﻿#3677- خويشاوندانت را گرامي بدار كه اينها بال‏ و پرتو هستند كه بدان پرواز ميكني و اصل و ريشه تو هستند كه بازگشت تو به سوي آنهاست، و دست و بازوي تو هستند كه بدان حمله افكني#3677- اكرم عشيرتك فانّهم جناحك الّذي به تطير و أصلك الّذي اِليه تصير و يدك الّتي بها تصول#3678- خويشان خود را گرامي بدار، و از بردبارشان تجليل كن، و نسبت به نادان و بيخردشان بردبار باش و نسبت به تنگدستشان سهل گير (يا بخشش كن) زيرا ايشان براي تو نيكو نيروي آماده و اندوخته‏اي در سختي و فراخي هستند#3678- اكرم ذوي رحمك و وقّر حليمهم و احلم عن سفيههم و تيسّر لمعسرهم، فانّهم لك نعم العدّة في الشّدّة و الرّخاء#3679- هان كه نبايد بگذرد (و نا ديده بگيرد) يكي از شماها خويشاوندي را كه دچار فقر و نداري شده، به اين كه مشكلش را بر طرف كند به مال و يا چيز ديگري كه اگر نگه دارد چيزي براي او نيفزايد، و اگر خرج كند چيزي از او كم نشود#3679- ألا لا يعدلنّ أحدكم عن القرابة يري بها الخصاصة أن يسدّها بالّذي لا يزيده ان امسكه و لا ينقصه ان انفقه#3680- به راستي كه رحم هنگامي كه با هم تماس گيرند به هم مهربان شوند#3680- انّ الرّحم اذا تماسّت تعاطفت#3681- نيكي مرد به خويشان خود صدقه‏اي است#3681- برّ الرّجل ذوي رحمه صدقه#3682- چه بسا نزديكي كه از دور هم دورتر است#3682- ربّ قريب أبعد من بعيد#3683- چه بسا دوري كه از هر نزديكي نزديك‏تر است#3683- ربّ بعيد أقرب من كلّ قريب#3684- چه بسا دوري كه از هر نزدكي نزديك‏تر است#3684- ربّ بعيد أقرب من كلّ قريب#3685- گاه است كه نزديك دور گردد#3685- قد يبعد القريب#3686- كسي كه خويشان نزديكتر او را تباه كنند، براي او خويشان دورتري مقدر شود#3686- من ضيّعه الأقرب اتيح له الأبعد#3687- كسي كه ببندد دست خود را از (كمك و احسان به) قبيله و عشيره خود، جز آن نيست كه يك دست را از ايشان بسته، ولي در مقابل دستهاي زيادي از آنها از (كمك به) او بسته شود#3687- من يقبض يده عن عشيرته فانّما يقبض يدا واحدة عنهم و يقبض عنه أيدي كثيرة منهم#3688- چه كسي اميد كرم تو را دارد هنگامي كه از ارحام خويش بريده‏اي من جفا أهل رحمه فقد شان كرمه كسي كه با خويشان خود بيوفايي كند بزرگواري خود را زشت نموده است#3688- من ذا الّذي يرحو فضلك اذا قطعت ذوي رحمك#3689- چه كسي به تو اعتماد كند هنگامي كه با خويشان خود بيوفايي كني#3689- من ذا الّذي يثق بك اذا غدرت بذوي رحمك