﻿#803- مؤمنان در عقل از ديگران بزرگترند#803- المؤمنون اعظم أحلاما#804- مؤمن زيرك و خردمند است#804- المؤمن كيّس عاقل#805- مؤمن از انحراف و دشمني پاك و پاكيزه است#805- المؤمن منزّه عن الزّيغ و الشّقاق#806- مؤمنان چنانند كه (مردمان) به نيكيهاشان اميدوار، و از شرّ و بدي آنها در امان هستند#806- المؤمنون خيراتهم مأمولة و شرورهم مأمونة#807- مؤمن آسان گير، نرمخو، افتاده و مورد اعتماد مردم است#807- المؤمن هيّن ليّن سهل مؤتمن#808- مؤمن كم لغزش و پر عمل است#808- المؤمن قليل الزّلل كثير العمل#809- مؤمن بيدار است و چشم به راه يكي از دو «حسنة» (نيكي دنيا و نيكي آخرت) است#809- المؤمن يقظان ينتظر احدي الحسنتين#810- مؤمن زبانش سخت راستگو و در احسان پر بخشش است#810- المؤمن صدوق اللّسان بذول الاحسان#811- مؤمن سيره‏اش ميانه روي و شيوه‏اش رشد و هدايت است#811- المؤمن سيرته القصد و سنّته الرّشد#812- مؤمن پاكدامن و قانع و خويشتن‏دار و پارسا است#812- المؤمن عفيف مقتنع متنزّه متورّع#813- مؤمن در توانگري پاكدامن، و خويشتن دار از (زخارف) دنياست#813- المؤمن عفيف في الغني متنزّه عن الدّنيا#814- مؤمن در فراخي زندگي سپاسگزار و در بلا و گرفتاري شكيبا، و در خوشي و فراخي زندگي ترسان است#814- المؤمن شاكر في السّراء، صابر في البلاء، خائف في الرّخاء#815- مؤمن شرمناك، بينياز از خلق، يقين دارنده و پرهيزكار است#815- المؤمن حييّ غنيّ موقن تقيّ#816- دنيا زندان مؤمن است، و مرگ هديه و پيشكش او و بهشت منزلگاه است#816- الدّنيا سجن المؤمن و الموت تحفته و الجنّة مأواه#817- چون روح مؤمن به آسمان بالا رود فرشتگان متعجّب شوند و گويند: شگفتا چگونه نجات يافت از خانه‏اي كه بهترين ما در آن خانه تباه شد#817- اذا صعدت روح المؤمن الي السّماء تعجّبت الملائكة و قالت: عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا#818- شكفتگي مؤمن در روي او است و اندوهش در دل#818- بشر المؤمن في وجهه و حزنه في قلبه#819- سينه‏اش از هر چيز گشاده‏تر است#819- اوسع شي‏ء صدرا#820- از هر چيز خود را خوارتر داند#820- و اذلّ شي‏ء نفسا#821- بلندي رتبه را خوش ندارد#821- يكره الرّفعة#822- و اسم و آوازه و خود نمايي را دشمن دارد#822- و يشنأ السّمعة#823- اندوهش طولاني#823- طويل غمّه#824- و همّتش دور و بلند#824- بعيد همّه#825- خموشي او بسيار#825- كثير صمته#826- وقت او يكسره مشغول (به اصلاح خود و اطاعت پروردگار)#826- مشغول وقته#827- پر صبر و پر سپاس#827- صبور شكور#828- ژرف انديش#828- مغمور بفكرته#829- به زودي با كسي پيوند دوستي نبندد#829- ضنين بخلّته#830- خوش برخورد است#830- سهل الخليقة#831- نرمخو است#831- ليّن العريكة#832- جانش در دينداري از سنگ خارا سخت‏تر است#832- نفسه اصلب من الصّلد#833- و در برابر خداي تعالي و مؤمنان از برده خوارتر است#833- و هو اذلّ من العبد#834- كسي كه ايمان آورد در امان است(از عذاب الهي)#834- من آمن أمن#835- براي مؤمن سه ساعت است: ساعتي كه در آن با پروردگار خويش راز ميگويد، و ساعتي كه در آن از نفس خويش حسابرسي ميكند، و ساعتي كه ميان نفس و ميان لذتهاي حلال و نيكوي آن را آزاد ميگذارد#835- للمؤمن ثلاث ساعات: ساعة يناجي فيها ربّه، و ساعة يحاسب فيها نفسه، و ساعة يخلّي بين نفسه و لذّتها فيما يحلّ و يجمل#836- مؤمن سه نشانه دارد: راستي، يقين، آرزوي كوتاه#836- للمؤمن ثلاث علامات: الصدق و اليقين و قصر الأمل#837- براي انسان با تقوا سه نشانه است: اخلاص عمل، كوتاهي آرزو، غنيمت شمردن فرصتها#837- للمتّقي ثلاث علامات: اخلاص العمل و قصر الامل و اغتنام المهل#838- مؤمن همچون ترنج است كه مزه و بويش پاكيزه است#838- مثل المؤمن كالاترجة طيّب طعمها و ريحها#839- يافت نشود مؤمن، كه حسود يا كينه توز يا بخيل باشد#839- لا يلفي المؤمن حسودا و لا حقودا و لا بخيلا#840- مؤمن ساده لوحي بزرگوار، و مورد اعتماد خويش و محتاط و اندوهگين است#840- المؤمن غرّ كريم مأمون علي نفسه حذر محزون#841- كسي مؤمن نخواهد بود تا آن گاه كه پروا نداشته باشد كه با چه خوراكي شدّت گرسنگي خود را برطرف كند، و كداميك از دو جامه خود را كهنه كرده (و كدام را نگهداري نكرده) است#841- لا يكون الرّجل مؤمنا حتّي لا يبالي بماذا سدّ فورة جوعه، و لا بايّ ثوبيه ابتذل#842- مؤمن كارش نزديك، اندوهش دور، خموشياش بسيار و عملش خالص و پاك است#842- المؤمن قريب امره بعيد همّه كثير صمته خالص عمله#843- مؤمن، دنيا ميدان تمرين (و مشق) او است، و عمل، همّت او، و مرگ پيشكش و سوغات او، و بهشت جايزه بزرگ او است#843- المؤمن الدّنيا مضماره، و العمل همّته، و الموت تحفته، و الجنّة سبقته#844- مؤمن جانش از سنگ سخت محكم‏تر است و در همان حال از برده افتاده‏تر است#844- المؤمن نفسه أصلب من الصّلد و هو أذلّ من العبد#845- مؤمن چون به چيزي بنگرد پند گيرد و چون خموش باشد تفكّر و انديشه كند، و چون لب بگشايد به ياد خدا باشد، و چون چيزي به او عطا شود شكر گزارد، و چون گرفتار بلا شود صبر كند#845- المؤمن اذا نظر اعتبر و اذا سكت تفكّر، و اذا تكلّم ذكر، و اذا اعطي شكر، و اذا ابتلي صبر#846- مؤمن چون موعظه شود اندرز پذيرد، و چون بيمش دهند بترسد، و چون پندش دهند پند گيرد، و چون (مبدأ و معاد و معارف ديگر را) به يادش آرند ياد آور شود، و چون ستمي به او رسد در گذرد#846- المؤمن اذا وعظ ازدجر، و اذا حذّر حذر، و اذا عبّر اعتبر، و اذا ذكّر ذكر، و اذا ظلم غفر#847- مؤمن بر خود امين است (و از كردار خود اطمينان دارد) بر هوا و هوس و احساس خود چيره و غالب است#847- المؤمن امين علي نفسه مغالب لهواه و حسّه#848- عقل و خرد، دوست صميمي مؤمن، و علم و دانش، وزير و كمك كارش، و صبر و شكيبايي، فرمانده لشكريانش، و عمل، زمامدار او است#848- العقل خليل المؤمن، و العلم وزيره، و الصّبر امير جنوده، و العمل قيّمه#849- مؤمن كسي است كه دين خود را به وسيله دنيا نگه دارد، و فاجر و تبهكار كسي است كه دنيايش را به دين خود نگهداري كند#849- المؤمن من وقي دينه بدنياه و الفاجر من وقي دنياه بدينه#850- مؤمن چنان است كه روش او زهد او است، و تمام همّتش دينداري او است، و عزّتش در قناعت او است، و همه كوشش او براي آخرت است، حسنات و كارهاي نيكش بسيار، درجاتش عالي و والاست و بر رهايي و رستگاري خود (از اين جهان) اشراف پيدا كرده است#850- المؤمن دأبه زهادته و همّه ديانته، و عزّه قناعته، و جدّه لآخرته، قد كثرت حسناته و علت درجاته و شارف خلاصه و نجاته#851- ايمان بياور تا امان يابي#851- آمن تأمن#852- به راستي مؤمن شرم ميكند هر گاه از او عملي سر زند كه با پيمان ايماني او بيگانه است#852- انّ المؤمن ليستحيي اذا مضي له عمل في غير ما عقد عليه ايمانه#853- به راستي كه شكفتگي (و خوشرويي) مؤمن در چهره او است، و نيرو و توانش در دين، و اندوهش در دل او است#853- انّ بشر المؤمن في وجهه و قوّته في دينه و حزنه في قلبه#854- برترين مؤمنان در ايمان كسي است كه گرفتن و دادن، و خشم و رضاي او، همه براي خدا باشد#854- افضل المؤمنين ايمانا من كان للَّه اخذه و عطاه و سخطه و رضاه#855- مؤمن پيوسته از گناهان خويش بيمناك‏ است، از بلا و گرفتاري ميترسد، و به رحمت پروردگار خويش اميدوار است#855- المؤمن حذر من ذنوبه أبدا يخاف البلاء و يرجو رحمة ربّه#856- مؤمنان نفسهاي خويش را متّهم سازند، و از گذشته لغزشهاي خويش ترسانند، و دنيا را ناخوش دارند، و به آخرت مشتاق‏اند و به سوي فرمانبرداري پروردگار شتابان هستند#856- المؤمنون لأنفسهم متّهمون، و من فارط زللهم وجلون، و للدّنيا عائفون، و الي الآخرة مشتاقون، و الي الطّاعات مسارعون#857- مؤمن غذاي سير نميخورد در صورتي كه برادرش گرسنه باشد#857- لا يشبع المؤمن و أخوه جائع