه ، و بستر الاهاويل مصونه ، و بنهايه العدم مقرونه ، علما من الله تعالى بمائل الامور، و احاطه بحوادث الدهور، و معرفه بمواقع المقدور.
ابتعثه الله اتماما لامره ، و عزمته على امضاء حكمه ، و انفاذا لمقادير حتمه .
فراى الامم فرقا فى اديانها، عكفا على نيرانها، عابده لاوثانها، منكره لله مع عرفانها.
فانار الله بابى محمد صلى الله عليه و آله ظلمها، و فرج عن القلوب بهمها، و جلا عن الابصار عمهها، و عن الانفس غمها. و قال فى الناس بالهدايه فانقذهم من الغوايه ، و بصرهم من العمايه ، و هداهم الى الدين القويم ، و دعاهم الى الطريق المستقيم .
ثم قبضه الله عز و جل اليه قبض رافه و رحمه و اختيار، رغبه بمحمد عن تعب هذه الدار، موضوعا عنه اعباء الاوزار، محفوفا بالملائكه الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاوره الملك الجبار.
صلى الله على ابى نبيه و امينه الوحى و صفيه و خيريه من الخلق و رضيه ، فعليه الصلاه و السلام و رحمه الله و بركاته .
3 : بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و مسير رسالت  
و گواهى مى دهم كه پدرم حضرت محمد بنده و فرستاده اوست ، كه خداوند او را قبل از خلقتش اختيار نمود، و قبل از بعثتش او را برگزيده ، و پيش از انتخابش نام او را معرفى كرد. اين انتخاب هنگامى بود كه مردم در مخفيگاه غيب پنهان بودند و در پس پرده هاى هولناك مستور و به نهايت عدم مقرون بودند.
علت اين اختيار آن است كه خداوند به سرانجام كارها آگاه و به حوادث روزگار احاطه دارد، و به زمان وقوع مقدرات عارف است . براى اتمام امر خود او را مبعوث گردانيد، و به قصد اجراى احكام خود او را بر انگيخت ، و براى انفاذ مقررات حتمى خود او را به پيامبرى اختيار نمود. آن حضرت مردم را ديد كه هر گروهى داراى دين مخصوص به خود است ، و به آتشهاى افروخته خود روى آورده و بتان خود را پرستش مى نمايند، و با آنكه فطرتا معرفت خدا را دارند ولى منكر او هستند.
آنگاه خداوند متعال به بركت پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ظلمت ها را به نورانيت مبدل ساخت ، و از قلبها قساوت را بر طرف نمود، و از ديده ها تحير را زايل كرد، و مطالب مبهم را براى همگان روشن نمود. آن حضرت دعوت الهى خود را با هدف هدايت مردم آغاز كرد و آنان را از گمراهى نجات داد، و از لجاجتها آگاهى بخشيد، و آنان را به دينى محكم هدايت نمود، و به راه مستقيم فرا خواند.
سپس خداوند عز و جل او را با راءفت و رحمت و اختيار به سوى خود خواند تا او را از خستگى اين دنيا آسوده گرداند و سنگينى بار ناملايمات را از او بردارد، و او را در احاطه ملائكه ابرار و رضوان پروردگار غفار و مجاورت ملك جبار قرار دهد. درود خدا بر پدرم پيام آور و امين وحى خدا و برگزيده و منتخب از خلق و مرضى او. درود و سلام و رحمت و بركات الهى بر او باد.4 : خطابها مع المهاجرين و الانصار  
ثم التفتت عليه السلام الى اهل المجلس لجميع المهاجرين و الانصار:
و انتم عباد الله امره و نهيه ، و حمله دينه و وحيه ، و امناء الله على انفسكم ، و بلغاوه الى الامم حولكم . زعيم حق لله فيكم ، و عهد قدمه اليكم .
4 : خطاب حضرت به مهاجرين و انصار 
آنگاه حضرت زهرا سلام الله عليها متوجه اهل مجلس شدند، و خطاب به تمام مهاجرين و انصار فرمودند:
شما بندگان خدا پرچم و علم امر و نهى الهى ، و در بر دارنده دين و وحى او و پاسداران خدا بر خود، و رساننده احكام الهى به ديگر امتهايى هستيد كه در اطراف شمايند. در بين شما شخصى است كه استحقاق زعامت دارد، و او كسى است كه قبلا در مورد اطاعت او متعهد شده ايد.5 : القرآن و اهل البيت عليه السلام  
و نحن بقيه استخلفها عليكم ، و معنان كتاب الله الناطق و القرآن الصادق و النور الساطع 