﻿#395- ادب برترين حسب انسان است#395- الادب افضل حسب#396- ادبها جامه‏هايي تازه و نو است#396- الآداب حلل مجدّدة#397- ادب بهترين خوي و خصلت است#397- الادب أحسن سجيّة#398- ادب (هر كس) صورتي (و نمودي) از عقل او است#398- الادب صورة العقل#399- ادب كمال مرد است#399- الادب كمال الرّجل#400- ادب يكي از دو حسب انسان است (يعني ادب در برابر ساير حسبها به حساب آيد)#400- الادب احد الحسبين#401- ادب در انسان همچون درختي است كه ريشه‏اش عقل و خرد است#401- الادب في الانسان كشجرة اصلها العقل#402- برترين عقلها، ادب است#402- افضل العقل الادب#403- شريف‏ترين حسبها، ادب نيكو است#403- اشرف حسب حسن ادب#404- برترين شرفها، ادب است#404- افضل الشّرف الادب#405- به راستي كه نياز خردمندان به ادب همانند نياز كشت و زراعت است به باران#405- انّ بذوي العقول من الحاجة الي الادب كما يظمأ الزّرع الي المطر#406- به راستي كه مردمان به ادب شايسته، نيازمندترند از نياز به طلا و نقره#406- انّ النّاس الي صالح الادب احوج منهم الي الفضّة و الذّهب#407- بهترين ادبها آن است كه از خويش آغاز كني#407- افضل الادب ما بدأت به نفسك#408- گراميترين حسبها، ادب نيكو است#408- اكرم حسب حسن الادب#409- بهترين ادبها آن است كه انسان حدّ و اندازه خود را بداند و در همان حدّ بماند و از اندازه خود تجاوز نكند#409- افضل الادب أن يقف الانسان عند حدّه و لا يتعدّي قدره#410- به راستي كه شما به كسب و به دست آوردن ادب از به دست آوردن طلا و نقره نيازمندتريد#410- انّكم الي اكتساب الادب احوج منكم الي اكتساب الفضّة و الذّهب#411- شرافت آدمي به عقل و ادب است نه به مال و حسب#411- انّما الشّرف بالعقل و الادب لا بالمال و الحسب#412- زيركيها به وسيله ادب تيز شود#412- بالادب تشحذ الفطن#413- بد نسب و نسبتي است بدي ادب#413- بئس النّسب سوء الادب#414- ادب كردن نفس خود را خود به عهده گيريد و از شيفتگي و كشش عادتها (ي ناپسند) آن را باز گردانيد و باز داريد#414- تولّوا من انفسكم تأديبها، و اعدلوا بها عن ضراوة عاداتها#415- ميوه ادب، نيكويي خلق است#415- ثمرة الادب حسن الخلق#416- سه خصلت است كه بر آنها چيزي فزوني نيابد: ادب نيكو، دوري گزيدن از تهمت، خودداري از انجام محرّمات الهي#416- ثلاث ليس عليهنّ مستزاد: حسن الادب، و مجانبة الرّيب، و الكفّ عن المحارم#417- ادب نيكو، برترين نسبها و شريف‏ترين وسيله‏هاست#417- حسن الادب افضل نسب و اشرف سبب#418- ادب نيكو، زشتي نسب را بپوشاند#418- حسن الادب يستر قبح النسب#419- ادب نيكو، بهترين كمك كار و برترين همراه است#419- حسن الادب خير موازر و افضل قرين#420- بهترين چيزي كه پدران به پسران ارث ميدهند ادب است#420- خير ما ورّث الآباء الأبناء الادب#421- حسب و افتخار داشتن ادب، شريف‏تر از حسب و افتخار كردن به نسب (و پدران گذشته) است#421- حسب الادب اشرف من حسب النسب#422- عقل خود را با ادب بيفروز همان گونه كه آتش با هيزم افروخته گردد#422- ذكّ عقلك بالادب كما تذكّي النّار بالحطب#423- وسيله تزكيه و پاكسازي اخلاق، ادب نيكو است#423- سبب تزكية الاخلاق حسن الادب#424- صلاح عقل، ادب است#424- صلاح العقل الادب#425- جوينده ادب، دور انديش‏تر از جوينده طلا است#425- طالب الادب احزم من طالب الذّهب#426- طلب كردن ادب، زيبايي حسب است#426- طلب الادب جمال الحسب#427- بر تو باد به ادب، كه آن زيور حسب است#427- عليك بالادب فانّه زين الحسب#428- هر چيزي ادب (خاص) خود را دارد#428- لكلّ امر ادب#429- هر حسب و افتخاري پايان پذيرد مگر عقل و ادب#429- كلّ الحسب متناه الّا العقل و الادب#430- ادب اندك، بهتر است از نسب بسيار#430- قليل الادب خير من كثير النسب#431- هر چيزي نيازمند عقل است و عقل نياز به ادب دارد#431- كلّ شي‏ء يحتاج الي العقل، و العقل يحتاج الي الادب#432- براي ادب كردن خويشتن، همان پرهيز كردن از آنچه را براي ديگران خوش نداري تو را كافي است#432- كفاك مؤدّبا لنفسك تجنّب ما كرهته من غيرك#433- كسي كه ادبش كم شد بديهايش بسيار است#433- من قلّ ادبه كثرت مساويه#434- كسي كه حسبش او را بر زمين نشاند (و سبب كمال و فضيلت او نگردد) ادبش او را برخيزاند (و به جايگاه عالي رساند)#434- من قعد به حسبه نهض به ادبه#435- كسي كه بيادبياش او را پس اندازد (و جايگاهي در مردم نداشته باشد) حسب سنگينش نميتواند او را مقدّم (بر ديگران) دارد#435- من اخّره عدم ادبه، لم يقدّمه كثافة حسبه#436- كسي كه پستي ادبش او را بر زمين اندازد، شرافت حسبش او را بلند نگرداند#436- من وضعه دناءة ادبه لم يرفعه شرف حسبه#437- كسي كه شيدا و شيفته ادب باشد بديهايش اندك شود#437- من كلف بالادب قلّت مساويه#438- كسي كه ادبش بد باشد حسب او پست گردد#438- من ساء ادبه‏شان حسبه#439- هر كه ادب او بر عقلش افزون باشد (و بر عقل او ادب هم افزوده شود حكايت او در ميان مردم) همچون شباني است در ميان گوسفندان بسيار#439- من زاد ادبه علي عقله، كان كالرّاعي بين غنم كثيرة#440- كسي كه بدون داشتن ادب در جستجوي خدمت پادشاه باشد، خود را از آرامش و سلامت به رنج و سختي در افكنده است#440- من طلب خدمة السّلطان بغير ادب، خرج من السّلامة الي العطب#441- كسي كه برترين خصلتهايش ادب او نباشد، آسان‏ترين حالات او رنج و هلاكت است#441- من لم يكن افضل خلاله ادبه كان اهون احواله عطبه#442- كسي كه بر ادب خداي تعالي اصلاح نشود (و به دستورات الهي عمل نكند) بر ادب خود (كه آن را ادب پندارد) اصلاح نگردد#442- من لم يصلح علي ادب اللَّه لم يصلح علي ادب نفسه#443- كسي كه شيفته ادب گردد خود را آراسته است#443- من استهتر بالادب فقد زان نفسه#444- براي عقل، ادب همدم خوبي است#444- نعم قرين العقل الادب#445- ادب نيكو، نسب خوبي است#445- نعم النسب حسن الادب#446- حسبي چون ادب نيست#446- لا حسب كالادب#447- زيوري همچون ادب نيست#447- لا زينة كالادب#448- ميراثي چون ادب نيست#448- لا ميراث كالادب#449- با بي ادبي شرافتي به جا نماند#449- لا شرف مع سوء ادب#450- هيچ زيوري مانند ادب نيست#450- لا حلل كالآداب#451- شخص بد زبان ادب ندارد#451- لا أدب لسيّ‏ء النطق#452- حسبي برتر از ادب نيست#452- لا حسب ارفع من الادب#453- كسي كه ادب ندارد عقل ندارد#453- لا عقل لمن لا ادب له#454- به آقايي نرسد كسي كه از ادب تهي است و به سوي بازي ميل كند#454- لا يرأس من خلا عن الادب و صبا الي اللّعب