﻿#3920- مردم فرزند زمان خود هستند#3920- المرء ابن ساعته#3921- دور انديش كسي است كه با زمان خود مدارا كند#3921- الحازم من داري زمانه#3922- ساعتها غارتگر عمرها است#3922- السّاعات تنهب الآجال#3923- زمانه خيانت كند با صاحب خود (و اهل زمان) و خوشنود نگرداند كسي را كه سرزنش و ملامت آن كند#3923- الزّمان يخون صاحبه و لا يستعتب لمن عاتبه#3924- آشناترين مردم به وضع زمانه كسي است كه از پيش آمدهاي آن شگفت زده نشود#3924- اعرف النّاس بالزّمان من لم يتعجّب من احداثه#3925- به راستي شما در زمانه‏اي هستيد كه گوينده حق در آن اندك و زبان در اين زمانه از راستگويي كند و عاجز است، آن كس كه ملازم حق باشد خوار و ذليل است، اهل اين زمانه گرفتار گناه و بر دو رويي با يكديگر كنار آمده‏اند، جوانانشان بدخو و پيرانشان گنه كار، دانشمندشان دو رو، و قاري و خواننده‏شان از دين بيرون رفته‏اند، كوچك حرمت بزرگ را ندارد، و توانگرشان به نيازمندان كمك‏ نميدهد.#3925- انّكم في زمان، القائل فيه بالحقّ قليل، و اللّسان فيه عن الصّدق كليل، و الّلازم فيه للحقّ ذليل، أهله متعكّفون علي العصيان، مصطلحون علي الادهان، فتاهم عارم و شيخهم آثم و عالمهم منافق و قاريهم ممارق، لا يعظّم صغيرهم كبيرهم و لا يعول غنيّهم فقيرهم#3926- هنگامي كه زمان فاسد شود افراد پست و لئيمان آقايي و سيادت كنند#3926- اذا فسد الزّمان ساد اللّئام#3927- گناه در دنيا موجب افتخار و نسب مردم گرديده، و از پاكدامني و عفاف در شگفت شوند، و اسلام را همچون پوستيني وارونه به تن كنند#3927- صار الفسوق في الدّنيا نسبا و العفاف عجبا، و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا#3928- راستگويي در مردم بسيار كم شده و دروغ فراوان، دوستي تنها با زبان به كار رود، و با دلها به دشمني پردازند#3928- غاض الصّدق في النّاس و فاض الكذب و استعملت المودّة باللّسان و تشاحنوا بالقلوب#3929- در زمانه دگرگونيها است#3929- في الزّمان الغير#3930- ما به زماني در آمده‏ايم كينه توز و روزگاري ناسپاس كه نيكوكار در آن بدكار به شمار آيد، و تبهكار بر سركشي خود بيفزايد#3930- قد اصبحنا في زمان عنود و دهر كنود، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظّالم فيه عتوّا#3931- به راستي كه روزگار برگشته همانند روزي كه آسمانها و زمين آفريده شده است#3931- قد استدار الزّمان كهيئته يوم خلق السّماوات و الارض#3932- به راستي كه مردم بر گناهكاري برادر گشته، و در مورد دينداري از هم دوري گزيده‏اند، در باره دروغ با هم دوست گشته، و در مورد راستگويي با يكديگر به دشمني برخاسته‏اند#3932- قد تواخي النّاس علي الفجور و تهاجروا علي الدّين و تحاببوا علي الكذب و تباغضوا علي الصّدق#3933- به راستي كه بدان و اشرار آشكار و نيكان و نيكوكاران پنهان‏اند، و راستي و راستگويي بسيار كم شده است#3933- قد ظهر اهل الشّرّ و بطن اهل الخير و فاض الكذب و غاض الصّدق#3934- كسي كه از روزگار ايمن شود به او خيانت كند، و كسي كه آن را بزرگ بداند خوارش گرداند#3934- من امن الزّمان خانه و من اعظمه اهانه#3935- سوگند بدانكه دانه را شكافت و انسان را آفريد، حتما مردمي بر شما آشكار شوند، كه سرها را بزنند بر تأويل قرآن همان گونه كه حضرت محمّد صلّي اللَّه عليه و آله آغاز كرد شما را بر تنزيل (و فرود آمدن) آن، اين حكمي است قطعي از خداي رحمان بر شما در آخر زمان (و پايان دنيا).#3935- و الّذي فلق الحبّة و برء النّسمة ليظهرنّ عليكم قوم يضربون الهام علي تأويل القرآن كما بدأكم محمّد صلّي اللَّه عليه و آله علي تنزيله، ذلكم حكم من الرّحمن عليكم في آخر الزّمان#3936- ضمانتي بر روزگار نيست#3936- لا ضمان علي الزّمان#3937- هيچ كس از دگرگونيهاي زمانه ايمن نيست، و أحدي از مصيبتهاي روزگار سالم نميماند#3937- لا يأمن احد صروف الزّمان و لا يسلم من نوائب الايّام#3938- شايسته و سزاوار است براي كسي كه بشناسد روزگار را كه ايمن نباشد از تغييرات و حوادث آن#3938- ينبغي لمن عرف الزّمان ان لا يأمن الصّروف و الغير#3939- بيايد بر مردم روزگاري كه از قرآن جز نشان آن به جاي نماند، و از اسلام جز نامش، مسجدهاشان از نظر ساختمان آباد، ولي از هدايت و راهنمايي به حق‏ خالي است#3939- يأتي علي النّاس زمان لا يبقي من القرآن الّا رسمه، و لا من الاسلام اِلّا اسمه، مساجدهم يومئذ عامرة من البني، خالية عن الهدي#3940- بيايد بر مردم روزگاري كه مقرّب نزد مردم نشود مگر حيله گران، و زيرك شمرده نشود مگر گنهكار، و ناتوان شمرده نشود در آن زمان مگر آدم با انصاف، در آن زمان صدقه را غرامت و تاوان بشمارند، و صله رحم را منّت گذارند، عبادت را سربلندي بر مردم دانند، هوا و هوس بر آنها غالب شود، و هدايت در ميان آنها پنهان گردد.#3940- يأتي علي النّاس زمان لا يقرّب فيه اِلّا الماحل، و لا يستظرف فيه اِلّا الفاجر، و لا يضعّف فيه اِلّا المنصف، يعدّون الصّدقة غرما، و صلة الرّحم منّا، و العبادة استطالة علي النّاس، و يظهر عليهم الهوي، و يخفي بينهم الهدي