﻿#5300- دوست صميمي نزديك‏ترين نزديكان است#5300- الصّديق اقرب الاقارب#5301- دوست راستين كسي است كه راست باشد، پنهان و غيب او (همانند آشكار و ظاهرش)#5301- الصّديق من صدق غيبه#5302- به تباهي كشاندن رفاقت و دوستي دوست، از نداشتن توفيق است#5302- استفساد الصّديق من عدم التّوفيق#5303- دوست صميمي برترين بخش از دو بخش اندوخته در زندگي است#5303- الصّديق أفضل الذّخرين#5304- دوست صميمي برترين اندوخته، و دوستياش پاينده‏تر است#5304- الصّديق أفضل عدّة و أبقي مودّة#5305- دوست صميمي، انساني است كه او، تو هستي، جز آنكه در ظاهر غير از تو باشد#5305- الصّديق اِنسان هو أنت اِلّا أنّه غيرك#5306- دوست صميمي كسي است كه تو را در مورد عيبهايت نصيحت كند، و در غياب تو را نگه دارد، و تو را بر خود مقدّم دارد#5306- الصّديق الصّدوق من نصحك في عيبك، و حفظك في غيبك، و آثرك علي نفسه#5307- دوستان صميمي جان واحدي هستند در بدنهاي پراكنده#5307- الاصدقاء نفس واحدة في جسوم متفرّقة#5308- دوست واقعي كسي است كه از ستم و دشمني تو را باز دارد، و بر نيكي و احسان ياورت باشد#5308- الصّديق من كان ناهيا عن الظّلم و العدوان معينا علي البرّ و الاحسان#5309- ببخشاي بر دوست خود كمال مودّت و دوستي را، ولي همه اطمينان خود را به او نكن، و نسبت به او از خويشتن همه مواسات را انجام ده ولي همه اسرار خود را به او بازگو مكن#5309- ابذل لصديقك كلّ المودّة و لا تبذل له كلّ الطّمانينة، و اعطه من نفسك كلّ المواساة و لا تقصّ اليه بكلّ اسرارك#5310- بپرهيز از اين كه دوست خود را چنان از نزد خود براني كه جايي براي دوستي باقي نگذاري، و از رفاقت و انس با او مقداري بر جاي نه كه براي بازگشت بدان اعتماد كند#5310- ايّاك ان تخرج صديقك اخراجا يخرجه عن مودّتك، و استبق له من انسك موضعا يثق بالرّجوع اليه#5311- هنگامي كه خلافكاريهاي دوست زياد شد، شادماني نسبت به او كم شود#5311- اِذا كثرت ذنوب الصّديق قلّ السّرور به#5312- هنگامي كه بيوفايي دوست نسبت به انسان آشكار گرديد، جدايي از او آسان شود (و ديگر عذري در كار نيست)#5312- اِذا ظهر غدر الصّديق سهل هجره#5313- آدم دلگير و ملول دوست بدي است#5313- بئس الصّديق الملول#5314- چه بسا دوستي كه برخورد شود با او به خاطر نادانياش نه به خاطر نيت و قصد درونياش#5314- ربّ صديق يؤتي من جهله لا من نيّته#5315- دوست صميمي تو كسي است كه تو را از كارهاي زشت باز دارد، و دشمن تو كسي است كه تو را به كار زشت وادارد#5315- صديقك من نهاك و عدوّك من اغراك#5316- در هنگام از بين رفتن و زوال قدرت است كه دوست از دشمن آشكار گردد#5316- عند زوال القدرة يتبيّن الصّديق من العدوّ#5317- در سختي است كه دوست آزمايش شود#5317- في الشّدّة يختبر الصّديق#5318- كسي كه به خاطر هر كار خلافي از برادران فاصله بگيرد و دوري كند، ياران و دوستانش كم شوند#5318- من جانب الاخوان علي كلّ ذنب قلّ اصدقاؤه#5319- كسي كه فاسد گرداند دوست خود را از عدد خويش (كه دوستانش هستند) كم كرده است#5319- من استفسد صديقه نقص من عدده#5320- كسي كه اهتمام ورزد در باره تو (و غمخواري تو كند) او دوست صميمي تو است#5320- من اهتمّ بك فهو صديقك#5321- كسي كه نسبت به دوست خود خورده گيري كند و ريز بين باشد، دوستي او بريده شود#5321- من استقصي علي صديقه انقطعت مودّته#5322- كسي كه خوشنود نباشد از دوست خود مگر به اين كه او را بر خود مقدم دارد، خشمش دائمي باشد#5322- من لم يرض من صديقه الّا بايثاره علي نفسه دام سخطه#5323- كسي كه در جستجوي دوستي صميمي و راست و درست و با وفا باشد چيزي را ميجويد كه نمييابد#5323- من طلب صديق صدق وفيّا طلب ما لا يوجد#5324- كسي كه دوستياش به تو سود نبخشد دشمنياش به تو زيان رساند#5324- من لم تنفعك صداقته ضرّتك عداوته#5325- از نعمتهاي الهي است دوست صميمي و راست#5325- من النّعم الصّديق الصّدوق#5326- دوستي را با كسي قطع مكن اگر چه او ناسپاسي و كفران كند#5326- لا تقطع صديقا و ان كفر#5327- زنهار كه دشمن دوست خود را دوست مگيري كه با دوست خود دشمني كرده‏اي#5327- لا تتّخذنّ عدوّ صديقك صديقا فتعادي صديقك#5328- دوست صميمي راستگو از دوستي خود بر نميگردد اگر چه به او جفا شود#5328- لا يحول الصّديق الصّدوق عن المودّة و ان جفي#5329- كسي كه دوست صميمي ندارد، ذخيره و اندوخته‏اي ندارد#5329- من لا صديق له لا ذخر له#5330- كسي كه از دوستان خود جدا گردد زندگي ندارد#5330- لا عيش لمن فارق احبّته#5331- كسي كه رغبت در زندگي تو دارد به ريسمان تو چنگ زده (و به همين مقدار رعايت او بر تو لازم است)#5331- من رغب في حياتك فقد تعلّق بحبالك#5332- رفيق و همراه همانند دوست است و از اين رو رفيق موافقي براي خود برگير#5332- الرّفيق كالصّديق فاختره موافقا#5333- در تنگدستي آشكار شود مواسات نيكوي دوست#5333- في الضّيق يتبيّن حسن مواساة الرّفيق#5334- سؤال كن و جويا شود از رفيق، پيش از جويا شدن و انتخاب راه#5334- سل الرّفيق قبل الطّريق#5335- جز اين نيست كه رفيق را رفيق گويند بخاطر آنكه همراهي كند و ياري رساند تو را در اصلاح دين تو، و اگر كسي تو را بر اصلاح دين و آيينت همراهي كرد او رفيق مهربان است#5335- انّما سمّي الرّفيق رفيقا لانّه يرفقك علي صلاح دينك فمن اعانك علي صلاح دينك فهو الرّفيق الشّفيق#5336- رفيق ستوده راه نيست كسي كه همراه خود را نيازمند به جدال كردن با او كند#5336- ليس برفيق محمود الطّريقة من احوج صاحبه الي مماراته#5337- رفيق در دنياي هر كس، همانند رفيق در دين او است#5337- الرّفيق في دنياه كالرّفيق في دينه