﻿#497- او است خدايي كه گواهي دهد براي او نشانه‏هاي هستي بر دل انكار كننده#497- هو اللَّه الّذي تشهد له اعلام الوجود علي قلب ذي الجحود#498- خداوند جلّ جلاله را چشمها هرگز آشكارا نبيند، اما دلها با نيروي حقيقت ايمان، وي را درك كنند#498- لا تدرك اللَّه جلّ جلاله العيون بمشاهدة الأعيان، لكن تدركه القلوب بحقائق الايمان#499- خداي سبحان (چنان است كه) در خردها نگنجد، و در مسير وزش افكار در كيفيّت خاصّي قرار نگيرد، و در وهمها در نيايد تا به تصرّف آنها در آيد و محدود شود#499- لم يتناه سبحانه في العقول فيكون في مهبّ فكرها مكيّفا، و لا في روّيات خواطرها محدّدا مصرّفا#500- خداي سبحان را خردها نبيند تا از وي بازگو كند، بلكه خداي تعالي پيش از توصيف هر وصف كننده‏اي خود آغاز به وصف خود كرده است#500- لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه، بل كان تعالي قبل الواصفين به له#501- غواصّان درياي علوم و زيركي دركش نكنند، و همّتهاي والا و افكار بلند به كنه ذاتش نرسند#501- غوص الفطن لا يدركه، و بعد الهمم لا يبلغه#502- نزديك هر چيز است امّا نه اين كه پوشيده باشد با آن، دور است از آنها امّا نه اين كه از آنها جدا باشد#502- قريب من الاشياء غير ملابس بعيد منها غير مباين#503- نه به درون چيزها رفته، و نه از آنها بيرون آمده است#503- ليس في الاشياء بوالج و لا عنها بخارج#504- نه حلول كرده است خداي سبحان در چيزها كه پندار شود در آنهاست، و نه دور است از چيزها كه گفته شود از آنها جداست#504- لم يحلل اللَّه سبحانه في الأشياء فيكون فيها كائنا و لم ينأ عنها فيقال هو عنها بائن#505- كسي كه در باره ذات خداي تعالي تفكر كند، الحاد ورزيده از دين بيرون رود#505- من تفكّر في ذات اللَّه الحد#506- كسي كه در باره ذات خداي تعالي بينديشد و تفكر نمايد، بي دين گردد#506- من تفكّر في ذات اللَّه تزندق#507- چهره‏ها در برابر عظمتش فروتن و خاضع، و دلها از هيبتش ترسان، و جانها در راه رسيدن به خشنودياش خود را فاني سازند#507- تعنو الوجوه لعظمة اللَّه و تجل القلوب من مخافته، و تتهالك النّفوس علي مراضيه#508- هر چه را تنها و واحد خوانند بجز خداي سبحان اندك و تنهاست(جز خداي سبحان كه در عين وحدت و يگانگي بيانتها و فرمانرواست)#508- كلّ مسمّي بالوحدة غير اللَّه سبحانه قليل#509- كسي كه خداي سبحان را به يكتايي و يگانگي بشناسد، هيچ گاه او را به خلق تشبيه نكند#509- من وحّد اللَّه سبحانه لم يشبّهه بالخلق#510- خداي سبحان عقلها را بر چگونگي صفات خويش آگاه نساخته، امّا از مقدار لازم نيز در باره شناخت خود آنها را باز نداشته#510- لم يطّلع اللَّه سبحانه العقول علي تحديد صفته، و لم يحجبها عن واجب معرفته#511- علم و دانش خداي سبحان اعماق پرده‏هاي غيب را شكافته، و به عقايد پيچيده و پنهان احاطه كرده است#511- خرق علم اللَّه سبحانه باطن غيب السّترات، و احاط بغموض عقائد السّريرات#512- براستي كه خداي سبحان نزد آنچه پنهان كرده هر انساني در درون خود، و گفتار هر گوينده و عمل هر عمل كننده حاضر و بدان آگاه است#512- انّ اللَّه سبحانه عند اضمار كلّ مضمر، و قول كلّ قائل، و عمل كلّ عامل#513- هر پنهاني، نزد خدا آشكار است#513- كلّ سرّ عند اللَّه علانية#514- هر قادر و توانايي جز خداي سبحان مقدور (و تحت قدرت او) است#514- كلّ قادر غير اللَّه سبحانه مقدور#515- هر غالبي جز خداوند مغلوب است#515- كلّ غالب غير اللَّه مغلوب#516- هر طالب و جوينده‏اي جز خداوند مطلوب است#516- كلّ طالب غير اللَّه مطلوب#517- هر مالك و دارنده‏اي جز خداي سبحان مملوك است#517- كلّ مالك غير اللَّه سبحانه مملوك#518- هر نيرومندي جز خداي سبحان ناتوان است#518- كلّ قويّ غير اللَّه سبحانه ضعيف#519- هر چيزي در پيشگاه خدا خاشع (فروتن و افتاده) است#519- كلّ شي‏ء خاشع للَّه#520- هر دروني در پيشگاه خدايي كه نعمتهايش والاست، آشكار و ظاهر است#520- كلّ باطن عند اللَّه جلّت آلاؤه ظاهر#521- اگر براي پروردگارت شريكي بود رسولان و پيامبران او نيز نزد تو آمده بودند#521- لو كان لربّك شريك لاتتك رسله#522- در شگفتم از كسي كه در قدرت خدا ترديد كند با اين كه آفريده او را ميبيند#522- عجبت لمن يشّك في قدرة اللَّه و هو يري خلقه#523- براستي كه خداي سبحان به بندگان خود امر فرموده در حالي كه در انجام آن مخيّر هستند (و مجبورشان نكرد) و نهيشان فرمود تا بترسند و دست بدارند، آنچه تكليف كرده آسان و تكليف دشواري نكرده، در برابر كار كم پاداش بسيار دهد، نافرمانياش نكنند از آن رو كه بر او چيره ناگزيرند، پيامبران را به بازيچه نفرستاد، و كتاب آسماني را بيهوده نازل نكرد، و آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنها است باطل و بيهدف نيافريد، اين پندار كساني است كه كافر شدند، واي بر آن كافران از آتش دوزخ#523- انّ اللَّه سبحانه امر عباده تخييرا، و نهاهم تحذيرا، و كلّف يسيرا، و لم يكلّف عسيرا، و اعطي علي القليل كثيرا، و لم يعص مغلوبا، و لم يطع مكرها، و لم يرسل الانبياء لعبا، و لم ينزل الكتاب عبثا، و ما خلق السّماوات و الارض و ما بينهما باطلا، ذلك ظنّ الّذين كفر#524- دستور نداده خداوند سبحان شما را مگر به چيز نيكو، و نهي نكرده است شما را مگر از چيز زشت#524- لم يأمركم اللَّه سبحانه الّا بحسن و لم ينهكم الّا عن قبيح#525- وا نگذارده است خداي سبحان خلق خود را كه از آنان غافل باشد و نه آنكه كارشان را به خودشان وا گذارده باشد#525- لم يترك اللَّه سبحانه خلقه مغفلا و لا أمرهم مهملا#526- خداي سبحان چنان نيست كه أحدي (از بندگان خود را) گمراه كند، و خداوند نسبت به بندگان خود ستمكار نيست#526- ما كان اللَّه سبحانه ليضلّ احدا و ليس اللَّه بظلّام للعبيد#527- چه بزرگ است بردباري خداي سبحان از آنان كه اهل عناد و دشمني هستند، و چه بسيار است گذشت و عفو او از بندگان ولخرج و اسرافكار#527- ما اعظم حلم اللَّه سبحانه عن اهل العناد و ما اكثر عفوه عن مسرفي العباد#528- براستي كه انعام اندك از خداي سبحان، گراميتر است از انعام بسياري كه از خلق او باشد#528- انّ اليسير من اللَّه سبحانه لاكرم من الكثير من خلقه#529- مؤمن كسي است كه دوستياش براي خدا، و خشمش براي خدا، و گرفتنش براي خدا، و واگذاردنش براي خدا باشد#529- المؤمن من كان حبّه للَّه و بغضه للَّه و اخذه للَّه و تركه للَّه#530- مجموعه خير و خوبي در دوستي كردن در راه خدا و دشمني كردن در راه خدا و محبّت در راه خدا و بغض در راه خدا است (يعني محور همه كارها بايد خدا باشد)#530- جماع الخير في الموالاة في اللَّه، و المعاداة في اللَّه، و المحبّة في اللَّه، و البغض في اللَّه#531- كسي كه در راه خدا عطا كند و در راه خدا جلوگيري كند و در راه خدا دوست بدارد و در راه خدا دشمن بدارد، براستي كه ايمان خود را به كمال رسانده است#531- من اعطي في اللَّه، و منع في اللَّه، و أحبّ في اللَّه، و أبغض في اللَّه فقد استكمل الايمان#532- نهايت ايمان دوستي كردن در راه خدا و دشمني كردن در راه خدا و بخشش كردن در راه خدا و پيوند كردن در راه خداي سبحان است#532- غاية الايمان الموالاة في اللَّه، و المعاداة في اللَّه، و التّباذل في اللَّه، و التّواصل في اللَّه سبحانه#533- كسي كه دوست دارد ايمانش كامل گردد بايد كه دوستياش در راه خدا، دشمنياش در راه خدا، خوشنودياش در راه خدا و خشمش در راه خدا باشد#533- من أحبّ أن يكمل ايمانه فليكن حبّه للَّه، و بغضه للَّه، و رضاه للَّه، و سخطه للَّه#534- كامل نشود ايمان بنده‏اي تا اين كه دوست بدارد هر كه را خداي سبحان دوست ميدارد، و مبغوض دارد هر كه را خداي سبحان مبغوض دارد#534- لا يكمل ايمان عبد حتّي يحبّ من احبّه اللَّه سبحانه، و يبغض من ابغضه اللَّه سبحانه#535- با هر كه پيوند ميكنيد در راه خدا پيوند كنيد، و از هر كه دوري ميكنيد در راه خدا دوري كنيد#535- واصلوا من تواصلونه في اللَّه و اهجروا من تهجرونه في اللَّه سبحانه#536- در همه كارها خويشتن را به معبود خود بسپار، كه در اين صورت به راستي آن را به دژ محكمي سپرده‏اي#536- الجيء نفسك في الامور كلّها الي الهك، فانّك تلجئها الي كهف حريز#537- آيا هيچكس نيست كه قبل از بيرون رفتن جانش آماده ديدار پروردگار خود باشد#537- الا مستعدّ للقاء ربّه قبل زهوق‏#538- محكم‏ترين وسيله‏اي كه ميتوان به دست گيري وسيله‏اي است كه ميان تو و خداوند باشد#538- اوثق سبب اخذت به سبب بينك و بين اللَّه#539- به راستي اين كه ما ميگوييم «انّا للَّه»ما از آن خداييماقراري است بر خود كه ما ملك او هستيم، و گفتارمان «انّا اليه راجعون»و به سوي او باز گرديماقراري است بر خود كه ما نابود شدني هستيم#539- انّ قولنا: «انّا للَّه» اقرار علي انفسنا بالملك و قولنا: «انّا اليه راجعون» اقرار علي انفسنا بالهلك#540- اگر بتواني كاري كني (و چنان زندگي كني) كه ميان تو و ميان خداوند ولي نعمت ديگري نباشد اين كار را بكن#540- ان استطعت أن لا يكون بينك و بين اللَّه ذو نعمة فافعل#541- براستي كه شما اگر رو آوريد به خدا بخوبي و رستگاري رو آورده‏ايد و اگر روي بگردانيد هم از او رو گردانده‏ايد#541- انّكم ان اقبلتم علي اللَّه اقبلتم و ان ادبرتم عنه أدبرتم#542- براستي كه تو اگر با خدا بجنگي ربوده شوي و نابود گردي#542- انّك ان حاربت اللَّه حربت و هلكت#543- هر گاه خداوند بنده‏اي را دوست بدارد او را به محبّت خود سرگرمش سازد#543- اذا اكرم اللَّه عبدا شغله بمحبّته#544- هر گاه ديدي خداوند تو را با خلق خود مأنوس و سرگرم ساخته و از ذكر خود رمانده است، آن وقت است كه به راستي تو را مبغوض داشته است#544- اذا رأيت اللَّه يؤنسك بخلقه و يوحشك من ذكره فقد أبغضك#545- دوستي كن به سوي خدا به وسيله ميل و رغبت بدانچه نزد او است(يعني با اطاعت و فرمانبرداري او اجر و پاداش حق را بطلب)#545- تحبّب الي اللَّه سبحانه بالرّغبة فيما لديه#546- به سوي خداي سبحان تقرّب جوي كه به راستي خداوند نزديك گرداند به خود آنها كه به درگاهش تقرّب جويند#546- تقرّب الي اللَّه سبحانه فانّه يزلف المقرّبين اليه#547- به درگاه خداي سبحان نزديكي و تقرّب بجوي به وسيله سجده و ركوع و افتادگي و خشوع در برابر عظمت و بزرگي او#547- تقرّب الي اللَّه سبحانه بالسّجود و الرّكوع و الخضوع لعظمته و الخشوع#548- كسي كه در پناه خداست در امان و آسوده خاطر است، ولي دشمن او ترسان و بيمناك است#548- جار اللَّه سبحانه آمن، و عدوّه خائف#549- از دشمنان خدا جدايي شويد (و از آنها فاصله گيريد) و با دوستان خدا پيوند كنيد#549- زايلوا أعداء اللَّه و واصلوا اولياء اللَّه#550- آن كس كه هدف و مقصودي جز خدا دارد تباه گشته#550- ضاع من كان له مقصد غير اللَّه#551- چگونه نجات و رهايي يابد كسي كه از خدا بگريزد (زيرا هر جا برود از آن خدا است)#551- كيف ينجو من اللَّه هاربه#552- خوشا به حال كسي كه مراقب پروردگار خويش است و از گناه خود بيمناك است#552- طوبي لمن راقب ربّه و خاف ذنبه#553- پيوند كنيد با آنكه واسطه ميان شما و خداست تا نيكبخت شويد#553- صلوا الّذي بينكم و بين اللَّه‏ تسعدوا#554- پيوند كن با آنكه واسطه ميان تو و خداوند است تا در بازگشت خود نيكبخت گردي#554- صل الّذي بينك و بين اللَّه تسعد بمنقلبك#555- بر تو باد كه در همه كارها به خدا چنگ زني كه خداوند از هر چيز نگهدارنده است#555- عليك بالاعتصام باللَّه في كلّ امورك فانّها عصمة من كلّ شي‏ء#556- فرار كنيد به سوي خدا (و از هر چيز به سوي او بگريزيد) و از او (به سوي چيز ديگري) فرار نكنيد كه به راستي او شما را دريابد و هرگز نميتوانيد او را درمانده كنيد#556- فرّوا الي اللَّه سبحانه و لا تفرّوا منه، فانّه مدرككم و لن تعجزوه#557- كسي را كه خدا در طلب او باشد پناهي و پناهگاهي ندارد#557- ليس لمن طلبه اللَّه مجير#558- چگونه تباه شود كسي كه خداوند كفيل و پايندان او است#558- كيف يضيع من اللَّه كافله#559- كسي كه با خدا دشمني كند شكسته شود و شكسته خورد#559- من عاند اللَّه قصم#560- كسي كه كار خود را به خدا واگذارد قوي پشت گردد#560- من سلّم امره الي اللَّه استظهر#561- هرگز به آفريدگار نپيوندي تا اين كه از خلق خدا ببري و منقطع گردي#561- لن تتّصل بالخالق حتّي تنقطع عن الخلق#562- كسي كه به خدا اعتماد و تكيه كند بي نياز گردد#562- من وثق باللَّه غني#563- كسي كه با خدا بجنگد ربوده شود#563- من حارب اللَّه حرب#564- كسي كه از خدا ببرد و به غير خدا پيوند كند بدبخت گشته و به رنج و تعب دچار گردد#564- من انقطع الي غير اللَّه شقي و تعنّي#565- كسي كه از خدا رخصت خواهد خدايش رخصت دهد (و حاجب و درباني ندارد)#565- من استأذن علي اللَّه اذن له#566- خداي سبحان شما را بيهوده نيافريده و مهمل وا نگذارده، و سرگردان در گمراهي و نابينايي رها نكرده است#566- لم يخلقكم اللَّه سبحانه عبثا، و لم يترككم سدي، و لم يدعكم في ضلالة و لا عمي#567- خداي سبحان آفريدگان را به خاطر تنهايي خود نيافريد، و براي سود و نفعي آنها را وادار به كار نكرد#567- لم يخلق اللَّه سبحانه الخلق لوحشة، و لم يستعملهم لمنفعة#568- كسي كه ديدار خداي سبحان را دوست ميدارد از دنيا كنده شده و جدا گردد#568- من احبّ لقاء اللَّه سبحانه سلا عن الدّنيا#569- چه كسي مغبون‏تر است از آنكه خداي سبحان را به ديگري جز او فروخته است#569- من اغبن ممّن باع اللَّه سبحانه بغيره#570- كسي كه خواهان باشد چيزي را كه نزد خداست به آرزوهايش برسد#570- من رغب فيما عند اللَّه بلغ آماله#571- كسي كه با خداي سبحان به صلاح و درستي رفتار كرده باشد با هيچ كس تباهي و فساد ندارد (و همگان او را گرامي دارند)#571- من صلح مع اللَّه سبحانه لم يفسد مع احد#572- كسي كه با خدا كار خود را تباه كرده باشد با هيچ كس اصلاح نتواند كرد#572- من فسد مع اللَّه لم يصلح مع احد#573- كسي كه به خداي سبحان را پايگاه اميدش قرار دهد، خداي تعالي كار دين و دنياي او را كفايت كند#573- من جعل اللَّه سبحانه موئل رجائه كفاه امر دينه و دنياه#574- كسي كه خدا ياورش باشد بر دشمن خود پيروز شود، و خداوند (همانند) ياران و پشتيباناني براي او باشد#574- من يكن اللَّه نصيره يغلب خصمه و يكن له حزبا#575- كسي كه خدا مدّعي او باشد دليلش را باطل گرداند، و دشمن او باشد#575- من يكن اللَّه خصمة يدحض حجّته و يكن له حربا#576- كسي كه آرزومند خدا باشد نهايت اميد و آرزوي خود را دريابد#576- من يكن اللَّه امله، يدرك غاية الامل و الرّجاء#577- كسي كه به خاطر خداي سبحان چيزي را واگذارد خداوند به جاي آن، بهتر از آنچه را واگذارده به او بدهد#577- من ترك للَّه سبحانه شيئا عوّضه اللَّه خيرا ممّا ترك#578- هيچ گاه خود را در مقام نبرد با خدا قرار مده زيرا تو تاب كيفر او را نداري، و از عفو و رحمت او بينياز نيستي#578- لا تنصبنّ نفسك لحرب اللَّه، فلا يدلك بنقمته، و لا غني بك عن رحمته#579- خداي سبحان را محترم شماريد و از محرّمات الهي پرهيز كنيد و دوستانش را دوست بداريد#579- وقّروا اللَّه سبحانه و اجتنبوا محارمه و احبّوا احبّاءه#580- شايسته است براي كسي كه خداي سبحان را بشناسد كه در آنچه نزد او است رغبت كند#580- ينبغي لمن عرف اللَّه سبحانه ان يرغب فيما لديه#581- كلمه «لا اله الّا اللَّه» تصميم قطعي ايمان، و باز كننده درب نيكي و احسان، و موجب خشنودي خداي رحمان، و دور كننده شيطان است#581- لا اله الّا اللَّه عزيمة الايمان، و فاتحة الاحسان، و مرضاة الرّحمن، و مدحرة الشّيطان#582- كسي كه به چيزي جز خداي سبحان آرزومند باشد آرزوهاي خود را دروغ و پوچ دريابد#582- من امّل غير اللَّه سبحانه اكذب آماله#583- كسي كه به خدا ايمان داشته باشد به او پناه برد#583- من آمن باللَّه لجأ اليه#584- كسي در راه شناخت خداوند بر رأي خود و قياس اعتماد و تكيه كند گمراه شود و كارها بر او پراكنده شود#584- من اعتمد علي الرّأي و القياس في معرفة اللَّه ضلّ و تشعّبت عليه الأمور#585- چه هولناك است پروردگار آنچه را مشاهده ميكنيم از ملكوت تو، و چه كوچك است اين در جنب آنچه پنهان است بر ما از سلطنت بزرگ تو#585- ما أهول اللّهم ما نشاهده من ملكوتك، و ما أحقر ذلك فيما غاب عنّا من عظيم سلطانك#586- به راستي كه علم خداي سبحان باطنها و نهانها را فرا گرفته و برونها را شماره كرده است#586- قد احاط علم اللَّه سبحانه بالبواطن، و احصي الظّواهر#587- به راستي كه دوستان خدا بيشتر از مردم ديگر به ياد او هستند و شكر و سپاسشان از ديگران پا بر جا تر و صبر و شكيبائيشان بر بلاي او بزرگتر است#587- انّ أولياء اللَّه لاكثر النّاس له ذكرا و ادومهم له شكرا و اعظمهم علي بلائه صبرا