ليه و آله لا عتلقه ، و لسار بهم سيرا سجحا لا يكلم خشاشه و لا يكل سائره و لا يتعتع راكبه ؛ و لا وردهم منهلا نميرا رويا صافيا فصفاضا تطفح ضفتاه و لايترنق جانباه ؛ و لا صدرهم بطانا قد تخير لهم الرى ، غير متحمل منه بطائل الا بغمر الناهل و ردعه سوره الساغب ؛ و لفتحت عليهم بركات من السماء و الارض .
و لكنهم نغوا فسيا خذهم الله بما كانوا يكسبون ، و الذين ظلموا من هوالا سيصيبهم سيئات ما كسبوا و ما هم بمعجزين .
34 : چه كسى را به جاى على عليه السلام انتخاب كردند؟!  
به خدا سوگند، اگر از گرفتن مهارى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به او (على عليه السلام ) سپرده بود خوددارى مى كردند با او انس مى گرفت و آنان را چنان به آرامى سير مى داد كه محل بستن مهار زخمى نكند و حركت دهنده آن خسته نشود و سواره آن به اضطراب نيفتد. و آنان را بر سر آبى فراوان و گوارا و زلال و وسيع مى برد كه آب آن از دو طرف نهر لبريز باشد و دو سوى آن گل آلود نشود، و آنان را از آنجا سيراب بيرون مى آورد. در حالى كه براى آنان سيرابى را پسنديده ، خود از آن استفاده نمى كرد مگر بقدر رفع عطش سيراب و دفع شدت گرسنگى .
و اگر خلافت را به او مى سپردند بركات آسمان و زمين بر آنان گشوده مى شد، ولى آنان از حق روى گردانيدند، پس به زودى خداوند آنان را به آنچه براى خود كسب كرده اند مواخذه مى نمايد و به زودى مى رسد به كسانى كه ظلم نمودند سزاى آنچه كسب كرده اند و نمى توانند مانع چنين عاقبتى شوند.35 : من الذى استبدلوه بعلى عليه السلام  
الا هلم فاسمع و ما عشت اراك الدهر عجبا، و ان تعجب فقد اعجبك الحادث !
الى اى نحو اتجهوا؟ و الى اى سناد استندوا؟ و على اى عماد عتمدوا؟ و بايه عروه تمسكوا؟ و على ايه ذريه اقدموا و احتنكوا؟ و لمن اختاروا و لمن تركوا؟ لبئس المولى و لبئس العشير بئس للظالمين بدلا.
استبدلوا و الله الذنابى باقوادم ، و الحرون باقاحم ، و العجز بالكاهل .
فرغما لمعاطس قوم يحسبون انهم يحسنون صنعا! الا انهم هم المفسدون و لكن لايشعرون .
و يحهم ! و افمن يهدى الى الحق احق ان يتبع ، امن لا يهدى الا ان يهدى ؟ فما لكم ، كيف تحكمون ؟
35 : پيش بينى عاقبت غصب خلافت  
هان ، بيا و بشنو، و تا زنده اى روزگار امر عجيبى را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب كنى بدان كه همين حادثه تو را به تعجب وا داشته است !
به كدام سو روى آورده اند؟! و به كدام تكيه گاهى اتكا نمودند؟!. به كدام پايه اى اعتماد نمودند؟! و به كدام دستاويزى چنگ زدند؟! و بر ضد كدامين ذريه اى اقدام كردند و بر آنان چيره شدند؟! و براى چه كسى انتخاب كرند و براى چه كسى رها نمودند؟! چه بد سرپرستى و چه بد دوستانى ! و براى ظالمين چه بد جايگزينى است .
به خدا سوگند پس ماندگان را به جاى پيشتازان ، و ترسوى نادان را به جاى دلير آگاه ، و فرومايگان را به جاى معتمدان خود قرار دادند. بينى شان بر خاك ماليده باد و پشيمان شوند قومى كه گمان مى كنند كار درستى انجام مى دهند. بدانيد كه آنان مفسدند ولى خود نمى دانند.
واى بر آنان ! آيا كسى كه به حق هدايت مى كند سزاوارتر به پيروى است يا كسى كه خود هدايت نيافته مگر آنكه هدايت شود؟ شما را چه شده است ؟! چگونه حكم مى كنيد؟!36 : انذر هم بعاقبه الاغتصاب  
اما لعمر الله لقد لقحت نن فنظره ريثما تنتج ، ثم احتلبوا طلاع القعب دما عبيطا و ذعافا ممقرا. هنالك يخسر المبطلون ، و يعرف التالون غب ما اسس الاولون .
ثم طيبوا بعد ذلك عن انفسكم نفسا، و اطمانوا للفتنه جاشا، و ابشروا بسيف صارم و سطوه معتد غاشم و هرج شامل و استبداد من الظالمين ، يدع فيئكم زهيدا و جمعكم حصيدا.
فيا حسره لكم ! و انى بكم و قد عميت عليكم ، انلز مكموها و انتم لها كارهون ؟!
36 : خسارت امت با غصب حق على عليه السلام  
بدانيد قسم به لايزالى خداوند، هم اكنون فتنه بار دار شده است ! پس زمان كوتاهى منتظر بمانيد تا ثمره اش ظاهر گردد. آنگاه از آن كاسه اى لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده بدوشيد. آنگاه است كه اهل باطل زيان مى كنند، و آيندگان از نتيجه آنچه پيشينيان پايه گذارده اند آگاه مى شوند.
سپس خيال خود را راحت كنيد و قلب خود را براى نزول فتنه قوى كنيد و بشارت باد شما را بر شمشيرى برنده ، و قهر و غلبه متجاوز ظالم ، و هرج و مرج دائمى و عمومى ، و زورگويى ظالمين به گونه اى كه اموال عمومى را غارت مى كند و براى شما چيز كمى را باقى مى گذارد و جمع شما را درو كرده و نابود مى نمايد.
افسوس بر شما! چگونه خواهيد بود هنگامى كه دچار سر در گمى مى شويد؟ آيا حق را به زور به شما بقبولانيم و در حالى كه خودتان مايل نيستيد؟!37 : عذر لا يقبل بعد التقصير  
فاعادت النساء قولها عليه السلام على رجالهن ، فجاء اليها قوم من وجوه المهاجرين و الانصار معتذرين و قالوا: يا سيده النساء لو كان الوالحسن ذكر لنا هذا الامر من قبل ان نبرم العهد و نحكم العقد لما عدلنا عنه الى غيره .
فقالت عليه السلام : اليكم عنى ، فلا عذر بعد تعذيركم و لا امر بعد تقصير كم .
در اينجا متن عربى خطبه فاطمى فدك پايان مى پذيرد.
37 : عذرى كه پذيرفته نيست  
زنان عيادت كننده فرمايشات حضرت زهرا سلام الله عليها را براى مردان خود بازگو كردند.
پيرو آن عده اى از بزرگان مهاجرين و انصار بعنوان عذر خواهى نزد حضرت آمده و گفتند: اى سيده النساء اگر ابوالحسن (على عليه السلام ) اين مسئله را قبل از آنكه پيمانى ببنديم و عقدى را محكم كنيم به ما ياد آور مى شد، ما او را رها نكرده سراغ ديگرى نمى رفتيم .
حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: از من دور شويد (بس كنيد)، كه با بهانه هاى بيهوده تان عذر شما پذيرفته نيست و با كوتاهى هاى شما جاى هيچ سخنى باقى نمانده است !
مدارك خطبه فدك 
در طول تاريخ تاكيد خاصى بر حفظ متن براى اين خطبه بوده كه هم درياى معارف اعتقادى است و هم يادگار مادر شيعه و سند مظلوميت اوست .
بيش از 230 كتاب مستقل به زبانهاى فارسى ، عربى ، اردو، تركى ، انگليسى و فرانسوى در موضوع فدك تاءليف شده ، كه 100 كتاب آن درباره خطابه حضرت زهرا سلام الله عليها و شرح و تفسير آن است .
-- سند خطابه حضرت زهرا سلام الله عليها  
اسناد بلند و معتبر خطابه زهرا سلام الله عليها از اميرالمؤ منين عليه السلام و فرزندان آن حضرت آغاز مى شود. زينب كبرى سلام الله عليها دختر پنج ساله فاطمه سلام الله عليها در آن غوغاى حق كشى صداى مادر را در سينه ضبط نمود و به نسلهاى مسلمين رساند و تا امروز اثر آن زنده مانده است . همچنين امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر و امام صادق عليه السلام بعنوان ناقلين خطبه مادرشان فاطمه سلام الله عليها آن را به اصحابشان آموخته اند.
نكته اى كه در اين مورد جلب توجه مى كند جنبه ادبى بسيار بالاى خطبه است كه باعث شده عده اى از راويان و مولفين غير شيعه نيز اين خطبه مفصل را با جزئياتش نقل كنند.
از نمونه هاى بسيار جالب ، نقل اين خطبه در كتاب المنظوم و المنثور من الكلام نسوان العرب من الخطب و الشعر است كه مولف آن از علماى متقدم سنى است ، و نسخه خطى 