﻿#599- برترين (مرتبه) دين كوتاه كردن آرزو است، و برترين عبادت اخلاص عمل#599- افضل الدّين قصر الامل و افضل العبادة اخلاص العمل#600- به راستي كه زيانكارترين مردمان در معامله و نوميدترين‏شان در تلاش و كوشش، كسي است كه تن خويش را در راه به دست آوردن آرزوهاي خود فرسوده كرده، ولي مقدّرات در رسيدن به خواسته‏اش او را ياري نكرده، از دنيا با حسرتهاي خود بيرون رفته و در خانه آخرت با وبالهاي آن#600- انّ اخسر النّاس صفقّة و اخيبهم سعيا، رجل اخلق بدنه في طلب آماله و لم تساعده المقادير علي ارادته، فخرج من الدّنيا بحسراته و قدم علي الآخرة بتبعاته#601- به راستي كه خداي سبحان مبغوض دارد آنها را كه آرزوشان طولاني و بد عمل هستند#601- انّ اللَّه سبحانه ليبغض الطّويل الامل السّيء العمل#602- طولانيترين مردم در آرزو بدترين آنها در عمل هستند#602- اطول النّاس املا اسوءهم عملا#603- دروغ‏ترين چيزها آرزو است#603- اكذب شي‏ء الامل#604- كجا فريب ميدهد شما را آرزوهاي دروغ#604- اين تخدعكم كواذب الآمال#605- دورترين چيزها آرزو است#605- أبعد شي‏ء الامل#606- بپرهيز از آرزوي دور و دراز كه چه بسا فريب خورده‏اي كه به آرزوي دراز خويش مفتون گشته و كار خود را تباه كرده و مرگش سر رسيده، كه نه به آرزويش رسيده و نه آنچه را از دست داده تدارك كرده است#606- ايّاك و طول الامل فكم من مغرور افتتن بطول امه، و افسد عمله و قطع اجله، فلا امله ادرك و لا ما فاته استدرك#607- بپرهيز از تكيه كردن بر آرزوها كه اين كار، شيوه بيخردان است#607- ايّاك و الثّقة بالآمال فانّها من‏ شيم الحمقي#608- آرزو را دروغ بدان و بدان تكيه مكن، كه به راستي آرزو فريب است و آرزومند بدان، فريب خورده است#608- اكذب الامل و لا تثق به، فانّه غرور و صاحبه مغرور#609- پرهيز كنيد از آرزوي شكست خورده و مغلوب، و نعمت ربوده شده#609- احذروا الامل المغلوب و النّعيم المسلوب#610- بپرهيزيد از آرزوي باطل، چه بسا مردمي كه به استقبال روزي رفته‏اند كه آن را به پايان نبرده‏اند، و چه بسا كسي كه در آغاز شب مورد غبطه ديگران بوده ولي در پايان شب (از دنيا رفته و) سوگوارانش بر او گريسته‏اند#610- اتّقوا باطل الأمل فربّ مستقبل يوم ليس بمستدبره، و مغبوط في اوّل ليلة قامت بواكيه في آخره#611- بپرهيزيد از فريب آرزوها كه بسا آرزومند روزي كه آن روز را در نيابد، و سازنده ساختماني كه در آن سكونت نكند، و گرد آورنده مالي كه آن را نخورد، و شايد آن مال را از راه باطلي گرد آورده، و (يا) از طريق حقّي كه آن را نداده، و به صورت حرام به آن مال رسيده و گناه#611- اتّقوا خداع الآمال فكم من مؤمّل يوم لم يدركه، و باني بناء لم يسكنه، و جامع مال لم يأكله، و لعلّه من باطل جمعه و من حقّ منعه، اصابه حراما و احتمل به اثاما#612- آدم ناتوان بر آرزوي خود تكيه كند، و در عمل كوتاهي كند#612- الجاهل يعتمد علي امله و يقصّر في عمله#613- آرزو پيوسته در حال تكذيب و دروغ پردازي است، و درازي زندگاني براي آدمي آزار دهنده است#613- الامل ابدا في تكذيب، و طول الحياة للمرء تعذيب#614- آرزو همچون سرابي است كه هر كه آن را ببيند فريبش دهد، و هر كس بدان اميد بندد نوميدش كند#614- الامل كالسّراب يغرّ من رآه و يخلف من رجاه#615- آرزوي اندك موجب تباهي عمل گردد#615- يسير الامل يوجب فساد العمل#616- نفس انساني از آرزو تهي نيست تا آن گاه كه در كام مرگ در آيد#616- لا تخلو النفس من الامل حتّي تدخل في الاجل#617- هيچ فريبنده‏اي فريبنده‏تر از آرزو نيست#617- لا غاوّ اخدع من الامل#618- چيزي دروغگوتر از آرزو نيست#618- لا شي‏ء اكذب من الامل#619- كوتاهي آرزو براي انجام عمل ياور خوبي است#619- نعم عون العمل قصر الامل#620- هيچ كس نيست كه آرزويش را دراز گرداند جز آنكه مرگ را فراموش كرده و كارش را بد انجام دهد#620- ما اطال احد الامل الّا نسي الاجل و اساء العمل#621- چه شده است شما را كه آرزو داريد چيزي را كه نيابيد، و گرد آوريد آنچه را نميخوريد، و بنا كنيد آنچه را در آن سكني نگيريد#621- ما لكم تؤمّلون ما لا تدركونه، و تجمعون ما لا تأكلونه، و تبنون ما لا تسكنونه#622- خردورزي نكرده كسي كه آرزويش را طولاني كند#622- ما عقل من اطال امله#623- هيچ كس نيست كه آرزويش را طولاني كند جز آن كه در عمل كوتاهي نمايد#623- ما اطال احد في الامل الّا قصّر في العمل#624- چه وسيله بدي است آرزو، براي تباه كردن عمل#624- ما افسد الامل للعمل#625- تكيه كردن بر آرزو از حماقت و بيخردي است#625- من الحمق الاتّكال علي الامل#626- كسي كه اميد سيراب شدن از سراب داشته باشد، نوميد گردد و تشنه بميرد#626- من امّل الرّيّ من السّراب، خاب امله و مات بعطشه#627- كسي كه در مسير آرزوي خود گام نهد مرگش او را در اندازد#627- من جري في عنان امله عثر بأجله#628- كسي كه آرزو داشته باشد چيزي را كه ممكن نيست، انتظارش طولاني شود#628- من امّل ما لا يمكن طال ترقّبه#629- كسي كه در ميدان آرزوي خويش به پيش رود، با مرگ خويش به رو در افتد#629- من جري في ميدان امله عثر بأجله#630- كسي كه آرزويش را دراز كند عملش را تباه كرده#630- من اطال امله أفسد عمله#631- كسي كه به پايان آرزويش كوتاه باشد عملش نيكو گردد#631- من قصر امله حسن عمله#632- كسي كه به پايان آرزوي خود رسيد، بايد چشم به راه فرا رسيدن مرگش باشد#632- من بلغ غاية امله فليتوقّع حلول اجله#633- كسي كه فريفته آرزو شود، آرزو گولش زند#633- من اغترّ بالامل خدعه#634- كسي كه آرزويش دراز شد عملش بد گردد#634- من طال امله ساء عمله#635- براي فريب دادن انسان، همان آرزو بس است#635- كفي بالامل اغترارا#636- چه بسا آرزومندي كه نوميد شود، و چه بسا غائبي كه باز نگردد#636- كم من آمل خائب و غائب غير آئب#637- چه بسا اميد دارنده به چيزي كه آن را در نيابد#637- كم من مؤمّل ما لا يدركه#638- چه بسا نيرنگ خورده آرزو كه عمل خود را (به خاطر همان آرزو) تباه كرده است#638- كم من مخدوع بالامل مضيّع للعمل#639- آرزو را كوتاه كنيد و از در رسيدن ناگهاني مرگ بترسيد، و به عمل شايسته مبادرت كنيد#639- قصّروا الامل و خافوا بغتة الاجل و بادروا صالح العمل#640- بسيار اندك است كه آرزوها راست گويند#640- قلّما تصدق الامال#641- آرزو را كوتاه كنيد و به عمل پيشي گيريد، و از رسيدن ناگهاني مرگ بترسيد كه به راستي هرگز آن اميدي كه انسان به باز گشتن روزي دارد آن اميد را به بازگشت عمر ندارد، آنچه امروز از روزي انسان از دست برود اميد آن هست كه فردا افزون گردد، ولي آنچه ديروز از عمر انسا#641- قصّروا الامل، و بادروا العمل، و خافوا بغتة الاجل، فانّه لن يرجي من رجعة العمر ما يرجي من رجعة الرّزق، ما فات اليوم من الرّزق يرجي غدا زيادته، و ما فات امس من العمر لم ترج اليوم رجعته#642- آرزو را كوتاه كن كه عمر كوتاه است، و كار خير را بسيار كن كه كم آن نيز بسيار است#642- قصّر الامل فانّ العمر قصير و افعل الخير فانّ يسيره كثير#643- راست بودن مرگ از دلهاي شما بيرون رفته، و به جاي آن فريب آرزو بر شما چيره گشته است#643- قد ذهب عن قلوبكم صدق ‏الاجل و غلبكم غرور الامل#644- آرزوها را كم كن، تا عملهاي تو خالص و پاك گردد#644- قلّل الآمال تخلص لك الاعمال#645- آرزويت را كوتاه كن كه چه نزديك است اجل و مرگت#645- قصّر املك، فما اقرب اجلك#646- هر آرزويي را فريبي است#646- لكلّ امل غرور#647- بسا آرزوها كه دروغ گويند#647- قد تكذب الامال#648- در فريب آرزوها و گذشتن اجلها سر رسيدن آنها است#648- في غرور الامال انقضاء الآجال#649- شخص نادان را آرزوي دروغش فريفته و در نتيجه عمل نيكو از دست او رفته است#649- غرّ جهولا كاذب امله ففاته حسن عمله#650- فريب آرزو عمل را تباه كند#650- غرور الامل يفسد العمل#651- در شگفتم از كسي كه اجل خود را در اختيار ندارد چگونه آرزويش را دراز گرداند#651- عجبت لمن لا يملك اجله كيف يطيل امله#652- پيروي از آرزو عمل انساني را تباه سازد#652- طاعة الامل تفسد العمل#653- خوشا به حال كسي كه آرزويش را كوتاه كند، و فرصت و مهلت خود را غنيمت داند#653- طوبي لمن قصّر امله و اغتنم مهله#654- نهايت آرزو مرگ است (و با آمدن مرگ آرزوها بريده شود)#654- غاية الامل الاجل#655- تباهي عمر (انساني) در ميانه آمال و آرزوهاست#655- ضياع العمر بين الآمال و المني#656- بدترين مردم كسي است كه آرزوي دراز و عمل بد دارد#656- شرّ النّاس الطّويل الامل السّيء العمل#657- از آرزوي دراز خود به كوتاهي اجل و مرگت بيفزا، و تندرستي و سلامت ديروزت تو را مغرور نسازد كه به راستي مدت عمر اندك است و تندرستي محال است#657- زد من طول املك في قصر اجلك، و لا تغرّنّك صحّة جسمك و سلامة امسك، فانّ مدّة العمر قليلة، و سلامة الجسم مستحيلة#658- خواري مردان در نوميد شدن از آرزوها است (كه بدانها دل بسته بودند)#658- ذلّ الرّجال في خيبة الآمال#659- چه بسا اميدي كه به خاطر آرزويي دروغ (كه منشأ آن اميد بوده) انجام نشود#659- ربّ رجاء خائب لامل كاذب#660- چه بسا طمع دروغي به خاطر اميد به آرزويي غايب (و دور از نظر كه بدان طمع بسته و دروغ در آيد)#660- ربّ طمع كاذب لامل غائب#661- چه بسا أجل و مرگي كه نهفته در زير آرزو است#661- ربّ اجل تحت أمل#662- ميوه و ثمره آرزو، تباهي عمل است#662- ثمرة الامل فساد العمل#663- چه بد خصلتي است آرزو كه عمر را فاني كند و عمل را از دست بدهد#663- بئست الشيمة الأمل، يفني الاجل و يفوّت العمل#664- با رسيدن به آرزوها دست زدن به امور هولناك آسان گردد#664- ببلوغ الآمال يهون ركوب الاهوال#665- با عمل، بهشت به دست آيد، نه با آرزو#665- بالعمل تحصل الجنّة لا بالامل#666- به راستي شما اگر فريب آرزوها را بخوريد اجلهاي شتابان در وقتي كه عملها از دستتان رفته است شما را نابود كند#666- انّكم ان اغتررتم بالآمال تخرّمتكم بوادر الآجال، و قد فاتتكم الاعمال#667- به راستي كه تو هرگز به آرزويت نخواهي رسيد، و از مدت عمر مقرّر نخواهي گذشت، در اين صورت از خدا بترس و در خواسته‏ها اعتدال را مراعات كن#667- انّك لن تبلغ املك و لن تعدو أجلك فاتّق اللَّه و أجمل في الطّلب#668- آرزو وسيله تسلّط شيطانها بر دلهاي غافلان و بيخبران است#668- الامل سلطان الشّياطين علي قلوب الغافلين#669- آرزو مرگ را نزديك و اميدها را دور گرداند#669- الامل يقرّب المنيّة و يباعد الامنيّة#670- آرزو و خدعه‏گر و فريبكار و زيانبار است#670- الامل خادع غارّ ضارّ#671- آرزو رفيقي است آنس آور#671- الامل رفيق مونس#672- آرزو پرده مرگ است#672- الأمل حجاب الاجل#673- آرزوها به پايان نرسد#673- الآمال لا تنتهي#674- آرزوها مرگ‏ها را نزديك كند#674- الآمال تدني الآجال#675- آرزوها وسيله فريب بيخردان است#675- الآمال تدني الاجال#676- آرزوها وسيله فريب بي خردان است#676- الآمال غرور الحمقي#677- كسي كه فريفته آرزوها باشد فريب خورده است#677- المغترّ بالآمال مخدوع#678- دنيا بر پايه آرزو است (و نبايد بدان دل بست)#678- الدّنيا بالامل#679- آرزو فريب دهد، و ظلم و تجاوز بر زمين زند#679- الامل يخدع، البغي يصرع#680- آرزو، سخت فريبنده است#680- الامل خوّان#681- آرزو فريب ميدهد، و زندگاني ميگذرد#681- الامل يغرّ، العيش يمرّ#682- آرزوها را دروغ بدانيد، و از عمرهاي خود با انجام بهترين عملها غنيمت گيريد، و همانند سبقت گرفتن مردمان عاقل و خردمند سبقت گيريد#682- أكذبوا آمالكم و اغتنموا آجالكم بأحسن أعمالكم، و بادروا مبادرة اولي النّهي و الألباب#683- آرزوها سرمايه‏هاي افراد كم عقل است (و اساس سوداي آنها است)#683- الامانيّ بضائع النّوكي#684- آرزوها شيوه بيخردان است (و عاقل كسي است كه آرزوها را به خود راه ندهد)#684- الامانيّ شيمة الحمقي#685- آرزوها انسان را فريب دهند#685- الامانيّ تخدع#686- آرزوها پراكنده است (و به پايان نرسد) الامانيّ همّة الرّجال#686- الامانيّ أشتات#687- از آرزوها دوري كنيد كه در حقيقت آنها مرگ‏هايي مسلّم هستند#687- احذروا الامانيّ فانّها منايا محقّقة#688- بپرهيز از اعتماد كردن بر آرزوها كه آن سرمايه بيخردان است#688- ايّاك و الاتّكال علي المني فانّها بضائع النوكي#689- شريف‏ترين توانگري و بينيازي ترك آرزوهاست#689- اشرف الغني ترك المني#690- سودمندترين دارو ترك آرزو است#690- انفع الدّواء ترك المني#691- بپرهيزيد از آرزوها، زيرا آنها خرّمي و طراوت نعمتهاي خدا را از نظر شما ميبرد، و كوچك شمردن آنها و كمي شكر و سپاسگزاري آنها را بر شما لازم ميدارد#691- تجنّبوا المني فانّها تذهب ببهجة نعم اللَّه عندكم، و تلزم استصغارها لديكم و علي قلّة الشّكر منكم#692- حاصل آرزوها، دريغ و افسوس است#692- حاصل الامانيّ الاسف#693- حاصل آرزوها تأسف است و ميوه آن تلف شدن جان است#693- حاصل المني الاسف و ثمرته التّلف#694- بسا آرزويي كه به مرگي بسته باشد (يعني به مرگ ديگري)#694- ربّ امنيّة تحت منيّة#695- بدترين نيازمنديها آرزوها است (زيرا پايان ندارد و پيوسته انسان آرزويي ديگر دارد)#695- شرّ الفقر المني#696- خوشا به حال كسي كه آرزوهاي خود را دروغ شمارد، و دنياي خويش را به خاطر آبادي آخرتش ويران كند#696- طوبي لمن كذّب مناه و اخرب دنياه لعمارة اخراه#697- بسا هست كه آرزو فريب ميدهد#697- قد تغرّ الامنيّة#698- هر انساني جوياي آرزوي خود است و مرگ او نيز جوياي اوست#698- كلّ امرء طالب امنيّته و مطلوب منيّته#699- آرزوهاي بسيار از تباهي عقل است#699- كثرة الاماني من فساد العقل#700- دروغ گويد كسي كه ادّعاي ايمان كند در حالي كه به آرزوهاي فريبنده و بازيهاي دروغ دنيا دل بسته است#700- كذب من ادّعي الايمان و هو مشغوف من الدّنيا بخدع الاماني و زور الملاهي#701- كسي كه اميدها فريبش دهد، اجلها (و مرگ‏ها) دروغش را آشكار كنند#701- من غرّته الاماني كذّبته الآجال#702- كسي كه تكيه بر آرزوها كند پيش از رسيدن آرزو مرگش فرا رسد#702- من اتّكل علي الامانيّ مات‏ دون امله#703- كسي كه اطمينان يابد به آرزو، مرگ، اطمينانش را قطع كند#703- من وثق بالامنيّة قطعته المنيّة#704- كسي كه آرزوهايش بسيار شد خوشنوديش (از زندگي و از خداي خود) كم شود#704- من كثرة مناه قلّ رضاه#705- كسي كه از آرزوهاي خود پيروي كند تعب و رنجش فراوان شود#705- من تبع مناه كثر عناؤه#706- كسي كه ياري جويد به آرزوها و از آنها كمك خواهد به افلاس و فلاكت دچار گردد#706- من استعان بالامانيّ افلس#707- مبادا آرزوها و نيرنگها فريبت دهند، كه براي حماقت و بي عقلي همين بس است#707- لا تغرّنّك الامانيّ و الخدع فكفي بذلك خرقا#708- كسي كه به آرزوها تكيه كند، آنها با او وفا نكنند#708- لا تفي الامانيّ لمن عوّل عليها#709- محققا بر ميگردد شاخه‏ها بر ريشه‏هاي خود، و معلولها به علتهاي خود، و جزئيها به سوي كلّيها آرزوها ديده‏هاي بصيرت و بينائي را كور ميكند#709- لترجعنّ الفروع علي اصولها و المعلولات الي عللها و الجزئيّات الي كلّياتها