﻿#4145- زمانهاي شادي به زودي ربوده شود#4145- اوقات السّرور خلسة#4146- شادي، نفس انسان را ميگشايد و نشاط را بر ميانگيزد#4146- السّرور يبسط النّفس و يثير النّشاط#4147- به راستي كه انسان گاه است كه شاد ميكند او را دريافت چيزي كه مقرر نبود كه از او فوت شود، و گاه است كه بدحال و ناراحت كند او را از دست رفتن چيزي كه قرار نبود به او برسد، در اين صورت بايد شادي تو در آن چيزي از آخرت باشد كه آن را بيابي، و تأسف تو در باره چي#4147- اِنّ المرء قد يسرّه درك ما لم يكن ليفوته و يسوءه فوت ما لم يكن ليدركه، فليكن سرورك بما نلت من آخرتك، و ليكن اسفك علي ما فاتك منها، و ليكن همّك لما بعد الموت#4148- به اندازه شادي، كدورت و بد حالي است#4148- بقدر السّرور يكون التّنغيص#4149- با رسيدن مصيبتها شاديها مكدّر شود#4149- بالفجائع يتنغّص السّرور#4150- چه بسا شاديها كه مكدّر و تيره گردد#4150- ربّما تنغّص السّرور#4151- شادي مؤمن به اطاعت پروردگار است و اندوهش در باره گناه او است#4151- سرور المؤمن بطاعة ربّه و حزنه علي ذنبه#4152- گاهي است كه شاديها مكدّر و تيره شود#4152- قد يتنغّص السّرور#4153- هر شادماني مكدّر شود#4153- كلّ سرور متنغّص#4154- چه بسا خوشحالي و سروري كه انسان را به اندوه ابدي بكشاند#4154- كم من فرح افضي به فرحه الي حزن مخلّد#4155- كسي نيست كه در دلي شادماني بنهد جز آنكه خداوند از اين شادماني لطفي را خلق كند كه هر گاه مصيبتي به آن شخص برسد، اين لطف به سوي آن مصيبت روان شود همانند آبي كه در سراشيبي روان شود تا آن مصيبت را از او دور گرداند، همان گونه كه شتر غريبه را شتران خودي از خود#4155- ما أودع احد قلبا سرورا الّا خلق اللّه من ذلك السّرور لطفا، فاذا نزلت به نائبة جري اليها كالماء في انحداره حتّي يطردها عنه كما تطرد الغريبة من الابل#4156- فرحناك نباش به آنچه ميآيد (زيرا چه بسا موانعي پيش آيد و از آمدنش جلوگيري كند)#4156- لا تفرح بما هو آت