﻿#4187- اسراف كاري، مال بسيار را نابود ميكند#4187- الاسراف يفني الجزيل#4188- اسراف، مال زياد را نيست و نابود ميكند#4188- الاسراف يفني الكثير#4189- زشت‏ترين بذل و بخششها، اسرافكاري است#4189- اقبح البذل السّرف#4190- اسراف را به صورت ميانه روي در آور، و در امروز زندگي، فردا را نيز به ياد آور#4190- ذر الاسراف مقتصدا و اذكر في اليوم غدا#4191- سبب فقر و نداري، اسرافكاري است#4191- سبب الفقر الاسراف#4192- اسراف را واگذار، زيرا شخص اسرافكار نه جود و بخشش او ستايش شود، و نه هنگام فقر و نداري مورد مهر ديگران قرار گيرد#4192- ذر السّرف فانّ المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره#4193- زشتي سخاوت، اسراف است (كه اگر از حدّ گذشت ديگر زيور نيست بلكه زشتي است)#4193- شين السّخاء السّرف#4194- اسراف را واگذار و ميانه روي كن، و در امروز، فردا را ياد كن، و از مال خويش به مقدار ضرورت نگه دار، و زياده بر آن را براي روز نياز و حاجتت (روز قيامت) از پيش فرست#4194- فدع الاسراف مقتصدا و اذكر في اليوم غدا، و امسك من المال بقدر ضرورتك و قدّم الفضل ليوم حاجتك#4195- اسراف كاري بسيار، نابود ميكند#4195- كثرة السّرف تدمّر#4196- بيهوده خرج كردن براي اسرافكاري كافي است#4196- كفي بالتّبذير سرفا ما فوق الكفاف اسراف#4197- بيش از كفاف خرج كردن، اسرافكاري است#4197- ما فوق الكفاف اسراف#4198- واي بر اسرافكار چه چيز او را دور كرده از اصلاح خويش و بازيافت و تدارك كارش#4198- ويح المسرف ما أبعده عن صلاح نفسه و استدراك امره#4199- با اسرافكاري توانگري و بينيازي نيست#4199- لا غني مع اسراف#4200- به راستي كه نگه داشتن خسيس بهتر است از بخشش اسرافكار#4200- انّ امساك الحافظ اجمل من بذل المضيّع