﻿#887- به راستي در درون سينه انسان قطعه گوشتي آويخته است كه عجيب‏ترين اعضاي وجود او است، و آن قلب او است و اين شگرفي به خاطر آن است كه انگيزه‏هايي از حكمت و ضدّ آن در آن جمع است#887- لقد علّق بنياط هذا الانسان بضعة هي اعجب ما فيه و ذلك القلب و له موادّ من الحكمة و اضداد من خلافها#888- هر گاه آرزوها در آن ظاهر شود طمع او را ذليلي كند و هنگامي كه طمع در او به هيجان آيد حرص او را هلاك ميكند، و هنگامي كه يأس مالك او گردد تأسف او را از پاي در ميآورد، و هر گاه غضب بر او مستولي شود خشمش فزوني ميگيرد، و هر گاه از چيزي راضي شود جانب احتياط#888- فان سنح له الرّجاء أذلّه الطّمع، و ان هاج به الطّمع أهلكه الحرص و ان ملكه اليأس قتله الاسف و ان عرض له الغضب اشتدّ به الغيظ و ان اسعده الرّضا نسي التّحفّظ و ان عاله الخوف شغله الحذر و ان اتّسع له الامن استلبته الغرّة و ان اصابته مصيبة فضحه الجزع و ان- افا