﻿#710- كورترين مردم كسي است كه نابينا شده از دوستي ما و برتري و فضيلت ما و دشمني با ما را آشكار كرده بي آنكه جرم و گناهي از ما به او رسيده باشد، جز آنكه ما او را به سوي حق دعوت كرده و ديگران او را به سوي فتنه و دنيا خوانده‏اند، و اينان دنيا را برگزيده و پرچم دش#710- اشدّ النّاس عمي، من عمي عن حبّنا و فضلنا و ناصبنا العداوة بلا ذنب سبق منّا اليه، اِلّا انّا دعوناه الي الحقّ و دعاه سوانا اِلي الفتنة و الدّنيا، فآثروها و نصبوا العداوة لنا#711- نيكبخت‏ترين مردم كسي است كه فضيلت و برتري ما را شناخته و به وسيله ما به خداوند تقرّب جسته، و دوستي و محبّت ما را پاك و خالص داشته، و آنچه را ما بدان ترغيب كرده انجام دهد، و از آنچه ما از آن نهي كرده‏ايم باز ايستد، پس چنين كسي از ما است و در سراي ماندني د#711- اسعد النّاس من عرف فضلنا، و تقرّب اِلي اللَّه بنا، و اخلص حبّنا، و عمل بما اليه ندبنا، و انتهي عمّا عنه نهينا، فذاك منّا و هو في دار المقامة معنا#712- بهترين حسنات (و كارهاي نيك) محبّت و دوستي ما است، و بدترين بديها بغض و دشمني ما است#712- أحسن الحسنات حبّنا، و اسوء السّيّئات بغضنا#713- شايسته‏ترين و نزديك‏ترين مردم به ما كسي است كه ما را دوست بدارد، و آنها كه ما را دشمن ميدارند، دشمن بدارد#713- أولي النّاس بنا من والانا و عادي من عادانا#714- به راستي كه كار (شناسايي و معرفت) ما كاري بس دشوار و سخت و خشن و پوشيده و نهاني است كه پرده بر آن آويخته، بر نميدارد (و نميپذيرد) آن را مگر فرشته‏اي مقرّب يا پيامبري مرسل يا مؤمني كه خداوند دلش را با ايمان آزموده باشد#714- انّ امرنا صعب مستصعب خشن مخشوشن، سرّ مستسرّ مقنّع، لا يحمله الّا ملك مقرّب او نبيّ مرسل او مؤمن امتحن اللَّه سبحانه قلبه للايمان#715- به راستي كه خداي تعالي توجّهي به سوي زمين فرمود، و ما را برگزيد و براي ما شيعياني انتخاب كرد كه ياريمان كنند، و در خوشي ما خوشي كنند و در اندوه ما اندوهگين شوند، و از بذل جان و مال خويش در راه ما دريغ نورزند، اينها از ما هستند و بازگشتشان به سوي ما است و#715- انّ اللَّه تعالي اطلع الي الارض فاختارنا و اختار لنا شيعة، ينصروننا و يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و يبذلون انفسهم و اموالهم فينا، فأولئك منّا و الينا و هم معنا في الجنان#716- به راستي كه كار ما سخت و دشوار است كه بر نميدارد (و نميپذيرد) آن را مگر بنده‏اي كه خداوند دلش را براي ايمان آزموده، و حفظ نميكند حديث ما را مگر سينه‏هاي امين و استوار و عقلها و خردهاي آرام و با وقار#716- انّ امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الّا عبد امتحن اللَّه قلبه للايمان و لا يعي حديثنا الّا صدور امينة و احلام رزينة#717- كجايند كساني كه پنداشتند آنهايند «راسخان در علم» (ثابت گامان در دانش) نه ما، از روي دروغ و گردنكشي و رشك بر ما، به خاطر آنكه خداي سبحان ما را رفعت و بلندي داده و آنها را پست كرده، و به ما عطا كرده و آنها را محروم نموده و در (مقام قرب و منزلت خويش) ما را#717- اين الّذين زعموا انّهم هم الرّاسخون في العلم دوننا، كذبا و بغيا علينا و حسدا لنا، ان رفعنا اللَّه سبحانه و وضعهم، و اعطانا و حرمهم، و ادخلنا و اخرجهم، بنا يستعطي الهدي و يستجلي العمي لا بهم#718- هان (بدانيد) كه ما خاندان درهاي حكمت و نورهاي تاريكيها و روشني امّتها هستيم#718- الا و انّا اهل البيت ابواب الحكم و انوار الظّلم و ضياء الامم#719- امام و پيشوايي از ما خاندان نيست جز آنكه او دانا و عالم است به كساني كه بر آنها ولايت دارد، و اين به خاطر گفتار خداي تعالي است كه فرموده «براستي كه تو بيم دهنده هستي و هر قومي را راهنمايي است» أنا و أهل بيتي أمان لأهل الأرض، كما أنّ النّجوم أمان لأهل الس#719- و ليس منّا أهل البيت اِمام اِلّا و هو عالم بأهل ولايته و ذلك لقول اللَّه تعالي «اِنّما أنت منذر و لكلّ قوم هاد»#720- هيچ كس از افراد اين امّت به خاندان محمد صلّي اللَّه عليه و آله مقايسه و سنجيده نشود، و آنان كه ريزه خوار نعمت آل محمدند با آنها برابر نخواهند بود#720- لا يقاس بآل محمّد صلوات اللَّه عليهم من هذه الامّة أحد، و لا يستوي بهم من جرت نعمتهم عليه أبدا#721- از راه حق و اهل حق منحرف نشويد كه به راستي كسي كه به جاي ما خاندان ديگري را جايگزين كند نابود گشته و دنيا و آخرت از چنگ او بيرون رفته است#721- لا تزلّوا عن الحقّ و أهله، فانّه من استبدل بنا أهل البيت هلك و فاتته الدّنيا و الآخرة#722- ما بوديم كه ستون حق را بر پا داشته و سپاهيان باطل را منهزم ساختيم#722- نحن اقمنا عمود الحقّ و هزمنا جيوش الباطل#723- ماييم خوانندگان به حق و پيشوايان خلق و زبانهاي راستگو، كسي كه از ما پيروي كند مالك (سعادت و نيكبختي) گردد و هر كس نافرماني ما كند نابود گردد#723- نحن دعاة الحقّ، و أئمّة الخلق، و ألسنة الصّدق، من أطاعنا ملك، و من عصانا هلك#724- ماييم «باب حطّه» و آن دروازه سلامتي است كه هر كس در آن در آيد به سلامت مانده و نجات يابد و هر كس از ورود در آن تخلّف كند نابود گردد#724- نحن باب حطّة و هو باب السّلام، من دخله سلم و نجا، و من تخلّف عنه هلك#725- آنهايند ستونهاي اسلام و پناهگاه نگهداري مردم، به وسيله اينان حق در جايگاه نصاب خود باز گرديد، و باطل از جايي كه بود رانده گشت، و زبانش از بن بركنده شد، دين را توأم با فراگيري و به كار بستن دريافتند، نه دريافت شنيدن و نقل كردن تنها#725- هم دعائم الاسلام، و ولائج الاعتصام، بهم عاد الحقّ في نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطع لسانه من منبته، عقلوا الدّين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية#726- آنهايند ستونهاي اسلام و پناهگاه نگهداري مردم، به وسيله اينان حق در جايگاه نصاب خود باز گرديد، و باطل از جايي كه بود رانده گشت، و زبانش از بن بركنده شد، دين را توأم با فراگيري و به كار بستن دريافتند، نه دريافت شنيدن و نقل كردن تنها.  اينان (يعني امامان دين) جايگاه راز رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله و پشتيبانان فرمان او و صندوقچه علم او و بازگشتگاه حكم او، و پناهگاه كتابهاي او و كوههاي دين هستند.  آنان عضوهاي گرامي ايمان و گنجينه‏هاي خداي رحمان هستند، كه چون سخن گويند به راستي سخن گويند و اگر خاموش شوند كسي برايشان پيشي نگيرد. آنهايند گنجينه‏هاي ايمان، و كانهاي احسان، اگر حكم كنند به عدالت حكم كنند، و اگر حجّت و دليل آورند بر خصم غالب آيند. آنها پايه‏هاي دين و تكيه‏گاه يقين هستند كه به سوي ايشان باز گردد آنكه غلوّ كرده (و در باره ايشان از حدّ گذرانده) و به ايشان بپيوندد آن كس كه (عقب مانده) و از دنبال رسد.  آنها چراغهاي تاريكيها، و سرچشمه‏هاي حكمت، و كانهاي علم و دانش، و آوردگاههاي حلم و بردباري هستند. آنها زندگي علم و دانش، و مرگ جهل و ناداني هستند، كه حلم و بردباريشان شما را از علمشان خبر دهد، و سكوتشان شما را از منطقشان آگاهي دهد، آنان نه با حق مخالفت كنند و نه در آن اختلاف دارند، و حقّ در ميان آنها خاموشي است گويا، و گواهي است راستگو.#726- هم موضع سرّ رسول اللَّه صلّي اللَّه عليه و آله، و حماة أمره، و عيبة علمه، و موئل حكمه، و كهوف كتبه، و جبال دينه هم كرائم الايمان، و كنوز الرّحمن، ان قالوا صدقوا، و ان صمتوا لم يسبقوا هم كنوز الايمان، و معادن الاحسان، اِن حكموا اعدلوا، و اِن حاجّوا خصموا هم أساس الدّين، و عماد اليقين، اِليهم يفيء الغالي، و بهم يلحق التّالي هم مصابيح الظّلم و ينابيع الحكم و معادن العلم و مواطن الحلم هم عيش العلم، و موت الجهل، يخبركم حلمهم عن علمهم، و صمتهم عن منطقهم، لا يخالفون الحقّ و لا يختلفون فيه، فهو بينهم صامت ناطق، و شاهد صادق#727- ماييم درخت نبوت و فرودگاه رسالت، و جايگاه رفت و آمد فرشتگان و چشمه‏هاي حكمت، و كانهاي علم و دانش، ياور و دوست ما چشم به راه رحمت است، و دشمن ما و آنانكه بغض ما را در دل دارند، چشم به راه قهر و خشم خدا هستند#727- نحن شجرة النّبوّة، و محطّ الرّسالة، و مختلف الملائكة، و ينابيع الحكم، و معادن العلم، ناصرنا و محبّنا ينتظر الرّحمة، و عدوّنا و مبغضينا ينتظر السّطوة#728- ماييم جامه زيرين (يعني نزديكان رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله) و ياران، و خادمان خانه و درها، و به خانه‏ها جز از درهاي آن دريايند، و هر كس از غير درهاي خانه‏ها در آيد دزدي است كه كيفرش او را دريابد#728- نحن الشّعار و الأصحاب، و السّدنة و الأبواب، و لا يؤتي البيوت الّا من أبوابها، و من أتاها من غير أبوابها كان سارقا لا تعدوه العقوبة#729- ماييم امينهاي خداوند بر بندگانش، و بر پا كنندگان حق در شهرهايش، به وسيله كه دوستان نجات يابند و به وسيله ما دشمنان نابود شوند#729- نحن أمناء اللَّه علي عباده، و مقيموا الحقّ في بلاده، بنا ينجو الموالي و بنا يهلك المعادي#730- ماييم بالش ميانه كه عقب مانده بدان ملحق شود، و غلوّ كننده به سوي آن باز گردد#730- نحن النّمرقة الوسطي بها يلحق التّالي و اليها يرجع الغالي#731- كسي كه ما را دوست ميدارد بايد براي (تحمل) محنتها پوستي بپوشد#731- من تولّانا فليلبس للمحن‏ اهابا#732- دشمني و بغض ما امواجي از خشم خداي سبحان را به همراه دارد#732- لبغضنا امواج من سخط اللَّه سبحانه#733- كسي كه ما را به دل دوست بدارد و با زبان هم ما را ياري دهد و با دست (و بدن) با ما كار زار نكند او در بهشت با ما است اما از درجه ما پست‏تر است#733- من أحبّنا بقلبه، و أعاننا بلسانه، و لم يقاتل معنا بيده، فهو معنا في الجنّة دون درجتنا#734- ما را بر مردم حق اطاعت و سرپرستي است، و در برابر، آنها نيز بر خداي سبحان حق پاداش نيك دارند#734- لنا علي النّاس حقّ الطّاعة و الولاية، و لهم من اللَّه سبحانه حسن الجزاء#735- ما را حقّي است اگر آن را به ما دادند، و گر نه سوار شويم بر ترك شتر اگر چه به درازا كشد شبگير و شب روي#735- لنا حقّ ان اعطيناه و الّا ركبنا اعجاز الابل و ان طال السّري#736- كسي كه پيروي كند دستور ما را پيشي جسته است#736- من اتّبع امرنا سبق#737- كسي كه از ما تخلّف ورزد نابود گردد#737- من تخلّف عنّا محق#738- كسي كه به ما تمسّك جويد به ما پيوسته است#738- من تمسّك بنا لحق#739- بر امام است كه حدود اسلام و ايمان را به اهل مملكت (و آنها كه تحت سرپرستي او هستند) بياموزد#739- علي الاِمام ان يعلّم اهل ولايته حدود الاسلام و الايمان#740- بر شما باد به فرمانبرداري از امامانتان كه به راستي آنها گواهانند بر شما امروز، و شفيعان شمايند در پيشگاه خداوند در فرداي قيامت#740- عليكم بطاعة أئمّتكم فانّهم الشّهداء عليكم اليوم، و الشّفعاء لكم عند اللَّه غدا#741- بر شما باد به دوستي خاندان پيامبرتان كه به راستي اين حق خداست بر شما و لازم كند بر خدا حق شما را، مگر نميبينيد گفتار خداي تعالي را كه فرموده: «بگو از شما مزدي درخواست نكنم جز دوستي نزديكان خود را»#741- عليكم بحبّ آل نبيّكم، فانّه حقّ اللَّه عليكم و الموجب علي اللَّه حقّكم، الا ترون الي قول اللَّه تعالي «قل لا أسألكم عليه اجرا الّا المودّة في القربي»#742- اينان در بند ايمانند كه هيچ انحراف و كجي آنها را از اين بند رها نكند.#742- هم اسراء ايمان لم يفكّهم منه زيغ و لا عدول#743- طريقه ما ميانه روي و سنّت و روش ما رشد (راهنمايي به راه راست) است#743- طريقتنا القصد و سنّتنا الرّشد#744- گردابهاي فتنه را به وسيله كشتيهاي نجات درهم بشكنيد#744- شقّوا امواج الفتن بسفن النّجاة#745- به وسيله ما خداوند آغاز كرده و به ما پايان دهد، و به سبب ما محور ميكند آنچه را بخواهد و اثبات ميكند#745- بنا فتح اللَّه و بنا يختم و بنا يمحو ما يشاء و يثبت#746- و به وسيله ما خداوند روزگار گزنده را برطرف كند#746- و بنا يدفع اللَّه الزّمان الكلب#747- و به وسيله ما خداوند باران فرستد#747- و بنا ينزّل اللَّه الغيث#748- به وسيله ما از تاريكي هدايت شديد، و به كمك ما به اوج ترقي گام نهاديد#748- بنا اهتديتم في الظّلماء و بنا تسنّمتم العليا#749- و به وسيله ما از شب تاريك به در شديد#749- و بنا انفجرتم عن السّرار#750- همانا امامان تدبير كنندگان خدايند بر مردمان، و كارگزاران اويند بر بندگان، داخل بهشت نشود كسي مگر آنكه آنها را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند، و به دوزخ نرود مگر كسي كه آنها را انكار كند و آنان نيز او را انكار كنند#750- انّما الائمّة قوّام اللَّه علي خلقه و عرفاؤه علي عباده، و لا يدخل الجنّة اِلّا من عرفهم و عرفوه، و لا يدخل النّار اِلّا من أنكرهم و أنكروه#751- امامت، نظام امّت است#751- الامامة نظام الامّة#752- امام نياز دارد به قلبي كه بسيار دريابد و زباني سخنور، و دلي كه براي بر پا داشتن حق، حمله‏ور و دلير باشد#752- يحتاج الاِمام اِلي قلب عقول، و لسان قؤول، و جنان علي اقامة الحقّ صؤول#753- همانا دنيا پس از- چموشي بر ما مهرباني خواهد كرد، همانند شتر شير ده نسبت به‏ بچه خود#753- لتعطفنّ علينا الدّنيا بعد شماسها عطف الضّروس علي ولدها#754- به راستي كه ما فرمانروايان سخن هستيم، فروع آن در ميان ما پراكنده شده و شاخه‏هاي آن بر ما سايه افكنده است#754- و انّا لامراء الكلام فينا تشبّثت فروعه و علينا تهدّلت اغصانه#755- شگفتا، چرا تعجب نكنم از خطا و اشتباه اين گروههاي پراكنده با اين دلايل مختفي كه بر مذهب خود دارند، نه گام به جاي گام پيغمبري مينهند، و نه از عمل وصي پيغمبري پيروي ميكنند گويا هر كدام امام خويشند، كه به دستگيره‏هاي مطمئن و اسباب محكمي كه خود ميانديشند و#755- فيا عجبا و مالي لا اعجب من خطأ هذه الامّة علي اختلاف حججها في دياناتها، لا يقتصّون اثر نبيّ، و لا يقتدون بعمل وصيّ، و لا يؤمنون بغيب، و لا يعفّون عن عيب، يعملون في الشّبهات، و يسيرون في الشّهوات، المعروف فيهم ما عرفوا، و المنكر عندهم ما انكروا، مفزعهم في