﻿#4797- خواهش، انسان را بر ميانگيزاند و تحريك ميكند#4797- الشّهوة تغري#4798- خواسته‏ها و خواهشها آفتهايي هستند#4798- الشّهوات آفات#4799- خواهشهاي نفساني كشنده است#4799- الشّهوات قاتلات#4800- خواسته و خواهش، رباينده است (عقل و هوش يا ايمان و تقوا را ميبرد)#4800- الشّهوة حرب#4801- نادان، برده خواهش خويش است#4801- الجاهل عبد شهوته#4802- خواهشهاي نفس، دامهاي شيطانند#4802- الشّهوات مصائد الشّيطان#4803- خواهش و خواسته زيانبارترين دشمنانند#4803- الشّهوة اضرّ الاعداء#4804- خواهشها، زهرهايي كشنده است#4804- الشّهوات سموم قاتلات#4805- خواهشها و آدمهاي نادان را به بردگي در آورد#4805- الشّهوات تسترقّ الجهول#4806- عاقل و خردمند كسي است كه خواهش خود را بميراند (و سركوب كند)#4806- العاقل من امات شهوته#4807- فرمانبرداري خواهش بدترين دردها است#4807- الانقياد للشّهوة ادوء الدّاء#4808- خواهش يكي از دو بخش (و نيمي) از وسائل گمراه كننده است#4808- الشّهوة احد المغويين#4809- خواهشها بيماريهايي است كشنده و بهترين داروي آن فراهم كردن صبر و بردباري در برابر آنهاست#4809- الشّهوات اعلال قاتلات و افضل دوائها اقتناء الصّبر عنها#4810- خواهشها آفتهاي و كوفتهايي است كشنده، و بهترين داروي آن فراهم كردن صبر و خويشتن داري در برابر آنهاست#4810- الشّهوات آفات قاتلات و خير دوائها اقتناء الصّبر عنها#4811- بر خواهش نفس غالب آي تا حكمت و فرزانگي براي تو كامل شود#4811- اغلب الشّهوة تكمل لك الحكمة#4812- خويشتن را از خواهشها باز دار تا از آفتها سالم بماني#4812- امنع نفسك من الشّهوات تسلم من الآفات#4813- از خواهشهاي نفساني دوري كنيد كه شما را به سوي ارتكاب گناهان و يورش بر بديها ميبرد#4813- اهجروا الشّهوات فانّها تقودكم الي ركوب الذّنوب و التّهجّم علي السّيّئات#4814- بر شما باد كه پرهيز كنيد از حاكم شدن خواهشها بر شما كه حاضر آنها نكوهيده و آينده آنها (در آخرت) وخيم (سخت و دشوار) است#4814- ايّاكم و تحكّم الشّهوات عليكم فانّ عاجلها ذميم و آجلها وخيم#4815- بپرهيزيد از غالب شدن خواهشها بر دلهاتان كه آغازش بردگي و انجامش هلاكت و نابودي است#4815- ايّاكم و غلبة الشّهوات علي قلوبكم فانّ بدايتها ملكة و نهايتها هلكة#4816- برترين پارسايي پرهيز كردن از خواهشهاي نفساني است#4816- افضل الورع تجنّب الشّهوات#4817- آغاز خواهش شادي، و پايانش هلاكت و نابودي است#4817- اوّل الشّهوة طرب و آخرها عطب#4818- عيبناك گردانده خويشتن را كسي كه خواهشها بر او فرمانروا گشته و طمعها او را به بردگي خود در آورده است#4818- ازري بنفسه من ملكته الشّهوة و استعبدته المطامع#4819- تنگدست‏ترين مردم كسي است كه خواسته‏هايش بسيار و همّتش بلند، خرجش زياد و در آمد و كمك خرجش اندك است#4819- اضيق النّاس حالا من كثرت شهوته و كبرت همّته و زادت مئونته‏و قلّت معونته#4820- به راستي كه برترين مردم در پيشگاه خداوند كسي است كه عقل و خرد خود را زنده كرده، و خواهش نفساني را كشته است، و نفس خويش را به خاطر اصلاح آخرت به رنج و تعب افكنده است#4820- انّ افضل النّاس عند اللَّه من احيي عقله و امات شهوته و اتعب نفسه لصلاح آخرته#4821- به راستي كه زيرك كسي است كه شهوت و خواسته دل را جلوگيري كند، و هنگام تحريك خشم و تعصبهاي خشك آن را بازگردانده و سركوب كند#4821- انّ الكيّس من كان لشهوته مانعا و لنزوته عند الحفيظة واقما قامعا#4822- به راستي كه شما اگر خواسته‏هاي نفس را بر خود مسلّط گردانيد شما را به سوي سبكسري و گمراهي ببرد#4822- انّكم ان ملّكتم شهواتكم نزت بكم الي الاشر و الغواية#4823- هنگامي كه عقل كامل شد، خواهشها كم ميشود#4823- اذا كمل العقل نقصت الشّهوة#4824- هنگامي كه ديده انسان تنها خواسته و شهوت را ببيند، قلب او از مشاهده سرانجام كار كور گردد#4824- اذا ابصرت العين الشّهوة عمي القلب عن العاقبة#4825- هنگامي كه خواهش و شهوت بر تو غلبه كرد، تو با اختصار بر او غلبه كن#4825- اذا غلبت عليك الشّهوة فاغلبها بالاختصار#4826- با مالك شدن شهوت (و در اختيار گرفتن آن) پاكيزگي از هر عيبي حاصل شود#4826- بملك الشّهوة التّنزّه عن كلّ عاب#4827- رها كردن و واگذاردن خواهشها برترين عبادتها و زيباترين عادتهاست#4827- ترك الشّهوات افضل عبادة و اجمل عادة#4828- با شهوت خويش پيكار كن و بر خشم خويش غالب شو، و باعادتهاي ناپسند مخالفت كن تا جان خود را پاك كرده، و عقل و خردت را كامل نموده، و پاداش نيك پروردگار خود را بطور كامل به دست آوري#4828- جاهد شهوتك و غالب غضبك و خالف سوء عادتك، تزك نفسك و يكمل عقلك و تستكمل ثواب ربّك#4829- شيريني خواسته و شهوت را ننگ رسوايي مكدّر و تيره سازد (در دنيا و آخرت)#4829- حلاوة الشّهوة ينغّصها عار الفضيحة#4830- بهترين مردم كسي است كه نفس خويش را از شهوتها پاك كرده، و خشم خويش را ريشه كن نموده، و پروردگار خويش را خوشنود ساخته باشد#4830- خير النّاس من طهّر من الشّهوات نفسه و قمع غضبه و ارضي ربّه#4831- اساس تقوي و پرهيزكاري ترك شهوت و خواهش دل است#4831- رأس التّقوي ترك الشّهوة#4832- بازگرداندن شهوت براي فراغت و آسودگي آسان‏تر است، و بر آوردنش سخت‏تر است (زيرا با ردّ شهوت آسوده شود، ولي با انجام آن دوباره خواهش ديگر پيش آيد و هم چنين پيوسته دچار خواهشي گردد)#4832- ردّ الشّهوة أقضي لها و قضاؤها اشدّ لها#4833- باز داشتن خواهش و خشم، پيكار مردمان شريف و نجيب است#4833- ردع الشّهوة و الغضب جهاد النّبلاء#4834- باز گردان نفس خويش را هنگام خواهشها، و بر پاي دار آن را بر كتاب خدا در هنگام شبهه‏ها#4834- ردّ عن نفسك عند الشّهوات، و اقمها علي كتاب اللَّه عند الشّبهات#4835- خواهش و شهوت بسيار، مردي و مردانگي را لكه دار كند#4835- زيادة الشّهوة تزري بالمروّة#4836- سبب شر و بدي غلبه كردن خواهش و شهوت است#4836- سبب الشّرّ غلبة الشّهوة#4837- خوي عاقلان كمي شهوت و كمي غفلت و بيخبري است#4837- شيمة العقلاء قلّة الشّهوة و قلّة الغفلة#4838- زبانه افروخته شهوت شعله‏ور شود براي نابودي جان و روح#4838- ضرام الشّهوة تبعث علي تلف المهجة#4839- گمراهي نفوس انسانها در ميان خواسته‏هاي شهوت و خشم است#4839- ضلال النّفوس بين دواعي الشّهوة و الغضب#4840- مخالفت كنيد با شهوت و خواهش به ريشه كن كردن آن#4840- ضادّو الشّهوة بالقمع#4841- مخالفت كنيد با خواهش دل همانند مخالفت ضدّي با ضدّ ديگر، و بجنگيد با آن همانند جنگ دشمن با دشمن#4841- ضادّوا الشّهوة مضادّة الضّدّ ضدّه، و حاربوها محاربة العدوّ العدوّ#4842- پيروي از خواهش دل دين را تباه كند#4842- طاعة الشّهوة تفسد الدّين#4843- جانهاي خود را از چركي خواهشها و شهوات پاك كنيد تا به درجه‏هاي والا و رفيع برسيد#4843- طهّروا انفسكم من دنس الشّهوات تدركوا رفيع الدّرجات#4844- پيروي از خواهش دل، تباهي و نابودي است و نافرماني آن پادشاهي#4844- طاعة الشّهوة هلك و معصيتها ملك#4845- هوا و هوس پيروز و غالب شود بر كسي كه فرمانبردار خواهش خويش گردد#4845- ظفر الهوي بمن انقاد لشهوته#4846- پيروز شود به رسيدن به بهشت برين كسي كه از شهوتهاي دنيا روي بگرداند#4846- ظفر بجنّة المأوي من اعرض عن شهوات الدّنيا#4847- برده شهوت خوارتر از برده انساني است#4847- عبد الشّهوة اذلّ من عبد الرّقّ#4848- برده شهوت، اسيري است كه از اسارت بيرون نيايد#4848- عبد الشّهوة اسير لا ينفكّ اسره#4849- غالب شدن خواهش دل، بزرگترين نابودي است، و مالك شدن بر آن نيز بزرگترين مالكيّت است#4849- غلبة الشّهوة اعظم هلك و ملكها اشرف ملك#4850- غالب شدن شهوت، خويشتن داري را از بين ميبرد و به جايگاه نابودي در آورد#4850- غلبة الشّهوة تبطل العصمة و تورد الهلك#4851- غالب شو بر شهوت پيش از اعتياد و شيفتگي بدان، كه اگر قوي و نيرومند شد مالك تو گردد و اختيار تو را به دست گيرد و نيروي ايستادگي در برابر آن را نخواهي داشت#4851- غالب الشّهوة قبل قوّة ضراوتها، فانّها ان قويت ملكتك و استفادتك و لم تقدر علي مقاومتها#4852- به راستي كه خواهشها خرد او را دريده، و دلش را ميرانده، و نفس او را بر آنها شيفته كرده است#4852- قد خرقت الشّهوات عقله و اماتت قلبه و ولّهت عليها نفسه#4853- قرين و همراه خواهشهاي دل، اسير پي آمدهاي آن است#4853- قرين الشّهوات اسير التّبعات#4854- در برابر خواهش و شهوت پايداري كن براي ريشه كن كردن آن، تا پيروز شوي#4854- قاوم الشّهوة بالقمع لها تظفر#4855- كسي كه با شهوت و خواهش قرين او همراه است، نفس او دردمند و عقل او بيمار است#4855- قرين الشّهوة مريض النّفس معلول العقل#4856- چگونه خويشتن داري كند از خواهش كسي كه نگهداري خداوند او را ياري ندهد#4856- كيف يصبر عن الشّهوة من لم تعنه العصمة#4857- چه بسا شهوت و خواهشي كه از رتبه‏اي جلوگيري كند#4857- كم من شهوة منعت رتبة#4858- چگونه به حقيقت زهد و بيرغبتي دنيا رسد كسي كه خواهش خود را نكشته است#4858- كيف يصل الي حقيقة الزّهد من لم يمت شهوته#4859- بنده خدا هلاك نشود تا وقتي كه شهوت و خواهش خود را بر دينش مقدم دارد#4859- لن يهلك العبد حتّي يؤثر شهوته علي دينه#4860- در ميان گناهان سخت‏تر از پيروي خواهش نفس نيست، از آن پيروي نكنيد كه شما را از خدا باز دارد#4860- ليس في المعاصي اشدّ من اتّباع الشّهوة فلا تطيعوها فيشغلكم عن اللَّه#4861- اگر در خواهشها زهد ورزيد و بدانها رغبت نكنيد از آفتها سالم بمانيد#4861- لو زهدتم في الشّهوات لسلمتم من الآفات#4862- كسي كه بر خواهش غالب آيد عقلش آشكار گردد#4862- من غلب شهوته ظهر عقله#4863- كسي كه شهوتش بسيار شد مردي و مردانگياش كم شود#4863- من زادت شهوته قلّت مروّته#4864- كسي كه شهوت بر او غالب شد جانش سالم نخواهد ماند#4864- من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه#4865- كسي كه عقل و خردش كامل شد خواهشها را سبك شمارد#4865- من كمل عقله استهان بالشّهوات#4866- كسي كه خويشتن داري كند در برابر خواهش خود، مردانگي را به نهايت رسانده است‏#4866- من صبر علي شهوته تناهي في المروّة#4867- كسي كه اختيار خواهش نفس خويش را در دست گيرد پرهيزكار است#4867- من ملك شهوته كان تقيّا#4868- هر كس پارسايي كند از خواهشهاي نفس، خود را نگه داشته است#4868- من تورّع عن الشّهوات صان نفسه#4869- كسي كه خواهش نفس را بميراند، مردي و مردانگي خود را زنده كرده است#4869- من امات شهوته احيي مروّته#4870- كسي كه خواهشش زياد باشد خرجش سنگين گردد#4870- من كثرت شهوته ثقلت مئونته#4871- كسي كه بر خواهش خويش غالب شود قدر و ارزش خود را نگه داشته است#4871- من غلب شهوته صان قدره#4872- كسي كه بشتابد به سوي خواهشها شتابان شود به سويش آفتها#4872- من تسرّع الي الشّهوات تسرّع اليه الآفات#4873- كسي كه مشتاق بهشت شد خواهشها را فراموش كند#4873- من اشتاق الي الجنّة سلا عن الشّهوات#4874- كسي كه حريص شود به خواهشها مباح ساخته بر خويش مصيبتهاي بزرگ را#4874- من غري بالشّهوات اباح نفسه الغوائل#4875- كسي كه مالك شهوت خويش گردد مردانگياش كامل و سرانجام و عاقبتش نيكو شود#4875- من ملك شهوته كملت مروّته و حسنت عاقبته#4876- كسي كه نفس و جانش نزد وي گرامي و ارجمند باشد، شهوت و خواهش بر او خوار و پست گردد#4876- من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته#4877- كسي كه پيروي كند از نفس خود در خواهشهايي كه دارد، كمك به نابودي آن كرده است#4877- من اطاع نفسه في شهواتها فقد اعانها علي هلكها#4878- كسي كه مالك شهوت خويش نباشد مالك عقل خود نخواهد بود#4878- من لم يملك شهوته لم يملك عقله#4879- كسي كه خواهش خود را با ترك كردن و رها كردن مداوا نكند پيوسته بيمار است#4879- من لم يداو شهوته بالتّرك لم يزل عليلا#4880- كسي كه شرافت مقصد خود را بشناسد از پستي شهوت و آرزوي دروغ نگاهش دارد#4880- من عرف شرف معناه صانه عن دنائة شهوته و زور مناه#4881- چند برابر شدن گناهان از پيروي كردن خواهش است#4881- من مطاوعة الشّهوة تضاعف الآثام#4882- چه نيكو است براي انسان كه خود را نگه دارد از آنچه دل ميخواهد#4882- ما احسن بالانسان ان يصبر عمّا يشتهي#4883- چه نيكو است براي انسان كه نخواهد آنچه را شايسته او نيست#4883- ما أحسن بالاِنسان أن لا يشتهي ما لا ينبغي#4884- هيچ چيزي از نافرمانيهاي خداي سبحان به سراغ انسان نيايد جز از راه شهوت و خواهش#4884- ما شي‏ء من معصية اللَّه سبحانه يأتي الّا في شهوة#4885- مغلوب شهوت و خواهش خوارتر از مملوك بردگي است#4885- مغلوب الشّهوة اذلّ من مملوك الرّقّ#4886- كسي كه به طور دائم پيروي خواهشهاي خود كند زمين خورده آفتها و همراه و قرين با گناهان است، با يقيني كه به پي آمدهاي آن دارد#4886- مدمن الشّهوات صريع الآفات مقارن السّيّئات موقن‏ بالثّبات#4887- زياده روي نكن در خواهش و خشم كه اين دو تو را عيبناك كنند#4887- لا تسرف في شهوتك و غضبك فيزريا بك#4888- هيچ پارسايي همانند غالب شدن بر شهوت نيست#4888- لا ورع كغلبة الشّهوة#4889- با وجود شهوت و تسلط آن، عقلي در كار نيست#4889- لا عقل مع شهوة#4890- شهوت با حكمت جمع نشود#4890- لا تجتمع الشّهوة و الحكمة#4891- چيزي تقوا را تباه نكند جز غلبه كردن شهوت و خواهش#4891- لا يفسد التّقوي الّا غلبة الشّهوة#4892- فتنه و آشوبي بزرگتر از فتنه شهوت نيست#4892- لا فتنة أعظم من الشّهوة#4893- در شهوت فاني و نابود شدني، لذّتي نيست#4893- لا لذّة في شهوة فانية#4894- شايسته نيست عاقل بشمار آيد كسي كه خشم و شهوت بر او غلبه كرده است#4894- لا ينبغي ان يعدّ عاقلا من يغلبه الغضب و الشّهوة#4895- دلي كه شهوت در آن باشد حكمت در آن دل جاي نگيرد#4895- لا تسكن الحكمة قلبا مع شهوة