﻿#5536- طمع زيان بار است#5536- الطّمع مضرّ#5537- طمع رنج و محنت است#5537- الطّمع محنة#5538- طمع بردگي است#5538- الطّمع رقّ#5539- طمع فقر و نداري است#5539- الطّمع فقر#5540- طمع خوار كننده است، و پارسايي بزرگ كننده#5540- الطّمع مذلّ، الورع مجلّ#5541- طمع آغاز شرّ و بدي و گام نخست آن است#5541- الطّمع اوّل الشّرّ#5542- طمع فقري است حاضر و آماده#5542- الطّمع فقر حاصر#5543- طمع خوار كننده‏اي است حاضر#5543- الطّمع مذلّة حاضرة#5544- خواري به همراه طمع است#5544- الذّل مع الطّمع#5545- آنچه مورد طمع و حرص باشد، موجب خواري مردان شود#5545- المطامع تذلّ الرّجال#5546- طمع بردگي هميشگي است#5546- الطّمع رقّ مخلّد#5547- شخص طمعكار هميشه خوار است#5547- الطّامع ابدا ذليل#5548- طمع امير و فرمانروا را خوار گرداند#5548- الطّمع يذلّ الامير#5549- طمعكار هميشه به زنجير خواري بسته شده است#5549- الطّامع ابدا في وثاق الذّلّ#5550- طمع يكي از دو بخش خواري است#5550- الطّمع احد الذّلّين#5551- خواري و پستي و بدبختي در طمع و حرص است#5551- المذلّة و المهانة و الشّقاء في الطّمع و الحرص#5552- طمع وارد كننده‏اي است كه بازنگرداند، و ضامني است كه وفا نكند#5552- الطّمع مورد غير مصدر و ضامن غير موف#5553- زنهار بپرهيزيد از پستي آز و طمع كه اساس هر بدي، و كشتزار خواري، و پست كننده نفس، و رنج دهنده بدن ميباشد#5553- ايّاكم و دنائة الشّره و الطّمع فانّه رأس كلّ شرّ، و مزرعة الذّلّ و مهين النّفس، و متعب الجسد#5554- فقيرترين مردم شخص طمعكار است#5554- افقر النّاس الطّامع#5555- نابود كننده‏ترين چيزها طمع است#5555- اهلك شي‏ء الطّمع#5556- زيانبارترين چيزها طمع است#5556- اضرّ شي‏ء الطّمع#5557- زشت‏ترين چيزها طمع است#5557- اقبح الشّيم الطّمع#5558- بدترين چيزها طمع است#5558- اسوء شي‏ء الطّمع#5559- ريشه آز طمع است، و ميوه‏اش نكوهش (مردم)#5559- اصل الشّره الطّمع و ثمرته الملامة#5560- به هلاكت انداخته خويش را كسي كه طمع را شعار خويش ساخته است#5560- ازري بنفسه من استشعر الطّمع#5561- بيشترين قربانگاه عقلها، در پرتو طمعها است#5561- اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع#5562- بزرگترين مردم در خواري، طمعكار حريص شك‏دار است#5562- اعظم النّاس ذلّا الطّامع الحريص المريب#5563- به راستي كه انسان عاقل در برابر طمع فريب نخورد#5563- انّ العاقل لا ينخدع للطّمع#5564- اگر فرمان بردار طمع گشتي، تو را به نابودي كشاند#5564- ان أطعت الطّمع ارداك#5565- آفت قاضيان طمع است#5565- آفة القضاة الطّمع#5566- به وسيله طمعهاست كه گردن مردان خم و خوار گردد#5566- بالاطماع تذلّ رقاب الرّجال#5567- قرين و همراه بدي است طمع براي دين#5567- بئس قرين الدّين الطّمع#5568- بلا و گرفتاري مرد در پيروي از طمع و آرزو است#5568- بلاء الرّجل في طاعة الطّمع و الامل#5569- ميوه طمع، بدبختي است#5569- ثمرة الطّمع الشّقاء#5570- ميوه طمع، خواري دنيا و آخرت است#5570- ثمرة الطّمع ذلّ الدّنيا و الآخرة#5571- زيبايي شرّ و بدي، طمع است#5571- جمال الشّرّ الطّمع#5572- بهترين كارها آن است كه از طمع عاري و برهنه باشد#5572- خير الامور ما عري عن الطّمع#5573- نشانه و راهنماي پارسايي نيك، جدا ساختن نفس از خواري طمع است#5573- دلالة حسن الورع عزوف النّفس عن مذلّة الطّمع#5574- طمع و آز را واگذار، و بر تو باد به ملازمت پاكدامني و پارسايي#5574- ذر الطّمع و الشّره و عليك بلزوم العفّة و الورع#5575- خواري مردان در طمع كاريهاست، و نابود شدن عمرها در فريبكاري آرزوها است#5575- ذلّ الرّجال في المطامع و فناء الآجال في غرور الآمال#5576- اساس پارسايي رها كردن طمع است#5576- رأس الورع ترك الطّمع#5577- سوار شدن بر مركب‏هاي طمع، ميزند گردنهاي مردان را#5577- ركوب الاطماع يقطع رقاب الرّجال#5578- سبب تباهي يقين طمع است#5578- سبب فساد اليقين الطّمع#5579- سبب تباه شدن پارسايي، طمع است#5579- سبب فساد الورع الطّمع#5580- وسيله اصلاح نفس، كمي طمع است#5580- صلاح النّفس قلّة الطّمع#5581- به وسيله ورع و پارسايي با طمع بجنگيد و مخالفت كنيد#5581- ضادّوا الطّمع بالورع#5582- در هنگام فريب دادن طمعها و آرزوهاست كه گول ميخورد عقلهاي نادانان و آزمايش شوند خردمندان از مردان#5582- عند غرور الاطماع و الآمال تنخدع عقول الجهّال و تختبر الباب الرّجال#5583- كسي كه برده طمع شد، تا ابد روي آزادي را نخواهد ديد#5583- عبد المطامع مسترقّ لا يجد ابدا العتق#5584- نيرنگ زده است به نفس خويش، كسي كه جام طمع بر آن نوشانده است#5584- غشّ نفسه من شرّ بها الطّمع#5585- تباهي دين در طمع است#5585- فساد الدّين الطّمع#5586- طمع با خواري قرين و همراه است#5586- قرن الطّمع بالذّلّ#5587- اندكي از طمع، پارسايي و ورع بسيار را تباه كند#5587- قليل الطّمع يفسد كثير الورع#5588- هر طمعكاري اسير و دربند است#5588- كلّ طامع اسير#5589- چگونه مالك پارسايي شود (و پارسا گردد) كسي كه طمع بر او فرمانروا گشته است#5589- كيف يملك الورع من يملكه الطّمع#5590- طمع بسيار نشانه كمي پارسايي است#5590- كثرة الطّمع عنوان قلّة الورع#5591- كسي كه طمع اختيار او را در دست گيرد خوار گردد#5591- من ملكه الطّمع ذلّ#5592- كسي كه ملازم طمع باشد، پارسايي را از دست ميدهد#5592- من لزم الطّمع عدم الورع#5593- كسي كه طمعش بسيار شد قربانگاهش بزرگ شود#5593- من كثر طمعه عظم مصرعه#5594- كسي كه طمع را شعار خويش گرداند (و جامه طمع بر تن كند) نوميدي بر او جرعه پي در پي دهد#5594- من اتّخذ الطّمع شعارا جرّعته الخيبة مرارا#5595- كسي كه وعده طمع دروغي را به خاطر بگذراند، عطايي كه ميخواهد به او برسد دروغگو در آيد#5595- من حدّث نفسه بكاذب الطّمع كذّبته العطيّة#5596- كسي كه نفس خويش را از پستي طمع‏كاريها پاك نكند، نفس خود را خوار كرده و در آخرت خوارتر و رسواتر است#5596- من لم ينزّه نفسه عن دنائة المطامع فقد اذلّ نفسه، و هو في الآخرة اذلّ و اخزي#5597- كسي كه طمع كند خوار گردد و به تعب و رنج گرفتار شود#5597- من طمع ذلّ و تعنّي#5598- ملاك و معيار بدي طمع است#5598- ملاك الشّرّ الطّمع#5599- براي آرزو، طمع كمك كار خوبي است#5599- نعم عون الامل الطّمع#5600- تيرگي دين، طمع است و اصلاح آن به ورع و پارسايي است#5600- نكد الدّين الطّمع و صلاحه الورع#5601- پناه ميبريم به خدا از طمع‏كاريهاي بد و انديشه‏هاي ناپسند#5601- نعوذ باللّه من المطامع الدنيّة و الهمم الغير المرضيّة#5602- پارسايي و ورعي كه انسان را نجات دهد، بهتر است از طمعي كه نابود گرداند#5602- ورع ينجي خير من طمع يردي#5603- پارسايي و ورعي كه عزيز گرداند بهتر است از طمعي كه خوار گرداند#5603- ورع يعزّ خير من طمع يذلّ#5604- طمع نكن در آنچه شايسته آن نيستي#5604- لا تطمع فيما لا تستحقّ#5605- نبايد طمع تو را به بردگي خويش در آورد در حالي كه خداوند تو را آزاد قرار داده است#5605- لا يسترقّنّك الطّمع و قد جعلك اللّه حرّا#5606- نبايد طمع تو را به بردگي در آورد و از آن دوري گزين#5606- لا يسترقّنّك الطّمع و كن عزوفا#5607- نفس خويش را در اختيار فريب طمع مگذار، و به خوانندگان و دعوت كنندگان به آز پاسخ مده كه اين دو براي تو بدبختي و خواري كسب كنند#5607- لا تملّك نفسك بغرور الطّمع و لا تجب دواعي الشّره فانّهما يكسبانك الشّقاء و الذّلّ#5608- هر چه را شنيدي در آن طمع نكن كه همين براي حماقت و ناداني تو كافي است#5608- لا تطمع في كلّ ما تسمع فكفي بذلك حمقا#5609- چيزي همانند طمع، دين را تباه نكند#5609- لا يفسد الدّين كالطّمع#5610- پارسايي با طمع جمع نشود#5610- لا يجتمع الورع و الطّمع#5611- كسي خوارتر از طمعكار نيست#5611- لا اذلّ من طامع#5612- خصلتي خوار كننده‏تر از طمع نيست#5612- لا شيمة اذلّ من الطّمع#5613- دين با وجود طمع سالم نماند#5613- لا يسلم الدّين مع الطّمع#5614- خواري و ذلّتي بزرگتر از طمع نيست#5614- لا ذلّ أعظم من الطّمع#5615- اندكي از طمع تباه سازد بسياري از پارسايي را#5615- يسير الطّمع يفسد كثير الورع#5616- نفس خود را به طمع نينداز براي بيشتر از مقدار كفاف زندگي، كه در اين صورت بر تو غالب شود به افزون خواهي#5616- لا تطمعنّ نفسك فيما فوق الكفاف فيغلبك بالزّيادة#5617- طمع، پارسايي را تباه كند و فجور و گناه، تقوا را#5617- يفسد الطّمع الورع، و الفجور التّقوي#5618- انسان آزاد تا زماني كه طمع كند برده است#5618- الحرّ عبد ما طمع