﻿#3951- زهد، توانگري است#3951- الزّهد ثروة#3952- راحتي و آسايش در زهد است#3952- الرّاحة في الزّهد#3953- زهد، ميوه و ثمره دين است#3953- الزّهد ثمرة الدّين#3954- زهد، ميوه يقين است#3954- الزّهد ثمرة اليقين#3955- زهد، ريشه و اساس دين است#3955- الزّهد اصل الدّين#3956- زهد، اساس و پايه يقين است#3956- الزّهد اساس اليقين#3957- زهد، تجارت و معامله‏اي سود آور است#3957- الزّهد متجر رابح#3958- زهد، خوي انسانهاي با اخلاص است#3958- الزّهد سجيّة المخلصين#3959- زهد، كليد صلاح و شايستگي است#3959- الزّهد مفتاح صلاح#3960- زهد، كوتاه كردن آرزوها است#3960- الزّهد قصر الامل#3961- زهد ورزيدن (و خود را به زهد وادار كردن) انسان را به زهد و ترك دنيا ميكشاند#3961- التّزهّد يؤدّي الي الزّهد#3962- زهد در دنيا بزرگترين آسايش است#3962- الزّهد في الدّنيا الرّاحة العظمي#3963- زهد آن است كه نخواهي هر چه را نداري تا آنچه را داري تمام شود#3963- الزّهد أن لا تطلب المفقود حتّي يعدم الموجود#3964- باز داشتن خويش از آنچه در دست مردم است (و بياعتنايي نسبت بدان) يكي از دو بخش سخاوت است#3964- الكفّ عمّا في أيدي النّاس أحد السّخائين#3965- زهد آن است كه آرزوها را كوتاه كرده در اعمال خود اخلاص داشته باشي#3965- الزّهد تقصير الآمال و اخلاص الاعمال#3966- عاقل و خردمند كسي است كه زهد ورزد در دنياي فاني پست، و رغبت كند در بهشت والاي جاويد بلند مرتبه#3966- العاقل من زهد في دنيا فانية دنيّة، و رغب في جنّة سنيّة خالدة عالية#3967- زهد، برترين بخش از دو بخش آسايش دنياست#3967- الزّهد افضل الرّاحتين#3968- زهد، خوي پرهيزكاران و خصلت بازگشت كنندگان به سوي خداي تعالي است#3968- الزّهد شيمة المتّقين و سجيّة الاوّابين#3969- زهد، كمترين چيزي است كه يافت شود، و بزرگترين چيزي است كه شناخته شده، همه آن را ستايش كنند ولي بيشتر مردم آن را واگذارند#3969- الزّهد اقلّ ما يوجد و اجلّ ما يعهد، و يمدحه الكلّ و يتركه الجلّ#3970- زهد ورز در دنيا تا رحمت حق بر تو نازل گردد#3970- ازهد في الدّنيا تنزل عليك الرّحمة#3971- زهد ورز در دنيا تا خداوند عيوب دنيا را به تو بنماياند و بينايت گرداند بدان، و غافل و بيخبر نباش كه از تو غافل نيستند (و همه اعمال و رفتار تو تحت نظر است و ثبت و ضبط ميشود)#3971- ازهد في الدّنيا يبصّرك اللَّه عيوبها و لا تغفل فلست بمغفول عنك#3972- در دنيا بيرغبت باش و زهد ورز، و پرهيز كن از اين كه مرگ بر تو در آيد در حالي كه از پروردگار خود فرار كرده و در طلب دنيا تلاش ميكني، كه در اين صورت بدبخت خواهي بود#3972- ازهد في الدّنيا و اعزف عنها و ايّاك ان ينزل بك الموت و انت آبق من ربّك في طلبها فتشقي#3973- بيرغبت باش در دنيا و از آن دوري كن و بترس از اين كه مرگ در حالي به سراغت آيد كه دلت به دنيا بسته باشد كه در اين‏ صورت نابود خواهي شد#3973- ازهد في الدّنيا و اعزف عنها و ايّاك ان ينزل بك الموت و قلبك متعلّق بشيء منها فتهلك#3974- بنگريد به دنيا بسان كسي كه بدان رغبتي ندارد و از آن روي گردانده، كه به خدا سوگند دنيا به زودي آن كس را كه در آن سكونت گزيده از جاي بركند، و آنكه به لذتهاي دنيا سرگرم و ايمن است به مصيبت و رنج نشاند#3974- انظروا الي الدّنيا نظر الزّاهدين فيها الصّارفين عنها، فانّها و اللَّه عمّا قليل تزيل الثّاوي السّاكن، و تفجع المترف الآمن#3975- آيا شادمانت ميكند كه فرداي قيامت خدا را ديدار كني و از تو خوشنود باشد و خشمگين نباشد (اگر اين را ميخواهي) در دنيا زاهد و بيرغبت باش و نسبت به آخرت راغب و علاقه‏مند، و بر تو باد به تقواي الهي و صداقت و راستي، كه اين دو گرد آورنده و جامع دين هستند، و با طرفداران حق ملازم باش و كار آنها را انجام ده تا از ايشان باشي.#3975- ا يسرّك ان تلقي اللَّه غدا في القيامة و هو عليك راض غير غضبان كن في الدّنيا زاهدا و في الآخرة راغبا، و عليك بالتّقوي و الصّدق فهما جماع الدّين، و الزم اهل الحقّ و اعمل عملهم، تكن منهم#3976- دور انديش‏ترين شما كسي است كه زهدش بيشتر باشد#3976- احزمكم ازهدكم#3977- برترين عبادت، زهد ورزيدن است#3977- افضل العبادة الزّهادة#3978- آغاز زهد اين است كه خود را به ترك دنيا و زهد واداري#3978- اوّل الزّهد التزهّد#3979- برترين فرمانبرداريها و طاعتها زهد در دنياست#3979- افضل الطّاعات الزّهد في الدّنيا#3980- برترين زهدها پنهان كردن زهد است#3980- افضل الزّهد اخفاء الزّهد#3981- بزرگترين مردم از نظر سعادت كساني هستند كه زهدشان بيشتر باشد#3981- اعظم النّاس سعادة اكثرهم‏ زهادة#3982- اساس زهد آن است كه ميل و رغبت انسان بدانچه نزد خداست نيكو باشد#3982- اصل الزّهد حسن الرّغبة فيما عند اللَّه#3983- شايسته‏ترين مردم به زهد و بيرغبتي در دنيا كسي است كه نقص و كمي دنيا را شناخته باشد#3983- احقّ النّاس بالزّهادة من عرف نقص الدّنيا#3984- به راستي كه زاهدان در دنيا دلهاشان بگريد اگر چه (در ظاهر) بخندند، و اندوهشان سخت باشد اگر چه (در ظاهر) فرحناك باشند، و خشم ايشان از نفس خود بسيار باشد اگر چه مورد آرزو و غبطه ديگران باشند#3984- انّ الزّاهدين في الدّنيا لتبكي قلوبهم و ان ضحكوا، و يشتدّ حزنهم و ان فرحوا، و يكثر مقتهم انفسهم و ان اغتبطوا بما اوتوا#3985- به راستي كه زهد و بي رغبتي در دنيا كوتاه كردن آرزو، و سپاسگزاري نعمتهاي خدا، و پارسايي از محرمات الهي است، و اگر اينها همه نبود (لا اقل آن دو قسمت آخر در شما باشد يعني) غلبه نكند حرام بر صبر و بردباري شما، و در برابر نعمتها شكر و سپاسگزاري را فراموش نكنيد، زيرا خداي سبحان عذر خود را در اين باره از شما خواسته به وسيله حجّتهاي روشن و آشكار، و كتابهايي كه به طور وضوح و بي پرده اين عذر را بيان كرده است.#3985- انّ الزّهادة قصر الامل و الشّكر علي النّعم و الورع عن المحارم، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم، و لا تنسوا عند النّعم شكركم، فقد اعذر اللَّه سبحانه اليكم بحجج مسفرة ظاهرة، و كتب بارزة العذر واضحة#3986- اگر كار خود را دريافته‏اي يا به شناخت نفس خويش رسيده‏اي، از دنيا روي بگردان، و در آن بيرغبت باش كه به راستي دنيا خانه بدبختان است و سراي نيكبختان نيست، شادابي آن دروغ و باطل، و زيور آن فريب است، ابرهايش پراكنده و بخششهاي آن بازگشت داده خواهد شد#3986- ان عقلت امرك او اصبت معرفة نفسك فاعرض عن الدّنيا و ازهد فيها، فانّها دار الاشقياء و ليست بدار السّعداء، بهجتها زور و زينتها غرور، و سحائبها متقشّعة و مواهبها مرتجعة#3987- اگر به راستي به ماندن و بقا علاقه‏مند و راغب هستيد، پس بياييد و در جهان فاني زهد ورزيد#3987- ان كنتم في البقاء راغبين فازهدوا في عالم الفناء#3988- تو هيچگاه براي دنيا آفريده نشده‏اي پس در آن زهد ورز و از آن روي بگردان#3988- انّك لن تخلق للدّنيا فازهد فيها و اعرض عنها#3989- به راستي كه شما اگر زهد ورزيد از بدبختي دنيا آسوده شده و به سراي پايدار و ماندني رسيده و رستگار شده‏ايد#3989- انّكم ان زهدتم خلصتم من شقاء الدّنيا و فزتم بدار البقاء#3990- هر گاه شخص زاهد از مردم گريخت او را بجوي (و بدانكه زهد او واقعي است و حقيقت دارد)#3990- اذا هرب الزّاهد من النّاس فاطلبه#3991- هر گاه ديدي زاهد در جستجوي مردم و به دنبال آنهاست از او بگريز (و بدان كه حقيقت ندارد و فريبكار است)#3991- اذا طلب الزّاهد النّاس فاهرب منه#3992- به وسيله زهد درخت حكمت و فرزانگي بار دهد، و به بار نشيند#3992- بالزّهد تثمر الحكمة#3993- ميوه زهد، آسودگي است#3993- ثمرة الزّهد الرّاحة#3994- بهاي بهشت، زهد در دنياست#3994- ثمن الجنّة الزّهد في الدّنيا#3995- زهد نيكو از برترين مراتب ايمان است، و رغبت در دنيا يقين را تباه كند#3995- حسن الزّهد من افضل الايمان، و الرّغبة في الدّنيا تفسد الايقان#3996- بهترين مردم كسي است كه نفس او زهد ورزد، و ميل و رغبتش به دنيا كم باشد، شهوت و خواسته‏هايش مرده، و ايمانش پاك و خالص، و يقين او صادق و درست باشد#3996- خير النّاس من زهدت نفسه و قلّت رغبته و ماتت شهوته و خلص ايمانه و صدق ايقانه#3997- اساس و ريشه سخاوت و گذشت، زهد در دنياست#3997- رأس السّخاء الزّهد في الدّنيا#3998- زيور حكمت و فرزانگي، زهد و بيرغبتي در دنياست#3998- زين الحكمة الزّهد في الدّنيا#3999- زهد تو در مورد دنيا رهاييات دهد، و ميل و رغبت در دنيا نابودت كند#3999- زهدك في الدّنيا ينجيك و رغبتك فيها ترديك#4000- زهد انسان در آنچه فاني شود به مقدار يقين او است در آنچه بر جاي ميماند#4000- زهد المرء فيما يفني علي قدر يقينه بما يبقي#4001- وسيله اصلاح نفس روي گرداندن از دنيا است#4001- سبب صلاح النّفس العزوف عن الدّنيا#4002- خوشا به حال آنها كه نسبت به دنيا بيرغبت، و در آخرت راغب و مشتاقند، اينانند كه زمين را فرش و خاكش را بستر، و آب آن را بوي خوش، و قرآن را شعار (جامه زيرين) و دعا را دثار (جامه رويين) قرار داده، و دنيا را پيموده‏اند همان گونه كه حضرت مسيح- كه بر پيامبر ما و بر او باد-  درود پيمود.#4002- طوبي للزّاهدين في الدّنيا الرّاغبين في الآخرة، اولئك اتّخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدّعاء دثارا، و قرضوا الدّنيا علي منهاج المسيح عيسي بن مريم علي نبيّنا و عليه السّلام#4003- بر تو باد به زهد كه به راستي زهد كمك كار و ياور دين است#4003- عليك بالزّهد فانّه عون الدّين#4004- فضيلت و برتري عقل، به زهد و بيرغبتي در دنياست#4004- فضيلة العقل الزّهادة#4005- چگونه زهد ورزد در دنيا كسي كه قدر و ارزش آخرت را نشناخته است#4005- كيف يزهد في الدّنيا من لا يعرف قدر الآخرة#4006- وسيله تحصيل و به دست آوردن علم و دانش، زهد در دنياست#4006- كسب العلم الزّهد في الدّنيا#4007- براي سعادت و نيكبختي انسان همين بس كه روي بگرداند از آنچه نابود شدني است، و شائق گردد بدانچه ماندني است#4007- كفي بالمرء سعادة ان يعزف عمّا يفني و يتولّه بما يبقي#4008- از آن مردماني باشيد كه فنا و نيستي دنيا را شناخته و در آن زهد ورزيده، و بقا و ماندن آخرت را دانسته و براي آن كار كرده است#4008- كونوا ممّن عرف فناء الدّنيا فزهد فيها، و علم بقاء الآخرة فعمل لها#4009- كسي كه دنيا را بشناسد زهد ورزد#4009- من عرف الدّنيا تزهّد#4010- كسي كه يقين دارد بدانچه به جاي ميماند، زهد ورزد در آنچه از ميان ميرود و فاني ميشود#4010- من ايقن بما يبقي زهد فيما يفني#4011- كسي كه زهد ورزد، رنج و مصيبتها برايش آسان شود#4011- من زهد هانت عليه المحن#4012- بايد زهد و بيرغبتي تو در چيزي باشد كه از ميان ميرود و زوال ميپذيرد، زيرا كه چنين چيزي براي تو نميماند، و تو هم براي او نخواهي ماند#4012- ليكن زهدك فيما ينفد و يزول فانّه لا يبقي لك و لا تبقي له#4013- نيازمند و فقير نشود كسي كه زهد ورزد#4013- لن يفتقر من زهد#4014- كسي كه در دنيا زهد ورزد دين خود را حفظ كرده است#4014- من زهد في الدّنيا حصّن دينه#4015- كسي كه در دنيا زهد ورزد، دنيا از دستش نرود (و آنچه مقدر شده به او خواهد رسيد و زهد چيزي را از او نگيرد)#4015- من زهد في الدّنيا لم تفته#4016- كسي كه در دنيا رغبت كند او را به تعب و رنج اندازد، و به بدبختي كشاند#4016- من رغب فيها اتعبته و أشقته#4017- كسي كه از دنيا روي بگرداند، دنيا با حال خواري به نزدش آيد#4017- من عزف عن الدّنيا اتته صاغرة#4018- كسي كه از دنيا كنده و جدا شود مصيبتها بر او آسان گردد#4018- من لهي عن الدّنيا هانت عليه المصائب#4019- كسي كه بر گذشته افسوس نخورد، و به آينده شادمان نگردد، زهد را به دو طرف آن دريافت كرده است#4019- من لم يأس علي الماضي و لم يفرح بالآتي فقد اخذ الزّهد بطرفيه#4020- كسي كه در دنيا زهد ورزد، مصيبتها را آسان گيرد#4020- من زهد في الدّنيا استهان بالمصائب#4021- كسي كه در دنيا زهد ورزد جان خود را آزاد كرده، و پروردگارش را خوشنود سازد#4021- من زهد في الدّنيا اعتق نفسه و ارضي ربّه#4022- كسي كه در دنيا زهد ورزد ديده‏اش به بهشت برين «جنّة الماوي» روشن گردد#4022- من زهد في الدّنيا قرّت عينه بجنّة المأوي#4023- كسي كه در دنيا زهد نورزد بهره‏اي از بهشت برين ندارد#4023- من لم يزهد في الدّنيا لم يكن له نصيب في جنّة المأوي#4024- با زهد است كه درخت حكمت و فرزانگي به بار نشيند و ميوه دهد#4024- مع الزّهد تثمر الحكمة#4025- سود ندهد زهد كسي كه از آز و طمع خود را جدا نكرده، و به پارسايي و ورع خود را نياراسته است#4025- لا ينفع زهد من لم يتخلّ عن الطّمع و يتحلّ بالورع#4026- براي كسي كه مردم را شناخته شايسته است كه زاهد و بيرغبت باشد بدانچه در دست آنها است#4026- ينبغي لمن عرف النّاس أن يزهد فيما في أيديهم#4027- اي مردم در دنيا زهد ورزيد كه به راستي زندگي آن كوتاه و خير آن اندك، و به راستي كه اين دنيا سراي رفتن و جايگاه بر هم خوردن است و به راستي كه دنيا اجلها را نزديك، و آرزوها را قطع كند، آگاه باشيد كه اين دنيا، همچون زن روسپي هوس انگيزي است كه خود را نشان دهد و سپس با نفرت پشت كند، و همچون مركب سركشي كه هنگام دويدن از رفتن باز ايستد و دروغگويي است خيانت پيشه.#4027- يا أيّها النّاس ازهدوا في الدّنيا، فانّ عيشها قصير، و خيرها يسير، و اِنّها لدار شخوص، و محلّة تنغيص، و اِنّها لتدني الآجال، و تقطع الآمال، ألا و هي المتصدّية العنون، و الجامحة الحزون، و المانية الخئون#4028- براي كسي كه دنيا را شناخته شايسته است كه در آن زهد ورزد و از آن دوري گزيند#4028- ينبغي لمن عرف الدّنيا ان يزهد فيها و يعزف عنها#4029- شايسته است براي كسي كه شتاب زوال دنيا را دانسته كه در آن زهد ورزد#4029- ينبغي لمن علم سرعة زوال الدّنيا ان يزهد فيها#4030- با نشان دادن بيرغبتي نسبت به آنچه در دست مردم است دوستي آنها را جلب كن، تا از محبّت آنها بهره‏مند شوي#4030- تحبّب الي النّاس بالزّهد فيما أيديهم تفز بالمحبّة منهم#4031- به راستي كه (ارزش و اهميت) بيرغبتي در باره جهل و ناداني، به اندازه رغبت داشتن در عقل است#4031- انّ الزّهد في الجهل بقدر الرّغبة في العقل